در مذمّت آنانی که ایران را فروختند و به هم‌وطنان خود پشت کردند

تو سبزِ جاودانْ بمان





تو سبزِ جاودانْ بمان

۲۰ تیر ۱۴۰۴، ۱۶:۳۸

«گر به‌اندازه بال پشه‌ای به فرهنگ و تمدن ایران خدمت کرده باشم، زندگانی من بیهوده نبوده است.»

مجتبی مینوی

تاریخ ایران‌زمین سرشار و سراسر است از میهن‌دوستان و وطن‌پرستان. جای‌جای گذشته این کهن‌بوم را اگر بنگریم و بخوانیم، مملو است از مبارزان و سیاستمدارانی که تا پای جان، به جدّ و جهد، برای آبادی و آزادی این دیار پوییدند و جوییدند و کوشیدند و نامی چنان نیک از خود به یادگار گذاشتند ‌که برای امروز و اکنونمان ماندگار شد و ما هنوز و همچنان به آنها می‌بالیم و می‌نازیم. 

اما در مقابل، بسیار کسان هم بوده‌اند که بندبند وجودشان آکنده و آلوده به وطن‌فروشی بوده است. آنانی که میهن خود را به ثمن بخس و ارزان و رایگان به بیگانه فروختند و نام نحس خود را در زمره بی‌وطنان ثبت کردند. جماعتی که به‌ویژه در عهد قاجار و عصر پهلوی بیشتر می‌شناسیم‌شان و به تفاریق، در مخاصمه‌ای یا معاهده‌ای، با جانب‌داری و جهت‌گیری از روسیه تزاری یا بعداً شوروی، انگلیس، آلمان، عثمانی، آمریکا و عراق پرداختند و یا حتی جامه احتکار بر تن کردند و تیره‌بختی مردمشان را سبب شدند. اگر از این نقل کوچه و بازار بگذریم که «اگر بر دماوند برف نبارد، کار کار انگلیسی‌هاست»، تاریخ ایران، دست‌کم در این ۲۰۰ سالِ عصر معاصر، آدم‌های بسیار داشته است که به‌نحوی با بیگانه مرتبط بوده‌اند؛ برخی‌شان پای در سفارت بیگانه داشتند و رفت‌وآمد منظم و مستمری و مواجب معین و بعضی دیگر روابطی داشته‌اند. گروهی در مقاوله‌ها و معاقده‌ها و کودتاها و شورش‌ها و انقلاب‌ها نقش ایفا کردند و عده‌ای بازیگر منازعه‌ها بودند. دراین‌میان، اگرچه به‌ویژه در دوران قاجار و پهلوی، نام‌هایی هم همیشه به اتهام همکاری یا حتی جاسوسی برای بیگانه مطرح بوده‌اند، اما یا اینها انگی بیش نبوده و آلوده به اغراض و اهداف شده یا با وجود دوستی با خارجی، ایران را نیز از یاد نبرده‌اند. مثلاً درباره میرزاابوالحسن‌خان شیرازی (ایلچی)، میرزاحسین‌خان سپهسالار، میرزاحسن‌خان وثوق‌الدوله، سیدضیاءالدین طباطبایی، سیدحسن تقی‌زاده، محمدعلی فروغی (ذکاءالملک)، احمد قوام و خیلی اسامی دیگر که از حوصله این مقال و مجال بیرون است، همیشه متهم بوده‌اند به این همکاری. برای برخی‌شان ثابت شده است و دلیل و برهان و سند و مدرک وجود دارد و برای بعضی هنوز نه. و البته کسان فراوانی هم وطن‌فروشانی بوده‌اند که جرمشان در تاریخ محرز شده، ولی اسم‌شان در میان نیست.

موارد آخرش هم در همین جنگ تحمیلی اسرائیل علیه ایران آخر رقم خورد و کسانی سر برآوردند که علناً و عملاً عامل رژیم صهیونسیتی بودند و یا در رسانه‌ها سوگیری عیان و عریان کردند یا پهپاد و ریزپرنده در اقصی نقاط ایران بلند کردند و مردم را به خاک و خون کشیدند.

باری این بحران‌ها می‌آیند و می‌روند. هرچند شماری به‌ناحق در مظان این گمان قرار گرفته‌اند، اما دسته‌ای هم به‌واقع وطن خود را فروخته‌اند و به مردم خود پشت کرده‌اند. تاریخ بهترین و برترین گواه است. گواهی صادق تا ببینیم و بدانیم که انجام و فرجام بی‌وطنی، چیزی جز بدنامی نیست. پس باید در کار ساخت ایران برآییم و آنی و دمی برای نیل به آن عدول و نزول نورزیم که به قول محمدعلی فروغی؛ «اصلاح حال ایران و وجود آن متعلق به افکار عامه است. ایران اول باید وجود پیدا کند تا بر وجودش اثر مترتب شود. وجود داشتن ایران وجود افکار عامه است، وجود افکار عامه بسته به این است که جماعتی ولو قلیل باشند از روی بی‌غرضی در خیر مملکت کار بکنند و متفق باشند.»

 

تیتر: سطری از شعری بلند سروده سیاوش کسرایی

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن