جنگ و ضرورتِ مبارزه برای شهر
۷ تیر ۱۴۰۴، ۱۹:۰۰
سال 1393 در گفتگوهایمان در مجمع حق بر شهر باهمستان، ایدهای مطرح شد به نامِ AA(Activism Addict)(معتاد به کنشگری) که مضمونش این بود که هرکس از کنشگریاش برای شهر در پیرامونِ محل زندگی یا محلِ کارش روایت کند. این ایده البته آن زمان چندان به مرحله اجرا نرسید اما بعدها در قالبهایی چون #بحران_من_در_تهران و #گذربهتر به نحوی دنبال شد. #بحران_من_در_تهران فراخوانی بود در سال 1395 با این قالب: «شما امروز در شهر با چه مشکلی مواجه شدید؟عکس بگیرید و برای ما بفرستید» و #گذربهتر یک فعالیت میدانی در سال 1397 در خیابانِ فلسطین برای گزارشِ مشکلات پیاده رو به 137 بود همراه با ارائه یک چک لیستِ تصویری برای مناسبسازی پیادهروها به مردم به صورتِ یک فراخوان.
2 دی 1396، پنج روز قبل از اعتراضات دی 1396، گروهِ «تهران شهر خاکستری» در اعتراض به وضعیتِ آلودگی هوا، تجمعی را جلوی شورای شهر تهران برگزار کرد. با رهگذران که برای پیوستن به تجمع صحبت میکردیم، برخی پاسخ میدادند که هوا چیه، سیستم(حکومت) را عوض کنید.
آبان 1398 که شد، پس از آن این پرسش در گفتگوهایمان در مجمع حق بر شهر باهمستان مطرح شد که «ما کجا بودیم؟»، دلیل این پرسش این بود که هدف باهمستان «دفاع و پیگیریِ حقوق و منافعِ گروههای به حاشیه رانده شده در فرآیندهای شهری» تعریف شده و اکنون این سؤال مطرح بود که ما در میانه خشنترین شکلِ طردِ به حاشیه رانده شدهها چه ارتباط و نسبتی با گروه هدفمان داریم؟ این پرسش در شرایطی بود که ما حدود 4 سال بود کارگروهی محلی در یکی از محرومترین محلاتِ شهر تهران داشتیم: محله زهتابی در منطقه 17.
اسفند 1398 مجله حوالی آمد تا برایمان از «ما و فضای اطرافمان» بگوید و اکنون قرار است که پس از 4 سال با شماره ویژه «زیرزمین» از زیرزمین بیرون بیاید و قرار بود 30 خرداد امسال اگر جنگ رخ نمیداد مراسمِ رونماییاش را برگزار کند، چنانچه چندی قبل و کمی قبل از جنگ 12 روزه، گروهِ«Ethno-Anthro» دوره «در جستجوی فضاهای از دست رفته» را برای یادآوری خاطرات و دلبستگی به شهر برگزار کرد و پیش از آن موسسه فرهنگی و هنریِ شک با دوره های «آگورا» و «آرمانشهر لوفوری» برایمان از «پیوندِ هنر،مقاومت و شهر» و «تخیلِ شهری» گفت و چندسالی است که «رادیو نیست» درباره نسبت ما با مکانهای احساس تعلقی که دیگر نیستند میگوید تا مبارزه برای میراث را به زیستمان گره زند.
اواخر اسفند 1400 تنها باری که به شورای ششم شهر تهران رفتم (بنابر دعوتِ زهرا شمساحسان رئیس کمیته اجتماعی شورا برای مشورت)، در گفتگویی که داشتم خانم شمساحسان میگفت که ما با همه اختلافات و جناحهایی که داریم همه زیر یک چتر هستیم و پاسخ من این بود که من برایم این جناح و آن جناح مطرح نیست، بلکه من شهروندِ تهرانم و برای این تکه جغرافیایم باید تلاش کنم.
این مواجهاتِ پراکنده با شهر و تهران را گفتم تا از مشاهده و احساس این روزهای مردم از مواجهه با شهر در زمانه جنگ بگویم. در روزهای جنگ، چه برای ماندگان و چه برای رفتگان از تهران، شهر تهران، همان تهرانِ مخوفی که از آن یاد میشد، به علقهای مهم بدل شده بود. تهرانی دوستداشتنی که مردم برایش نگرانند، تهرانی که مردم آن را میخواهند و تهرانی که میخواهند برایش کاری کنند اما نمیدانند چه کاری و چگونه و همبودی نیز برای فعالیتشان ندارند-گرچه در میانه همین ندانستنها و نتوانستنها هم مثل زمانِ کرونا خیلی کارها میشد که نشان میداد شهروندانی بیدار و فعال زندهاند-، رفتگان از تهران این دلهره را داشتند که آیا اگر برگردند با ویرانهها مواجه نمیشوند؟اما آیا تهران با ویرانیِ مستمر و تدریجی و زیرپوستی پیش از آن مواجه نبود؟
جین جیکوبز، نظریهپرداز و منتقدِ شهری در کتابِ«مرگ و زندگیِ شهرهای بزرگِ آمریکایی» مفهومِ محله را با جنگیدن برای تکه جغرافیایی که به آن تعلق داریم معنا میکند، اکنون باید همین جنگیدن برای جغرافیایمان در محیطِ پیرامونمان را زنده کنیم تا مثلِ آبانِ 98 نپرسیم «ما کجا بودیم؟» یا مانند جنگِ 12 روزه دچار استیصال و عذاب وجدان نشویم که چه میتوانیم کنیم. باید به جای سیستم را عوض کنید، به هوا را عوض کنیم، برگردیم. باید به جای اینکه شهر برایمان در کنشگری به مفهومی انتزاعی مثلِ «سرمایه داری» بدل شود، شهر برایمان محیط آشنایی شود در کنارِ خودمان که از اجزای سادهای مثل پیادهرو، خیابان، بوستان، درخت و باغ ساخته شده است و برای این اجزا بجنگیم. باید به شهروندی بیندیشیم و آن را زندگی کنیم، همانطور که زنان به تنانگیشان اندیشیدند و بدنشان را زندگی کردند و این تبدیل شد به مستحکمترین و فراگیرترین تغییر. اگر بتوانیم با تانکهای تخریبگرِ شهر به درستی مبارزه کنیم، تانکهای دشمن راهی به شهرهایمان نخواهند داشت.
برچسب ها:
نظر کاربران
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
خارگ فقط نفــــــــت نیست
وقتی گردشگری، درس احترام میشود
مرغک «نظر» روی شانه شیرهای «تناولی»
گزارشی از برنامهای برای گرامیداشت یاد «محمودرضا بهمنپور»
حیات بهمنپــــــور در حیات «نظر»
وداع با قصهگوی مرزهای ناشناخته
«پیام ما» کارکرد روابط خواهرخواندگی در حفاظت از میراث اصفهان را بررسی کرد
دیپلماسی شهری در دفاع از میراث جهانــــی
توسعه پایدار در دوران بیثباتی لوکس یا ضرورت؟
دموکراســـــــــی در عصر اختلال
باران بارید؛ اما «آلاگـل» همچنان خشک است
جانِ نحیفِ جهانهای جدیـــــد
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زندگی در تعلیق
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




قمر فلاح
به موضوع بسیار مهمی آقای آسایش پرداخته اند . در دنیای امروز که سیاست زدگان تنها در فکر تغییرات در قدرت و تصاحب آن مشغولند، پرداختن به مسائل اساسی روز مره بسیار نادر است . ایمنی شهری، آسایش شهری، حرکت در شهر ....ممنون