لزوم آشنایی کودکان با محیطزیست در گفتوگو با نویسندگان و کارشناسان
نسلی که با عشق به طبیعت سبز میشود
۲۱ مرداد ۱۴۰۴، ۱۸:۳۴
بحرانهای محیطزیستی در دنیای امروز، دیگر مفاهیمی دور و انتزاعی نیستند؛ تغییراقلیم، کاهش منابع آب، نابودی جنگلها و آلودگی هوا، همه و همه واقعیتهایی هستند که روی کیفیت زندگی نسل امروز و فردا اثر میگذارند. بنابراین، اگر بخواهیم آیندهای سبزتر داشته باشیم، باید از امروز، کودکان خود را با محیطزیست آشنا کنیم. اما این آشنایی قرار نیست در قالب پند و اندرز و «بکن، نکن» باشد. تجربه نشان داده که فرمان دادن و نصیحت کردن، تأثیر ماندگاری ندارد. آنچه اثرگذار است، ایجاد شناخت، احساس تعلق و حس مسئولیتپذیری است. پس میتوانیم از تجربههای واقعی شروع کنیم و بهجای اینکه به بچه بگوییم «درخت مهم است و نفس کشیدن ما را آسانتر میکند»، اجازه دهیم زیر سایهاش بازی کند، برگهایش را لمس کند یا میوهاش را بچیند. چون او وقتی عاشق طبیعت میشود که آن را لمس کند، ببیند و بشنود. یک بازدید ساده از پارک یا باغوحش شهری، یک گردش خانوادگی در جنگل یا کنار رودخانه، حتی یک باغچه کوچک در خانه، میتواند نخستین قدم باشد. یک راه مؤثر دیگر برای آشناکردن بچهها با محیطزیست، قصه و داستان است.
داستانها، زبان مشترک کودکان و بزرگسالاناند. وقتی یک شخصیت خیالی، مثل یک پرنده کوچک یا یک قطره آب، در ماجرایی خیالی به مشکل برمیخورد، کودک ناخودآگاه با او همذاتپنداری میکند. ازاینرو، کتابهای داستانی با محوریت محیطزیست میتوانند احساس همدلی را در بچهها بیدار کنند.
فیلم، انیمیشن و موسیقی هم روشهای مؤثری برای گفتن از محیطزیست و اهمیت آن است. ترانهها و شعرهای کودکانه با مضامین طبیعت نیز کمک میکنند مفاهیم ساده در ذهن بچهها ماندگار شود. از سوی دیگر، بازی زبان طبیعی کودک است. به زیبایی میتوان مفاهیم محیطزیستی چون جمعآوری و بازیافت زباله، مصرف درست آب و منابع انرژی را با بازی به او منتقل کرد.
یکی دیگر از روشهای مؤثر در حفاظت از محیطزیست، سپردن مسئولیتهای کوچک به کودکان است. وقتی کودک احساس کند بخشی از یک کار مهم است، بیشتر انگیزه پیدا میکند. برای مثال، خوب است اگر مسئولیت آبیاری گلدانهای خانه را به او بسپاریم. مهمتر از همه اینکه بچهها با چشمهایشان یاد میگیرند، نه گوشهایشان. اگر والدین و مربیان خودشان به طبیعت احترام بگذارند، کمتر از بطری پلاستیکی یکبارمصرف استفاده کنند یا روی زمین، زباله نریزند، کودک این رفتار را یاد میگیرد و ناخودآگاه تکرار میکند.
قصه؛ پلی میان کودک و محیطزیست
«افسانه احسانی»، مدرس و فعال گردشگری پایدار، در گفتگو با «پیام ما» و در پاسخ به اینکه چگونه میتوان بچهها را با محیطزیست آشنا کرد، میگوید: «چند روز پیش تئاتری دیدم که براساس یک کتاب نوشته شده بود. اجرای بچهها بسیار خوب و حرفهای بود، اما موضوع داستان، خطی و خستهکننده بهنظر میرسید. جالب بود که هنوز هم بعضی نویسندهها اینقدر کلیشهای مینویسند: «به طبیعت احترام بگذاریم»، «درختان را حفظ کنیم» و… چنین پیامهایی دیگر برای بچهها جذابیتی ندارد. ما باید به بچهها بگوییم: محیطزیست فقط جنگل و دریا نیست؛ خود انسان هم بخشی از آن است و کودک هم جزئی از همین اکوسیستم است.»
بهگفته این کارشناس گردشگری، وقتی همه موجودات را بهصورت یک کل ببینیم، نگاهمان عوض میشود. اگر کودک بداند آب چگونه بهوجود میآید، سرچشمه آن کجاست، باران چطور شکل میگیرد و جنگلها چگونه جلوی فرسایش را میگیرند، دیگر نیازی به امر و نهی نخواهد بود. چون شناخت، علاقه میآورد و حفاظت، درپی علاقه میآید و این، همان حس تعلق و مشارکتی است که پایه و زیربنای هر رفتاری بهشمار میرود.
احسانی، شناخت را لازمه هر تغییری میداند: «هر چه بیشتر درباره زیباییهای طبیعت با بچهها صحبت کنیم و از برگ و گل و پرنده بگوییم، بهتر است. مثلاً چرا درختها با هم همزیستی میکنند یا چرا یک پرنده، یک درخت خاص را برای نشستن انتخاب میکند؟ طبیعی است که قصههای تازهای از دل همین «چرا»ها بیرون میآید و قصه، قالب جذابی برای بچههاست.»
رئیس هیئتمدیره مؤسسه «آوای طبیعت پایدار» اشاره میکند که قصه، روشی مؤثر برای گفتن از محیطزیست است و از اهمیت آن برای بچهها میگوید: «میتوان در قالب داستان به بچهها گفت، وقتی درختان زیادی را در جنگلهای هیرکانی و بهبهانه رونق گردشگری قطع میکنند، از تعداد پرندهها کم میشود؛ چون پرندگان برای بقای خود به استتار و پنهانشدن در شاخه و برگ درختها نیاز دارند. بنابراین، بهجای دیگری میروند و با رفتنشان بر شمار درختان آفتزده افزوده و چرخه طبیعی کنترل آفات مختل میشود؛ اتفاقی که درنهایت به انسان هم آسیب میزند. البته نویسندگان ایرانی این کار را کردهاند. خود من داستانهای «مهدی رجبی» مانند «اندوه بالابان» را تحسین میکنم.»
پژوهشگر کتاب «دوتوک؛ عروسک کوچک بلوچی» براین باور است که نباید به کودکان، احساس ناراحتی و عذاب وجدان داد: «اصلاً نگرانی درباره کمبود آب و انرژی، نباید به آنها منتقل شود؛ من بچههایی را دیدهام که از ترس کمآبی و آسیبزدن به محیطزیست حمام نمیکنند. تنها کافی است به کودکان شناخت بدهیم تا آن حس تعلق شکل بگیرد و حس عاملیتشان تقویت شود. کودک باید باور کند که میتواند مؤثر باشد، تغییر ایجاد کند و بخشی از فرایند حل مسئله باشد.»
محیطزیست، در محاصره حاشیهها
«انجمن یوزهای شریف»، نوشته «حمید اباذری» است. نویسندهای که دلش میخواهد دنیای داستان و روایت را با تجربههای حفاظت از محیطزیست پیوند بزند. ناشر این اثر «انتشارات فنی ایران» است که در چند سال گذشته، فراتر از قدوقامت یک ناشر به این موضوع پرداخته است.
بهگفته اباذری، محیطزیست از جمله موضوعاتی است که بارها و بارها درباره آن گفته شده؛ اما همهشان بینتیجه مانده است. گویی برخی مسائل با وجود اهمیتشان، همچنان درجا میزنند. برای مثال، بعد از جنگ جهانی دوم، آنقدر فیلم، داستان و رمان درباره جنگ ساخته و نوشته شد که تصور میرفت دیگر جهان، طعم جنگ را نخواهد چشید؛ اما امروز در گوشهوکنار دنیا، جنگهای کوچک و بزرگ همچنان ادامه دارند. در مورد محیطزیست نیز همین است. آگاهی فراوانی وجود دارد، اما عوامل پنهان و موانعی جدی، اجازه نمیدهند نتیجه دلخواه حاصل شود.
نویسنده «هوشا در جستوجوی راز زیست گنبد» در گفتوگو با «پیام ما» بیان میکند که گاهی بحثها درباره محیطزیست به حاشیههایی عجیب کشیده میشود؛ مثل این مسئله که آیا باید حیوان خانگی داشت یا نه؟ یا اینکه به سگها غذا بدهیم یا ندهیم؟ تقلیل مسائل محیطزیست به موضوعات اینچنینی، بیشتر شبیه گفتمان سلبریتیها با هدف جلب توجه و افزایش دنبالکننده است. درحالیکه این حاشیهها ما را از اصل موضوع دور میکند؛ اصل این است که جنگلهای هیرکانی، هر روز کوچکتر میشوند یا منابعی از بین میروند که برگشتناپذیرند.
اباذری همچون احسانی، شناخت را لازمه حفاظت از محیطزیست میداند: «یک دهه پیش، زمانی که «انجمن یوزهای شریف» را نوشتم، به این فکر کردم که آگاهی، در کودکان و حتی بزرگترها، علاقه و حساسیت ایجاد کند. در همان کتاب، از یوز ایرانی و تعداد اندکش گفتم. درباره گوزن زرد و شیر ایرانی هم نوشتهام. بهزودی هم یک مجموعه از من درباره رشتهکوه البرز و زاگرس، گونههای در حال انقراض، بیابان لوت و دشت کویر از سوی انتشارات مهرک منتشر میشود تا کودکان و نوجوانها را با فضایی که در آن زندگی میکنند، بیشتر آشنا کند.»
نویسنده کتاب «خلیجفارس» به ضرورت استفاده از هنر و وجود یک آگاهی عمیقتر در ارتباط با محیطزیست اشاره میکند: «ما همه میدانیم کمبود آب داریم و جنگلها آرامآرام از بین میروند، اما شناختی که در قالب ناداستان یا توضیح علمی باشد، به کار نمیآید. ما به آگاهی عمیقتری نیاز داریم. اینجاست که هنر میتواند نجاتدهنده و یاریرسان باشد. البته این راه، چندان ساده نیست و نباید انتظار داشته باشیم زود به نتیجه برسیم، اما چارهای جز تلاش نداریم.» بهگفته او، آشناکردن کودکان با محیطزیست یک پروژه کوتاهمدت نیست، بلکه فرایندی مداوم و لذتبخش است: «با ترکیب تجربه عملی، داستان، بازی، هنر و الگو بودن بزرگترها، میتوان نسلی را تربیت کرد که نه با اجبار، بلکه با عشق و شناخت از زمین محافظت میکند.»
نویسنده؛ مرثیهخوان طبیعت
کتاب «اندوه بالابان» در قالب داستان به موضوع قاچاق پرندگان شکاری ارزشمند ایران مانند بالابان به کشورهای حاشیه خلیجفارس میپردازد. مهدی رجبی، نویسنده این کتاب، در گفتوگو با «پیام ما» تأکید میکند که نباید بچهها را دچار عذاب وجدان یا اضطراب کنیم: «راستش را بخواهید نگاه من بهعنوان داستاننویس در وهله اول، سرگرم کردن بچهها و چشاندن لذت ادبی به آنهاست. پس اگر بخواهیم مفهومی را به کودکان منتقل کنیم، بهتر است غیرمستقیم باشد. تلاش خود من در چهار یا پنج کتابی که درباره محیطزیست نوشتهام، این بوده که همهچیز غیرشعاری و باورپذیر باشد تا بچهها با حیوانها، محیطزیست و شخصیتهایی که نگران طبیعت هستند، همدلی کنند.»
نویسنده «ماهیهای کف رودخانه» مشکل محیطزیست در ایران را زیرساختی میداند: «فرهنگ سوءاستفاده و کاسبی از محیطزیست، کاملاً نهادینه شده است. در یک روستای کوچک، ۵۰۰ اینچ آب از دل زمین بیرون میکشند برای آبیاری غرقابی؛ این یعنی خشکاندن تمام منابع زیرزمینی. حالا هی به مردم در خانه بگو: آب کممصرف کنید. بینواها، حتی اگر کم مصرف کنند هم بیفایده است؛ چون مصرف خانگی شش درصد هم نیست. آن هم زمانیکه در مناطق کویری، کارخانه فولاد و صنایع دیگر راه میاندازند و کل آب منطقه را هدر میدهند.»
رجبی معتقد است ما نویسندهها، تنها و تنها مرثیه این ویرانی را روایت میکنیم: «چه درباره انقراض گونهها، چه تخریب جنگل، خاک، رود و دریا. فکر میکنم هر حرف دیگری بزنم، شعاری خواهد بود. تغییر نه در توان هنر و ادبیات است و نه وظیفه آن. هنرمند فقط هشدار میدهد و آن هشدار را زیبا بیان میکند تا به جانها بنشیند، اما وقتی مشکلات ریشهای و بنیادین است، کار زیادی از دست کتاب برنمیآید. طبیعت و محیطزیست ایران در معرض خطر جدی نابودی است و اگر ساختار جراحی نشود، همهچیز در آینده بسیار نزدیک روبهویرانی میگذارد.»
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
فناوریهای نوین و همکاریهای منطقهای در نقشه راه تالابهای ایران
«پارک ملی صیدوا» بهشت پلنگ ایرانی و مرال در سمنان
رئیس اداره حفاظت تالابهای محیطزیست گلستان:
تالاب آلاگل همچنان در تنش آبی است
هشدار رئیس سازمان هواشناسی:
تنش آبی در تهران و مشهد محسوس است
تخریب گسترده اراضی توسط برخی معادن/چالش پسماندهای صنعتی در ساوه و زرندیه استان مرکزی
چگونه حال دریاچه ارومیه «خوب» خواهد ماند؟
جانی دوباره بر پیکره تالاب قوریگل
کودکان و جنگ
تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانهای و مراقبتهای ضروری در روزهای جنگ
کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند
پسماندهایی که هنـــــوز میجنگند
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
حضور پلنگ ایرانی در ارتفاعات رودبار تأیید شد؛+ فیلم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید