این روزها چه بر ما میگذرد؟
چراغهای رابطه تاریکاند
۳۰ خرداد ۱۴۰۴، ۲۱:۴۱
۹ روز از حمله اسرائیل به ایران میگذرد. اینترنت جهانی کاملاً قطع و راههای ارتباطی مردم در سراسر ایران کور شده است. اینترنت داخلی بهکندی بالا میآید و دسترسی به اخبار مختلف دشوار است. ارتباط با منابع خبری و تهیه گزارش برای خبرنگاران با اختلال روبهرو شده و بهجز چند خبرگزاری و روزنامه مشخص باقی رسانهها بهسختی امکان فعالیت دارند. بسیاری از مشاغل بعد از کرونا بهشدت به فضای مجازی و استفاده از مرورگرهایی همچون گوگل و… وابستهاند و اگر این شرایط ادامه پیدا کند، از حیات خود ساقط میشوند. شبکههای اجتماعی که خود فضایی برای گفتوگو و به مشارکتگذاشتن احساسات و نظرات مردم بودند، دیگر در دسترس نیستند. گفته میشود این قطعی موقتی است و برای ایجاد امنیت ملی صورت گرفته. تسنیم در خبری آورده، ریزپرندههای رژیم اسرائیل اینترنت خود را از سیمکارت تأمین میکردند. بر فرض درست بودن این گزاره، از سیاستگذاران انتظار میرود با درک اهمیت ارتباطات میان شهروندان در دوران جنگ، شرایط استفاده از اینترنت ثابت را فراهم کنند. ماجرا این است که ارتباطات در روزهای جنگ بیش از هر چیزی برای حفظ جان و روان انسانها مهم است. معلوم نیست اگر پیام تخلیه منطقهای داده شود، چند نفر از مردم میتوانند مطلع میشوند و بههم اطلاع دهند. ما از چندین میلیون انسان صحبت میکنیم که هر کدام داستانهایی دارند و در یک جغرافیایی زندگی میکنند؛ خانوادههایی که هر کدام از اعضایشان در جایی از ایران و جهاناند.
به خانوادههایی که بیمار دارند، فکر کنید. به بیماران سرطانی که تازه شیمیدرمانی را شروع کردهاند و باید در تهران بمانند. به افرادی که نیاز فوری به عمل جراحی دارند. به خانوادههایی که سرپرستهایشان روزمزد هستند. به مسافرانی که در شهر گیر افتادهاند و… . به دانشجویانی که خارج از کشورند و از خانواده خود میانه جنگ بیخبرند و… . مردم عدد و رقم نیستند. گوشت و پوست و استخواناند و طیفی از احساسات… . آنها اگر چه در این شرایط بهشدت مهربانند و در کنار هم، باوجوداین، در شبهای تاریک همچنان چراغ لازم است و ارتباط ضروری است. سخت است که ملتها باید چشمانتظار حاکمانشان برای تصمیمگیری باشند، بی اینکه بدانند فردا چه خواهد شد و بیخبر از چشمانداز پیش رویشان باشند. آنها باید خود را در انتخاب سرنوشتشان سهیم بدانند. واقعیت اما این است که اینجا چراغهای رابطه تاریکاند و قلبها در انتظار روزنهای که آفتاب ارتباط به آن بتابد.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
خارگ فقط نفــــــــت نیست
وقتی گردشگری، درس احترام میشود
مرغک «نظر» روی شانه شیرهای «تناولی»
وداع با قصهگوی مرزهای ناشناخته
توسعه پایدار در دوران بیثباتی لوکس یا ضرورت؟
دموکراســـــــــی در عصر اختلال
باران بارید؛ اما «آلاگـل» همچنان خشک است
جانِ نحیفِ جهانهای جدیـــــد
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
کودکان و جنگ
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زندگی در تعلیق
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید