گزارش «پیام ما» از نصب بزرگترین اثر برنزی خاورمیانه در روزهای حملات اسرائیل به ایران
قهرمان ملی با جنگ آمد
دهقان محمدی، مجسمهساز: مجسمه نزدیک به پنج تن برنز است و در ایران تا به حال کاری در این ابعاد ساخته نشده
۹ تیر ۱۴۰۴، ۱۹:۴۲
تیر آرش اگر رها میشد، میخورد به «لیلا» که داشت پرتقالها را یکییکی از داخل پلاستیک بیرون میآورد. اسم آرش را که میشنود، با چشمهای آبیاش به روبهرو و مجسمه نگاه میکند و خرمآباد را به یاد میآورد: «اگر میخواهی درباره آرش بدانی، یک مجسمه از آن در میدانی در خرمآباد است. من اصالتاً خرمآبادیام. پدربزرگ و مادربزرگم درواقع اهل آنجا بودند که حالا همهشان را از دست دادم.» پرتقالها را با دقت روی هم میچیند: «روزی که این مجسمه را در میدان ونک نصب کردند، من اینجا بودم. بعدش جنگ شد. من جنگ را با چشم خودم اینجا دیدم.» لیلا سه روز نخوابیده بود و جنگ در سرش تکرار میشد. صدای انفجار صداوسیما را شنیده بود: «آن روز از شهرداری اینجا بودند و داشتند کارهای نصب مجسمه را انجام میدادند. آن لحظه به مجسمه نگاه کردم. فکر کردم با تمام مشکلاتی که مردم دارند، اگر دولت از آنها حمایت کند، ایران آدمهای خوبی دارد.» او مثل خیلیهای دیگر آرش کمانگیر را نشانه قدرت میداند. همانطورکه «دهقان محمدی»، مجسمهساز، به «پیام ما» میگوید ساخت مجسمه آرش بسیاری را به وجد آورد و تصاویرش بهعنوان یک نماد ملی در روزهای جنگ دستبهدست شد.
آرش کمانگیر هنوز از قید داربستها و پارچههای دورش رها نشده. مانند لیلا، مغازهداران دیگر دور میدان ونک هم شاهد روزهای نصب مجسمه بودند. روزهایی که جنگ شروع شد و برخی از آنها را ناچار کرد مغازهشان را تعطیل کنند. لیلا هر روز هفت صبح از امامزاده قاسم به این میدان میآید و تا هفت شب کار میکند. روزهای حملات هم این روال بههم نخورد و بدون اینکه مشتری باشد، صدای انفجارها را میشنید. به کمانی که در دست آرش است، نگاه میکند و آن را نمادی قدرتمند میداند: «نشانه این است که ایرانی میتواند هر کاری را انجام دهد.» لیلا با تأکید میگوید «من کشورم را دوست دارم.»
«محمدرضا» کارگر مغازه دیگر است. آرش کمانگیر را بهعنوان یک اسطوره میشناسد: «او یک آدم بزرگ بود. آدمی که همهجا را فتح کرد.» اما درباره حسش نسبت به این مجسمه شانههایش را بالا میاندازد و میگوید: «حس خاصی ندارم.»
همکارش با بیمیلی به آرش کمانگیر نگاه میکند و ساخت این مجسمه را بیمعنا میداند: «هزینه این کار را میدادند به چهار نفر بدبخت و بیچاره. چه فایده دارد؟ آرش کمانگیر را همه از کتابها میشناسند. اما من خودم صبحها میبینم که چندین نفر دور این میدان گدایی میکنند.»
قیمت آبهندوانه را به مشتری میگوید و صحبتهایش را ادامه میدهد: «من آرش کمانگیر را دوست دارم. نمیدانم دقیقاً کیست، اما کاش هزینه این مجسمه را جای دیگری خرج میکردند.»
حرف از جنگ میان کسبههای میدان ونک مدام تکرار میشود. روزهای حملات، در این منطقه صدای انفجار زیاد شنیده میشد و روز اول جنگ، چندمتر آنطرفتر، در چهارراه جهان کودک یک ساختمان را زده بودند. «الهام» در این روزها در گوشهای از داروخانهای که کار میکند، پناه میگرفته. نصب مجسمه را که حالا بهعنوان یک نماد ملی در وسط میدانی ایستاده که تا چند روز پیش شاهد تلخی جنگ بود، کار خوبی میداند: «دیدنش خیلی حس خوبی دارد. بههرحال آرش یک پهلوان بوده.»
«احمد» هم دور میدان بساط دارد: «همه داشتند میگفتند که مجسمه آرش را اینجا گذاشتهاند. من هم اسمش را از اینجا شنیدم. فردای شروع نصبش جنگ شروع شد.» با اینکه نمیداند در افسانهها و جنگی میان ایران و توران، این آرش بوده که باید با پرتاب یک تیر از سوی ایران مرز را مشخص میکرده، اما از وجود آن خوشحال است.
پشت به مجسمه و از خیابان برزیل بهسمت میدان، «هانیه» سبزی میفروشد. یک دسته ریحان را در پلاستیک میگذارد: «این روزها آنقدر مشغله فکری بهخاطر جنگ دارم که اصلاً آن را ندیدم. شاید باور نکنید، اما همین دیروز بود که چشمم به آن افتاد.» میگوید هیچچیز نمیخواهد، جز اینکه جنگ برای همیشه تمام شود: «جنگ همه را پریشان و نگران کرد. باید مبارزه کنیم تا وطنمان را نگه داریم.»
کمی که بهسمت بالاتر از بساط هانیه قدم برمیداری، درختهای کاج اجازه نمیدهند آرش و کمانش دیده شوند. کسبه دیگری میگوید: «من که نمیبینمش. اما بنویس این میدان مجسمه نمیخواهد. چند چراغ میخواهد که شبها اینجا روشن شود و مثل شهر مردهها نباشد.»
روایت ساخت مجسمه
در شلوغی میدان ونک و در اطراف آرش که به پشت خمیده شده تا تیرش را نشانه بگیرد و بهای پرتابش، جانش شود، صحبت از جنگ میان کسبهها هنوز میچرخد؛ انگار زخمی است که بهجای خوبشدن، هرروز بزرگ و بزرگتر میشود.
از اردیبهشتماه اعلام شده بود که قرار است این مجسمه در میدان ونک نصب شود. سیویکم خرداد این مجسمه برنزی ۱۵متری با طراحی «ایرج محمدی» بهعنوان نماد ملی و حماسی ایرانیان در بحبوحه حملات اسرائیل به ایران رونمایی شد؛ مجسمهسازی که ساخت مجسمههایی چون شاهعباس، مجسمه کاوه آهنگر و مجسمه امیرکبیر را در کارنامهاش دارد. «دهقان محمدی»، فرزند ایرج محمدی، ساخت این مجسمه را برعهده داشته که پیشتر تجربه ساخت مجسمه سعدی را در تقاطع خیابان سعدی و انقلاب داشته است. او نحوه ساخت آرش کمانگیر را در گفتوگو با «پیام ما» اینطور روایت میکند: «پدرم ماکت این مجسمه را طراحی کرد و من ساخت آن را برعهده گرفتم. ماکت ۲۰سانتیمتری این کار را پدرم ساختند. من کار را بزرگ و مدلاژ و آن را تبدیل به مجسمه کردم. ساخت آن از سال ۱۴۰۲ شروع شد و امسال تمام شد. در ساخت این مجسمه یک شاگرد داشتم و بهصورت نیمهوقت هم یک جوشکار و قالبگیر با من همکاری میکردند.»
بهگفته محمدی، مجسمه نزدیک به پنج تن برنز است: «در ایران تا به حال کاری در این ابعاد ساخته نشده و دومین مجسمه بزرگ برنزی خاورمیانه است. اولین آن در سوریه بود که در جنگ تخریب شد.»
او میگوید در روند ساخت مجسمه حمایت خوبی انجام شده: «مهدی سبحانی، از مدیران سازمان زیباسازی شهرداری تهران، پای این قرارداد ایستاد و حتی زمانی که از شهرداری رفت، باز پیگیر ساخت آن بود. میتوانم بگویم ۸۰ درصد ساخت این کار را مدیون ایشان هستیم.»
ایرج محمدی سالها پیش در مصاحبهای گفته بود: «متأسفانه در سالهای اخیر آنقدر از سوی شهرداریهای مناطق دچار مشکل شدهام و آنها به تعهدات قراردادهای خود در زمان خود عمل نکردهاند که قصد دارم دیگر مجسمه بزرگ شهری نسازم.» فرزندش درباره این تجربه همکاری جدید با شهرداری توضیح میدهد: «کار کردن با خود شهرداری مشکلی ندارد. فقط افرادی حضور دارند که اجازه کار نمیدهند.»
واکنشها نسبت به نصب این مجسمه آنقدر زیاد بوده که محمدی میگوید چنین بازخوردی را در خوابم هم نمیدیدم: «زمانی که داشتم آن را نصب میکردم، مردم خیلی از آن استقبال کردند. بهدلیل اینکه کارهای بیکیفت زیادی در تهران نصب شده، چنین کارهایی دیده میشوند و مردم هم حس میکنند به آنها احترام گذاشته شده.»
او میگوید نصب مجسمه همزمان با اتفاقات اخیر همراه بود که باعث شد بهعنوان یک نماد ملی هم از سوی دولتمردان و هم مردم مورد استقبال قرار گیرد.
حالا آرش بهعنوان نماد مرزبانی از ایران در میدان ونک ایستاده است؛ تیری در دست، خمیده بر کمان، انگار آماده است برای پرتابی دیگر، برای دفاعی دیگر. در روزهایی که جنگ سایهاش را بر شهر انداخته، مجسمهای از اسطورهای که جان داد تا سرزمین بماند، بازتاب امید به آیندهای روشنتر است. انگار آرش با قامتی بلند در میدان ونک ایستاده تا بگوید: ایران هنوز ایستاده است، با همه رنجهایش، با همه زخمهایش و با مردمی که هنوز وطنشان را دوست دارند.
مجسمهای که باید تکرار شود
| قدرتالله عاقلی، مجسمهساز |
ساخت چنین مجسمههایی از گذشتههای دور و به ویژه در شهر تهران رایج بوده، اما متأسفانه با تغییر سیاستهای مختلف در سالهای اخیر، تعداد آنها کمتر شده است و باید کارهای ملی بیشتری ساخته شود. مجسمه آرش کمانگیر هم یکی از کارهای خوب شهرداری در بیست سال گذشته است. استاد ایرج محمدی سالها کار کرده و یکی از افرادی است که در زمینه ساخت مجسمههای برنزی بزرگ تبحر دارد. او قبل از انقلاب مجسمه شاهعباس را در اصفهان و بعد از انقلاب هم کار بسیار خوب کاوه آهنگر را باز هم در اصفهان ساخت و کارهای ملی و میهنی بسیار خوبی دارد. ساخت این مجسمه با چنین تکنیکی آنهم بهصورت برنزی، کار دشواری است. میتوان گفت مجسمه آرش کمانگیر یکی از چند کار اساسی برای زیباسازی شهر تهران است. باقی کارهای شهرداری در سالهای اخیر، نه از نظر مفهومی و نه ساختاری، ماندگار نبودهاند. این مجسمه در یکی از میدانهای اصلی شهر شایان تقدیر است که بعد از مدتها رکود در زمینه زیباسازی پایتخت صورت گرفت.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
اعتراف پدر به جنایت
راز مرگ نوجوان ۱۷ ساله در جنوب تهران برملا شد
آموزش از دل حریق؛ دومین نشست نظام فرماندهی حادثه در میانکاله برای ارتقای آمادگی برگزار شد
بحران نیروی انسانی در توران؛ خالی ماندن ۶۲ درصد پستهای محیطبانی در زیستکره شاهرود
پاکسازی و احیای آبشخورهای حیاتوحش در گیلانغرب با مشارکت مردم
مهار آتشسوزی در مجتمع تجاری قشم و نجات ۱۲ شهروند محبوس
انسداد راههای روستایی و خسارت به زیرساختها
بارش سیلآسا در سوادکوه
جزئیات محاسبه قبض پلکانی برای مشترکان پرمصرف
تکذیب افزایش سراسری تعرفه برق
عملیات احیای شمشادهای هیرکانی در رودسر با محلولپاشی ارگانیک
شمارههای پیگیری مشکلات فیبرنوری در تهران اعلام شد
شورا خواستار ساماندهی شد
بیش از ۶۰۰۰ دکل غیرمجاز روی پشتبامهای تهران
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
رنجرها؛ محافظان سیارهای در حال تغییر
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید