دیدگاه فمینیستی و شهر ۱۵دقیقه‌ای





دیدگاه فمینیستی و شهر ۱۵دقیقه‌ای

۲۰ خرداد ۱۴۰۴، ۱۹:۰۱

در دهه‌های اخیر، مفهوم «شهر ۱۵دقیقه‌ای» به‌عنوان پاسخی مؤثر به چالش‌های شهری، از ترافیک گرفته تا آلودگی و بی‌عدالتی فضایی، گسترش یافته است. ایده ساده است، شهر باید به‌گونه‌ای طراحی شود که افراد بتوانند در فاصله ۱۵دقیقه‌ای از محل زندگی خود، به نیازهای روزمره‌شان مانند مدرسه، محل کار، فروشگاه، پارک و درمانگاه دست پیدا کنند. اما وقتی این طرح را از زاویه دید فمینیستی بررسی کنیم، لایه‌های پنهان و عمیق‌تری از عدالت فضایی و جنسیتی نمایان می‌شود.

 

فضاهای شهری جنسیت‌زده‌اند

شهرها عموماً توسط مردان و برای مردان طراحی شده‌اند. از نورپردازی معابر گرفته تا ایستگاه‌های حمل‌ونقل عمومی و امنیت خیابان‌ها در شب، طراحی فضای شهری در اکثر شهرهای ایران بی‌توجه به نیازهای زنان، مادران، سالمندان و گروه‌های آسیب‌پذیر شکل گرفته‌ است. دیدگاه فمینیستی، این نابرابری فضایی را نقد می‌کند و خواستار طراحی شهری فراگیرتر است؛ شهری که همه افراد، تجربه‌ها و نیازها را در بر گیرد. یکی از مصادیق عینی این بحث، ماجرای الهه حسین‌نژاد، دختر جوان اسلامشهری است. در چهارم خرداد ۱۴۰۳، الهه حسین‌نژاد (ناخن‌کار سالنی در سعادت‌آباد) پس از ترک زودهنگام محل کار برای مراقبت از برادر معلولش، در مسیر بازگشت به خانه واقع در اسلامشهر، سوار خودروی عبوری شد. او در آخرین تماس با خانواده (ساعت ۱۹:۴۰) وعده بازگشت در ۲۰ دقیقه را داد، اما هرگز نرسید. ۱۰ روز بعد، جسدش در بیابان‌های اطراف تهران یافت شد. این فاجعه تنها یک جنایت فردی نیست، بلکه تجسم شکست ساختاری شهرهای ناامن برای زنان است. مسیر هرروزه الهه از اسلامشهر تا سعادت‌آباد، نماد بی‌عدالتی فضایی کلانشهر تهران است: زمین‌های بیابانی بدون روشنایی، پیاده‌روهای ناپیوسته، نبود ایستگاه‌های حمل‌ونقل امن و نبود نظارت اجتماعی. محله زندگی او در اسلامشهر (با تیرهای برق خاموش و کوچه‌های خلوت) چنان ناامن است که اهالی به‌وضوح از کثرت دزدی‌ها و زورگیری‌ها سخن می‌گویند. فاصله جغرافیایی اسلامشهر تا محل کار الهه (ساعاتی از روز در رفت‌وآمد)، نقض آشکار اصل «دسترسی ۱۵دقیقه‌ای» است و او را در معرض خطر سیستماتیک قرار داد. در محیط‌هایی که مسیرهای تردد، نورپردازی شهری، امنیت محیطی و دسترسی به خدمات و امکانات شهری برای گروه‌های در معرض خطر به‌ویژه زنان جوان به‌طور جدی ناکافی است، شهر نه‌تنها مکانی برای زندگی نیست، بلکه خود منبع خطر است.
در چنین بستری، حتی مدل‌هایی چون «شهر ۱۵دقیقه‌ای» نیز اگر درک عمیقی از عدالت جنسیتی و امنیت فضایی نداشته باشند، در بهترین حالت به پروژه‌هایی برای بهینه‌سازی حمل‌ونقل شهری تقلیل پیدا می‌کنند؛ درحالی‌که زنان همچنان از حق برابر برای استفاده از فضای شهری باقی محروم خواهند ماند.
ماجرای الهه حسین‌نژاد، مانند بسیاری از پرونده‌های مشابه در کلانشهرهایی چون تهران، نه صرفاً اتفاقی فردی بلکه نمادی از حذف تجربه زنان از سیاستگذاری شهری و نبود رویکردهای جنسیت‌محور در طراحی فضاهای عمومی است.

 

شهر ۱۵دقیقه‌ای و عدالت زمانی

یکی از مفاهیم کلیدی در فمینیسم، «عدالت زمانی» است. زنان به‌طور طبیعی سهم بیشتری از کارهای مراقبتی و خانگی را برعهده دارند. در شهری که تمام امکانات آن در نزدیکی محل زندگی قرار می‌گیرد، طراحی شهری باعث کاهش زمان رفت‌وآمد، افزایش دسترسی محلی به خدمات و امکانات و افزایش فرصت‌های اقتصادی و اجتماعی می‌شود و درنهایت بهبود کیفیت زندگی به‌ویژه برای زنان را به‌دنبال دارد.

 

فضاهایی برای مراقبت، نه‌فقط کار و مصرف

مدل کلاسیک شهرسازی عمدتاً حول محور تولید و مصرف است، نه مراقبت. دیدگاه فمینیستی بر نیاز به فضاهایی برای مراقبت، مشارکت جمعی و تعاملات اجتماعی تأکید دارد. شهر ۱۵دقیقه‌ای می‌تواند این فضاها را در اولویت قرار دهد: فضاهای بازی برای کودکان، پارک‌های ایمن، مراکز مشاوره‌ای محلی و کتابخانه‌هایی که نقش اجتماعی دارند.

 

امنیت و تعلق

برای زنان، احساس امنیت در فضاهای شهری اولویتی اساسی است. شهر ۱۵دقیقه‌ای اگر با رویکردی جنسیت‌محور اجرا شود، می‌تواند با روشنایی بهتر، طراحی خیابان‌های امن‌تر، حمل‌ونقل عمومی در دسترس و مشارکت اجتماعی زنان در طراحی فضا، حس تعلق و امنیت را تقویت کند.

 

شهری برای زیستن، نه برای زنده‌ماندن 

قتل الهه حسین‌نژاد پیامد مستقیم بی‌عدالتی جنسیتی در طراحی فضاهای شهری است، و شهر ۱۵دقیقه‌ای تنها هنگامی معنا می‌یابد که زنانی مانند الهه مجبور نباشند روزانه ساعت‌ها در مسیرهای ناامن تردد کنند، زمین‌های تاریکِ رهاشده به فضاهایی با دسترسی عادلانه به خدماتِ حیاتی تبدیل شوند و «حق شهروندی» نه در شعار، بلکه در روشنایی خیابان‌ها، ایستگاه‌های اتوبوس امن و نزدیکی درمانگاه‌ها و مراکز آموزشی و … متجلی شود؛ تنها در چنین شهری است که در آن الهه‌ها زنده می‌مانند. 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

میترا معظمی

چه مقاله خوب و مینی است. متشکرم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *