چرا تقویت شتاب‌دهنده‌ها و پارک‌های فناوری ضروری است؟

ناپایداری استارتاپ‌ها در ایران





ناپایداری استارتاپ‌ها در ایران

۱۰ تیر ۱۴۰۴، ۱۷:۲۸

|پیام ما| با گسترش گفتمان نوآوری و کارآفرینی، استارتاپ‌ها در ایران به‌عنوان یکی از امیدهای تازه‌نفس اقتصاد دانش‌بنیان مطرح شده‌اند. بااین‌حال، واقعیت آماری و تجربی نشان می‌دهد عمر متوسط استارتاپ‌های ایرانی پایین‌تر از حد انتظار است و نرخ شکست آنها همچنان بالا باقی مانده است. در چنین شرایطی، نقش شتاب‌دهنده‌ها، مراکز رشد و به‌ویژه پارک‌های علم و فناوری، حیاتی‌تر از همیشه به‌نظر می‌رسد.

«محمدنبی شهیکی‌تاش»، معاون فناوری و نوآوری وزارت علوم، با تأکید بر اهمیت زیرساخت‌های فناورانه و سرمایه انسانی خلاق، مهمترین موانع تداوم و رشد استارتاپ‌ها را در چند حوزه کلیدی خلاصه می‌کند: نبود نظام منسجم حمایتی، ضعف سرمایه‌گذاری جسورانه (VC)، کمبود تجربه مدیریتی در تیم‌های استارتاپی و نبود پیوستگی میان مراحل ایده‌پردازی، توسعه محصول و ورود به بازار.

به‌گفته او، در ایران بسیاری از استارتاپ‌ها در مرحله رشد اولیه متوقف می‌شوند؛ چراکه یا به بازار پایدار دست نمی‌یابند یا اکوسیستم حمایتی به‌اندازه‌ای بالغ نیست که بتواند مسیر بلوغ آنها را تسهیل کند.

در یک اکوسیستم نوآوری بالغ و سالم، شتاب‌دهنده‌ها نه به‌عنوان بنگاه‌هایی صرفاً برای تبدیل ایده به محصول، بلکه به‌مثابه موتور بازتولید مستمر ایده و کسب‌وکار عمل می‌کنند. نقش آنها تسهیلگری در جریان پیوسته نوآوری است؛ یعنی ایده‌ها به‌طور مداوم وارد چرخه می‌شوند، برخی رشد می‌کنند، برخی شکست می‌خورند و برخی دیگر به فروش یا ادغام می‌رسند، اما مهمتر از موفقیت یا شکست منفرد استارتاپ‌ها، زنده‌بودن این چرخه است.

«رضا جمیلی»، فعال رسانه‌ای در اکوسیستم استارت آپ ایران معتقد است؛  شتاب‌دهنده در یک فضای سالم و غیررانتی و غیردولتی نقشش بازتولید جریان ایده-کسب‌وکار در اکوسیستم‌هاست. فارغ از خوب یا بد بودن طول عمر استارتاپ‌ها مهم این است که جریان تولد، رشد، پایان (فروش، ادغام یا حتی شکست) متوقف نشود. متأسفانه شتاب‌دهنده و مفهوم شکست‌خورده پارک‌های فناوری در ایران چنین کارکردی را از دست داده‌اند.

با‌این‌حال، در چنین فضایی شکست نه یک لکه ننگ که بخشی طبیعی و حتی مفید از فرایند یادگیری و پالایش ایده‌هاست. همان‌گونه‌که در سیلیکون‌ولی و بسیاری از زیست‌بوم‌های موفق دیگر دیده‌ایم، آنچه حیات نوآوری را تداوم می‌بخشد، همین «پویایی بدون قضاوت» در مواجهه با تولد و مرگ کسب‌وکارهاست. اما در ایران، شتاب‌دهنده‌ها عموماً در فضای رانتی، شبه‌دولتی یا دولتی رشد کرده‌اند. یعنی نه از دل نیاز بازار، بلکه از دل پروژه‌های سفارشی، بودجه‌های دولتی و رقابت‌ناپذیر بودن شکل گرفته‌اند.

با نگاهی به تحلیل متخصصان این حوزه می‌توان چنین برداشت کرد که این وضعیت باعث شده است شتاب‌دهنده‌ها به‌جای آنکه نوآفرینی کنند، به «پذیرش پروژه» مشغول شوند. فضای ریسک‌پذیری در آنها از بین رفته و به‌جای آزمون و خطا، اطمینان از بقا در اولویت آنها قرار گیرد. از سوی دیگر، پارک‌های علم و فناوری نیز در بیشتر موارد به سازمان‌هایی بروکراتیک تبدیل شده‌اند و نه به مراکزی که در نقش واسط فعال بین دانشگاه، صنعت و بازار عمل کنند. آنها به‌جای کمک به بازتولید جریان نوآوری، بیشتر درگیر اجاره دادن دفاتر، دریافت بودجه یا برگزاری رویدادهای نمایشی‌اند.

شاید برپایه تحلیل جمیلی بتوان چنین نتیجه گرفت «جریان طبیعی تولد و مرگ استارتاپ‌ها دچار انسداد شده است.» وقتی ریسک‌پذیری وجود ندارد، نوآوری هم پدید نمی‌آید و وقتی سیاستگذار به‌جای پشتیبانی از فرایند، فقط به نتیجه نگاه می‌کند، کل بازی به یک شبیه‌سازی سطحی تبدیل می‌شود.

بنابراین، زمان آن رسیده که نگاه از «طول عمر استارتاپ‌ها» به «پویایی جریان نوآوری» تغییر کند. آنچه باید حفظ شود، زیست‌بوم است، نه هر فرد یا تیم استارتاپی. این زیست‌بوم تنها درصورتی دوام می‌آورد که شتاب‌دهنده‌ها و پارک‌ها از نقش‌های ساختگی فاصله بگیرند و به نهادهایی خودجوش و پاسخگو به بازار و حامی ریسک تبدیل شوند.

شتاب‌دهنده‌ها در اکوسیستم‌های موفق جهانی، نقشی فراتر از صرفاً ارائه فضا و امکانات اولیه دارند. آنها به‌عنوان واسط‌هایی هوشمند میان ایده، تیم، سرمایه و بازار عمل می‌کنند. اما در ایران، بسیاری از شتاب‌دهنده‌ها هنوز از استانداردهای بین‌المللی فاصله دارند. نبود مدل‌های مالی شفاف، محدودیت در جذب منتورها و ضعف در اتصال به بازارهای جهانی، از جمله چالش‌هایی است که شتاب‌دهنده‌های داخلی با آن مواجه‌اند.

«نیما حسینی»، پژوهشگر توسعه فناوری، بر این باورند که «شتاب‌دهنده‌ها باید وارد مرحله حرفه‌ای‌سازی شوند. آنها باید مدل کسب‌وکار مشخص، نظام ارزیابی عملکرد و شبکه ارتباطی مؤثر با دانشگاه‌ها و صنعت داشته باشند.»

در این میان، پارک‌های علم و فناوری می‌توانند نقشی ساختاری و بلندمدت ایفا کنند. آن‌ها نه‌تنها به استارتاپ‌ها امکان استفاده از زیرساخت‌های فنی و فضای اداری مقرون‌به‌صرفه را می‌دهند، بلکه با حضور دانشگاه‌ها، شرکت‌های دانش‌بنیان و نهادهای سیاستگذار، امکان شکل‌گیری «زیست‌بوم نوآوری منطقه‌ای» را فراهم می‌کنند.

از سوی دیگر، شهیکی‌تاش، معاون وزارت علوم، می‌گوید: «توسعه پارک‌های فناوری باید بر مبنای الگوی بومی و متناسب با ظرفیت‌های منطقه‌ای باشد. ما نیازمند پیوند میان پارک‌ها و نیازهای واقعی صنعت و جامعه هستیم، نه صرفاً رشد کمی آنها.»

یکی از نقاط ضعف ساختار حمایتی استارتاپ‌ها در ایران، نبود سیاست‌های مالیاتی جذاب و تسهیلگر است. در کشورهای پیشرو، معافیت‌های مالیاتی بلندمدت، بسته‌های بیمه‌ای خاص برای استارتاپ‌ها و سرمایه‌گذاران جسور و تسهیل فرآیندهای حقوقی ثبت و مالکیت فکری، به افزایش طول عمر و کیفیت فعالیت استارتاپ‌ها کمک شایانی کرده است. با وجود برخی تلاش‌ها مانند «صندوق نوآوری و شکوفایی» یا حمایت‌های پراکنده برخی استان‌ها، هنوز نگاه سیاستگذار ایرانی به استارتاپ‌ها بیشتر پروژه‌محور و کوتاه‌مدت است، تا نظام‌مند و پایدار.

اگرچه رشد کمّی استارتاپ‌ها در سال‌های گذشته قابل‌توجه بوده، اما آنچه امروز نیاز حیاتی زیست‌بوم نوآوری کشور است، عبور از مقطعی‌نگری و حرکت به‌سوی «زیست‌بوم‌سازی پایدار» است. این هدف تنها با حرفه‌ای‌سازی شتاب‌دهنده‌ها، بازمهندسی نقش پارک‌های فناوری، تقویت ارتباط دانشگاه و صنعت، و تدوین سیاست‌های تشویقی مؤثر، قابل دستیابی است.  کاهش نرخ شکست استارتاپ‌ها تنها در گرو تزریق پول یا افزایش تعداد مراکز رشد نیست، بلکه در گرو شکل‌گیری زیرساخت‌های نرم، نظام‌های حمایتی بلندمدت، و نهادهایی است که بتوانند کارآفرینی را از یک حرکت فردی به یک جریان اجتماعی و اقتصادی مؤثر بدل کنند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شکاف دستمزدها در دانشگاه

شکاف دستمزدها در دانشگاه