از کرمانشاه تا سووکا: دو روایت، دو راهبرد رسانه‌ای





از کرمانشاه تا سووکا: دو روایت، دو راهبرد رسانه‌ای

۳۱ خرداد ۱۴۰۴، ۲۱:۱۱

در نبردهای نوین، روایت‌سازی از واقعیت‌ها گاه مهمتر از خود واقعیت‌هاست. اسرائیل با استفاده از ابزارهای رسانه‌ای قدرتمند، حتی در جایگاه متهم، نقش قربانی را بازی می‌کند؛ درحالی‌که ایران، با وجود قربانی‌شدن واقعی شهروندانش، همچنان در انتقال روایت ناتوان و پراکنده عمل می‌کند. این یادداشت به بررسی تفاوت رویکرد رسانه‌ای دو طرف در ماجرای حمله به مراکز درمانی می‌پردازد.

در ساعات اولیه پس از اصابت موشک به بیمارستان سووکا در بئرشبع، ده‌ها خبرنگار از رسانه‌های داخلی و بین‌المللی در محل حاضر شدند؛ صحنه‌هایی با قاب‌بندی حرفه‌ای، مصاحبه‌های فوری با کادر درمان و مقامات ارشد نظامی و دولتی و پوشش زنده‌ تصویری از محیط آسیب‌دیده، به‌سرعت در سراسر جهان پخش شد. نخست‌وزیر و وزیر دفاع رژیم اسرائیل نیز با حضور در محل، در برابر دوربین‌ها بر نقش «غیرنظامی بودن» این مرکز تأکید کردند و فضای لازم برای مظلوم‌نمایی حداکثری را فراهم ساختند. در مقابل، از حمله به بیمارستان امام رضا در کرمانشاه تنها یک ویدئوی بی‌کیفیت و لرزان، آن‌هم با صدای نگران یک شهروند، در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد. تصویری محدود از تخت‌های به‌هم‌ریخته و شیشه‌های شکسته، بدون هیچ توضیح رسمی، بدون روایت رسانه‌ای و بدون حضور خبرنگاران یا مقاماتی که در لحظه مسئولیت‌پذیر باشند؛ گویی کشوری که قربانی شده، حتی ابزار لازم برای روایتگری از رنج مردمش را هم در اختیار ندارد.

در عصر سیاست‌های نوین و جنگ‌های ترکیبی، رسانه‌ها دیگر تنها ناظر نیستند؛ آنها خود به ابزار و میدان نبردی مستقل بدل شده‌اند. در چنین شرایطی، استفاده از تصویر قربانی برای جلب مشروعیت، همدلی و فشار بین‌المللی، به یکی از مؤثرترین ابزارهای بازیگران سیاسی تبدیل شده است. مقایسه واکنش رژیم اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با حملات به مراکز درمانی، تفاوت‌های عمیق در راهبردهای رسانه‌ای و دیپلماتیک دو طرف را به‌روشنی نشان می‌دهد.

روز پنجشنبه، در پی هدف قرار گرفتن برخی تأسیسات نظامی در بئرشبع و آسیب‌دیدن ساختمان بیمارستان نظامی سووکا توسط موشک‌هایی که از سوی ایران شلیک شده‌اند، رسانه‌های اسرائیلی با سرعت و انسجام وارد عمل شدند. مقامات این رژیم با انتشار تصاویر احساسی از بیماران و کادر درمان، بار دیگر کوشیدند نقش «قربانی» را برای خود تثبیت کنند. این در حالی بود که صحت برخی روایت‌ها همچنان محل تردید بود، اما با تکیه بر زیرساخت‌های رسانه‌ای قدرتمند و حضور گسترده خبرنگاران خارجی، رژیم اسرائیل موفق شد افکار عمومی غرب را به‌نفع خود بسیج کند و جمهوری اسلامی ایران را متهم به حمله به تأسیسات غیرنظامی کند.

 

این سناریو جدید نیست. پس از حمله به بیمارستان «المعمدانی» در غزه، به‌رغم وجود شواهد جدی علیه ارتش اسرائیل، این رژیم با انتشار سریع روایت جایگزین و ارائه مدارک مشکوک، تمرکز افکار عمومی را از «عامل حمله» به «ابهام در روایت» منحرف کرد. این تاکتیک نخ‌نما، همچنان کارآمد عمل می‌کند، زیرا اسرائیل سال‌هاست با استفاده از دیپلماسی رسانه‌ای، در جنگ روایت‌ها دست بالا را دارد؛ حتی اگر متهم به نابودی بیش از ۹۰ درصد بیمارستان‌های غزه باشد.

در نقطه مقابل، واکنش ایران به موارد مشابه، از جمله حمله به بیمارستانی در کرمانشاه، مرکز بهزیستی قصرشیرین و شهادت دست‌کم سه امدادگر هلال‌احمر در جنگ اخیر، بسیار کمرنگ، ناهماهنگ و فاقد هرگونه برنامه رسانه‌ای مؤثر بود. اغلب رسانه‌های رسمی با تأخیر و بی‌دقتی خبررسانی کردند و فرصت‌های بالقوه برای ساخت روایت مظلومیت و افشای چهره مهاجم از دست رفت. در شرایطی که ایران درگیر یک جنگ رسانه‌ای تمام‌عیار است، غیبت روایت اول، رسمی و قوی، همانند واگذاری زمین به رقیب است.

بخشی از این ضعف ساختاری به عوامل مشخصی بازمی‌گردد. نبود حضور خبرنگاران خارجی در صحنه، قطع یا اختلال در دسترسی به اینترنت در لحظات بحرانی و بی‌اعتمادی نهادی به روزنامه‌نگاران داخلی، باعث می‌شود روایت‌هایی که می‌توانند در افکار عمومی جهانی -به‌خصوص در دوره جنگی ناخواسته که با آن روبه‌رو شده‌ایم- اثرگذار باشند، یا اصلاً منتشر نشوند یا دیرهنگام و ناقص ارائه شوند. تا زمانی که صدا و تصویر ایران از دل مردم به جهان مخابره نشود، طبیعی است که روایت غالب از سوی رسانه‌های خارجی و اغلب مغرضانه شکل می‌گیرد. (در زمان انتشار این یادداشت، شنبه ۳۱ خرداد، گفته می‌شود تعدادی خبرنگار رسانه‌های جهانی برای تولید محتوا وارد ایران شده‌اند).

برای جبران این خلأ رسانه‌ای، بدیهی و لازم است فضای امن و حرفه‌ای برای فعالیت آزاد خبرنگاران داخلی فراهم شود و نقش آنها در شرایط بحرانی به رسمیت شناخته شود.

تسهیل حضور خبرنگاران مستقل خارجی در مناطق حادثه‌دیده نیز می‌تواند تأثیر قابل‌توجهی در انتقال واقعیت‌ها به افکار عمومی بین‌المللی داشته باشد؛ همان‌طورکه تنها گزارش یک خبرنگار خارجی از تهران درباره شهادت امدادگران، بازتابی گسترده و مؤثر در شبکه‌های اجتماعی جهانی داشت.

از سوی دیگر، ارتباط مؤثر با رسانه‌های معتبر بین‌المللی و ایجاد شبکه‌ای از کارشناسان رسانه‌ای ایرانی در خارج از کشور برای تبیین دقیق اتفاقات، به‌ویژه در برنامه‌های زنده و تحلیلی، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. اما شاید مهمترین نیاز، روایت‌سازی انسانی از قربانیان و اماکن غیرنظامی باشد. پرداختن به زندگی روزمره و چهره انسانی شهدای غیرنظامی و بازماندگان آنها، می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری همدلی عمومی و تثبیت چهره مظلوم مردم ایران در سطح جهان ایفا کند.

محدودسازی اینترنت جهانی در ایران اغلب با دلایل امنیتی انجام می‌شود، اما حتی در شرایط بحرانی مانند جنگ، دسترسی آزاد شهروندان به اینترنت اهمیت حیاتی دارد. در چنین زمان‌هایی، اطلاع‌رسانی شفاف، دسترسی به منابع جهانی، ارتباط با خانواده و نهادهای امدادی و همچنین امکان روایت مستقل وقایع از سوی مردم، از ضروری‌ترین نیازها به‌شمار می‌رود. قطع یا محدود کردن اینترنت در این شرایط هر چند لاجرم، می‌تواند منجر به پنهان‌ماندن واقعیت‌ها، افزایش شایعات و کاهش هماهنگی میان مردم و نهادهای مسئول شود. درنتیجه، تأمین اینترنت آزاد و پایدار نه‌تنها تهدیدی برای امنیت نیست، بلکه یکی از ابزارهای مهم برای تقویت همبستگی اجتماعی و مقاومت مدنی در شرایط بحران به‌شمار می‌آید.

تفاوت رفتاری دو طرف در این زمینه، در کنار اینکه حاصل تفاوت در جایگاه بین‌المللی یا حمایت‌های سیاسی است، ریشه در فهم متفاوت آنها از قدرت رسانه، افکار عمومی و روایت‌سازی دارد. در جنگ روایت‌ها، سکوت می‌تواند به‌معنای شکست باشد. ایران اگر می‌خواهد در این میدان نابرابر بایستد، باید روایت خود را با صدایی بلند، انسانی و مستند بازگو کند، پیش از آنکه دیگران روایت دیگری برایش بنویسند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن