نگاهی به تصاویری که به‌تازگی از تجریش منتشر شده

استراتژی روایت‌ها





استراتژی روایت‌ها

۲۵ تیر ۱۴۰۴، ۱۶:۳۱

۲۵ خرداد بود، فردای شبی پرآتش که آسمان تهران از لهیب آتش‌، سرخ بود، هنوز انبار نفت شهران داشت می‌سوخت که خبر حمله به میدان تجریش منتشر شد. برخلاف دو شب گذشته، در روز روشن و در محلی پرتردد حمله صورت گرفته بود. هیچ آماری منتشر نشد. مثل دو روز گذشته که آماری از کشته‌ها و مصدومان نبود. تصاویر اما می‌گفتند ابعاد فاجعه گسترده‌ است و غیرنظامیان بسیاری آسیب دیده‌اند، از جمله آن مادر حیران و نوزاد در آغوشش در پیاده‌راه خیابان شریعتی. فضای میدان تجریش ملتهب بود و فاجعه بخشی از شهر را فلج کرده بود، این را تصاویر فریاد می‌زدند. گزارش خبرگزاری دانشجو اما از «تحت کنترل بودن اوضاع» گفت، از آرام بودن همه‌چیز…؛ ما باور نکردیم. عزیزانمان در آن محدوده گفته بودند صدای انفجار شنیده‌اند. گفته بودند آب منطقه قطع شده. شاهدان عینی گفته بودند آب جاری گل‌آلود خیابان را تسخیر کرده است. گفته بودند در آن آب آدم‌هایی را دیده بودند. گفته بودند در آن آب گل‌آلود تصاویر فجیعی دیده بودند. مسئولان شهرداری اما گفتند جاری شدن این آب در خیابان ناشی از شکستگی لوله است. آبی گل‌آلود که هنوز در میان روایت‌های مربوط به آن روز میدان تجریش جاری است.

دوازدهم تیرماه تصویری از دوربین‌های ترافیک شهری منتشر شد که لحظه انفجار را نشان می‌داد. فاجعه عمیق‌تر از آن بود که قابل‌باور باشد و همین شد دستاویزی برای برخی بلاگرهای روز مبادایی و برخی رسانه‌ها تا با موشکافی‌های عجیب، تفاسیری از ویدئو را منتشر کنند. برخی از این موشکافی‌ها به این نتیجه رسید که این ویدئو ساخته و پرداخته هوش مصنوعی است. اما در همان اثنا روایت‌ شاهدان عینی چیز دیگری می‌گفت؛ از تکه‌های پیکر آدم‌ها در آن آب جاری گل‌آلود تا روایت‌های کادر درمان بیمارستان شهدا. آنها حقیقت را دیده بودند. دیده بودند که آدم‌ها و ماشین‌ها له شده‌اند. دیده بودند که بسیاری اجساد قابل‌شناسایی نیستند. دیده بودند آن‌همه تصویر مهیب را. اما اصرار همچنان ادامه داشت که تصویر منتشرشده را هوش مصنوعی ساخته است. یکی از دلایل این اصرار هم این بود که این تصاویر توسط رسانه‌هایی با جهت‌گیری خاص منتشر شده بود.

۱۰ روز پس از این موشکافی‌ها و روایت‌ها و جدل‌ها در فضای مجازی و حقیقی، همچنان روایت دقیق‌تری در دسترس عموم نبود، جز همان گزارش‌ رسانه‌ها که به سراغ شاهدان عینی رفتند تا حقیقت را ثبت کنند. تا اینکه صداوسیما شب ۲۴ تیرماه، در برنامه «ثریا» تصاویر کامل دوربین‌های ترافیکی از لحظات حمله را پخش کرد. حالا دوربین ترافیک بعد از حادثه می‌چرخد. زاویه‌دید گسترده است. می‌شود جزئیات بیشتری را دید. آب گل‌آلود از زمین می‌جوشد و جاری است. ماشین‌های له شده، درخت‌های شکسته و آدم‌هایی که بی‌مهابا به کمک زخمی‌ها می‌رفتند و کشته‌هایی با جسم‌های متلاشی می‌دیدند. یادم می‌آید در یکی از روایت‌ها خوانده بودم که کابل برق داخل آب افتاده بود و بسیاری می‌ترسیدند به داخل آب بروند. در این تصاویر اما مردان سرگشته به دل مهلکه می‌زنند، شاید کسی را نجات دهند. یادم می‌آید در یکی از تصاویر دیدم یکی از پرستاران بیمارستان شهدا، تختی را به‌دنبالش می‌کشد و می‌دود به محل حادثه. یادم می‌آید یکی از پرستاران بیمارستان گفته بود جمجمه‌ای شکسته را دیده که مغزش را آب با خود برده و فکر کرده بودم چرا اینقدر مهیب روایت کرده و یادم آمده بود که جنگ همین‌قدر مهیب است. در تصاویر جدید مردی از دل آن آوار خیس چیزی را از زمین برمی‌دارد، انگار باقیمانده جسم کسی باشد، آن را به زمین می‌اندازد و با دو دست روی سر می‌کوبد و حیران دور خود می‌چرخد و شوکه است از چیزی که دیده. اینها هوش مصنوعی نیست، لحظاتی است که بر مردم این شهر گذشته، اما چرا یک ماه بعد از حادثه منتشر شده است؟ یعنی باید باور کنیم که این تصاویر تازه به‌دست سازندگان برنامه رسیده؟ باور کنیم که هیچ استراتژی در انتشار این تصاویر نبوده؟ باور کنیم که آن مسئول شهرداری آن روز از فاجعه خبر نداشته و واقعاً فکر می‌کرده که لوله شکسته است؟ باور کنیم که در تمام این روزها در یک بازی رسانه‌ای چرک گیر نیفتاده بودیم که یک‌سوی آن می‌خواهد بگوید «آسفالت خیابان سالم است و انفجاری با این ابعاد در کار نبوده» و سوی دیگر، اطلاعات و تصاویر را قطره‌چکانی پیش چشممان می‌گذارد تا جنگ را برایمان تازه نگه دارد؟ یعنی در تمام آن ۱۰ روز و در تمام این یک ماه که برخی با موشکافی‌شان نمک به زخم بازماندگان آن حادثه زدند، که برخی باور نکردند کشته‌شدن آدم‌ها را و آن تصاویر فجیع را، که حقیقت گوشه‌ای در بند مانده بود، این تصاویر جایی در آرشیو صداوسیما ذخیره شده بود تا در روز مبادا منتشر شود؟ یک ماه پس از حادثه؟ این دیگر جنگ روایت‌ها نیست. بیش از آنکه جنگ روایت‌ها باشد، استراتژی روایت‌ها برای بازی با افکار است. 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق