به انگیزه برگزاری «شب ولادیمیر مینورسکی»

درویشِ خرسند





درویشِ خرسند

۱۰ خرداد ۱۴۰۴، ۱۸:۲۳

«مرحوم ولادیمیر مینورسکی تا آخر زندگی خود آنی از تعقیب مطالعات و تتبعات در رشته تحقیقات مربوط به زبان و تاریخ ایران فروگذاری نداشت و مقالات و رساله‌ها و کتب تألیفی او در همان رشته بی‌شمار بود.»

سیدحسن تقی‌زاده

 «تاریخچه نادرشاه» با ترجمه غلامرضا رشید یاسمی نخستین اثر از «ولادیمیر مینورسکی» (Vladimir Minorsky) بود که ۹۱ سال پیش، از سوی کمیسیون معارف منتشر شد. یکی از برجسته‌ترین ایران‌شناسان روس که نامش و پژوهش‌هایش، در کنار دیگرانی چون تئودور نولدکه و واسیلی بارتولد، تا همیشه بر تارک مطالعات ایرانی می‌درخشد و حتماً یکی از سرآمدترین‌هایشان است و حتی برخی او را آخرین‌کس از نسل غول‌های ایران‌شناس در روسیه قلمداد می‌کنند.

 او که در اصل یک دیپلمات و مأمور سیاسی بود و طبیعی هم بود که داوری‌هایش آغشته و آلوده به سیاسی‌کاری‌ها شود، اما کوشید دامانش از ماجراجویی‌های سیاسی و اغراض و اهداف غیرعلمی برکنار بماند و حتی در برهه مشروطه که روسیه تزاری تلاش می‌کرد در کنار دستگاه سرکوب بماند، سعی کرد از این مسائل فاصله بگیرد.

گواه صادقی بر این مدعا، افزون‌بر دیگر آثار ترجمه‌شده‌اش چون «سازمان اداری حکومت صفوی یا تحقیقات و حواشی و تعلیقات استاد مینورسکی بر تذکره‌الملوک» مقدمه محمد دبیرسیاقی و ترجمه مسعود رجب‌نیا (انجمن کتاب و زوار، ۱۳۳۴)، «تاریخ تبریز» ترجمه عبدالعلی کارنگ (کتابفروشی تهران، ۱۳۳۷)، «سفرنامه ابودلف در ایران» ترجمه سیدابوالفضل طباطبایی (فرهنگ ایران‌زمین، ۱۳۴۲)، «رساله لرستان و لرها» ترجمه سکندر امان‌اللهی بهدارند (بابک، ۱۳۶۲)، «تاریخ شروان و دربند» ترجمه محسن خادم (بنیاد دائره‌المعارف اسلامی، ۱۳۷۵) و «کردها نوادگان مادها» ترجمه جلال جلالی‌زاده (ژیار، ۱۳۸۲)، سه کتاب «فهرست تفصیلی گنجینه پژوهشی مینورسکی» (کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، ۱۳۹۴)، «ره‌آورد مینورسکی» (هرمس، ۱۳۹۴) و «دفتری برای ایران؛ نامه‌های فارسی به ولادیمیر مینورسکی» (بنیاد موقوفات افشار و سخن، ۱۳۹۸) هر دو به‌ کوشش گودرز رشتیانی، نشان می‌دهد از چه جایگاه و پایگاهی نزد اهل علم در ایران برخوردار بوده و چه کارهای گران‌سنگی در تاریخ و فرهنگ ایران و زبان فارسی کرده؛ چنانکه هنوز مرجع پژوهش‌های ایرانی است. مینورسکی با ترجمه «حدود‌العالم من‌المشرق الی‌المغرب» (گیب، ۱۹۳۷) و «سفرنامه ابودلف در ایران» (دانشگاه قاهره، ۱۹۵۵) به انگلیسی، خدمتی بی‌شائبه به این فرهنگ کرد و حتی مداقه‌اش درباره اهل حق که از نخستین آثار اوست، هم‎چنان بهترین منبع برای شناخت این گروه نزد اهل تحقیق است.

مینورسکی (۵ فوریه ۱۸۷۷ ۲۵ مارس ۱۹۶۶) که از مدعوین هزاره فردوسی در مهر ۱۳۱۳ بود، نامه‌نگاری‌هایش با محمد قزوینی، سیدحسن تقی‌زاده، عباس اقبال آشتیانی، ایرج افشار، احسان یارشاطر، علی‌اصغر حکمت، مجتبی مینوی، غلام‌رضا رشید یاسمی و ملک‌الشعرا بهار نشان از همین اتقان و اعتبار دارد.

درویشِ خرسند/تعبیر مجتبی مینوی درباره ولادیمیر مینورسکی

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن