درخشش سینمای ایران مهم است

نخل طلا یا پیام سیاسی؟





نخل طلا یا پیام سیاسی؟

۴ خرداد ۱۴۰۴، ۲۰:۰۷

از زمانی که نام «جعفر پناهی» به‌عنوان برنده‌ جایزه نخل طلا اعلام شده، مواضع تند، متعادل و خنثی بسیاری را دیده‌ایم؛ بعضی این جایزه را نادیده گرفته‌اند، عده‌ای پیراهن دریده و پا را فراتر از انتقاد نهاده‌اند. اما واقعیت این است که گرچه برخی موفقیت جعفر پناهی در جشنواره کن را نتیجه‌ای صرفاً سیاسی می‌دانند، اما این دستاورد بار دیگر نام ایران را بر بلندای سینمای جهان نشانده است. شاید خیلی‌ها فیلم پناهی‌ را دوست نداشته باشند یا بسیاری با مواضع او زاویه داشته باشند، اما واقعیت این است که این جایزه فارغ از هر چیزی جایزه‌ای است که به سینمای ایران داده شده است و در تاریخ سینمای ایران ثبت خواهد شد.

اما جایزه‌هایی ازاین‌دست باعث می‌شود به این فکر کنیم در دنیای چندپاره‌ امروز، سینما نقشی فراتر از سرگرمی برعهده دارد. این هنر-رسانه، به پلی بدل شده میان ملت‌ها؛ پلی از جنس روایت، همدلی و فهم. فیلم‌ها با عبور از مرزهای جغرافیایی، زبانی و سیاسی، بستری برای گفت‌وگو و درک متقابل فراهم می‌آورند.

در این میان، سینمای ایران به‌ویژه در دهه‌های اخیر، همواره نقشی پررنگ در معرفی فرهنگ، دغدغه‌ها و روایت‌های زیست‌جهان ایرانی ایفا کرده است. حضور مداوم آثار ایرانی در جشنواره‌های معتبر جهانی، به بازنمایی چهره‌ای متفاوت و انسانی از ایران یاری رسانده است.

موفقیت جعفر پناهی با فیلم «یک تصادف ساده» در جشنواره کن و دریافت نخل طلا، اتفاقی بود که بار دیگر نگاه جهانیان را به‌سوی سینمای ایران جلب کرد. با آنکه برخی، این جایزه را در چارچوبی سیاسی تحلیل می‌کنند و آن را محصول تقابل‌های فرهنگی و سیاسی می‌دانند، اما واقعیت این است که چنین موفقیت‌هایی را نمی‌توان تنها به مناسبات سیاسی تقلیل داد. درنهایت، این سینمای ایران است که بر سکوی جهانی ایستاده و مورد توجه قرار گرفته است؛ اتفاقی که صرف‌نظر از مناقشات سیاسی، افتخاری فرهنگی برای کشور محسوب می‌شود. نام ایران، به‌واسطه زبان سینما، بار دیگر در میان اهالی فرهنگ و هنر جهان طنین‌انداز شده است.

یکی از وجوه ماندگار سینما، توانایی آن در استخراج معناهای انسانی از دل بحران‌ها و واقعیت‌های تلخ است. سینما با بهره‌گیری از زبان تصویر، می‌تواند پیام‌هایی از همدلی، اتحاد و اخلاق انسانی را در بستر رویدادهایی چون جنگ، بحران‌های اجتماعی یا تحولات سیاسی منتقل کند. این رسانه، فراتر از مرزها و پرچم‌ها، روایت‌هایی خلق می‌کند که انسان را نه به‌عنوان عضوی از یک ملت خاص، بلکه در مقام موجودی جهانی و شریک در رنج‌ها، امیدها و آرزوهای مشترک نشان می‌دهد.

این نگاه در بسیاری از آثار سینمایی امروز نیز به چشم می‌خورد. آثاری که ضمن بازتاب زندگی و دغدغه‌های مردم کشور خود، تصویری انسانی از «دیگری» ارائه می‌دهند؛ تصویری که از موانع زبانی، فرهنگی و سیاسی عبور می‌کند و مخاطب جهانی را به گفت‌وگویی تازه دعوت می‌کند. در چنین بسترهایی است که سینما، به‌جای ابزاری صرفاً هنری یا سرگرم‌کننده، به رسانه‌ای برای دیپلماسی فرهنگی و پل‌سازی میان ملت‌ها بدل می‌شود.

سینمای متعهد، چه در قالب آثار اجتماعی و چه در شکل فیلم‌های سیاسی و تاریخی، می‌تواند در خدمت دیپلماسی فرهنگی قرار گیرد. امروز بیش از هر زمان، نیازمند ابزارهایی هستیم که بتوانند از دل روایت و تصویر، فهم متقابل و هم‌زیستی مسالمت‌آمیز را تقویت کنند.

از این منظر، حتی اگر نخل طلای جعفر پناهی را برخی از دریچه‌ای سیاسی ببینند، باز هم نمی‌توان نقش این جایزه را در تقویت جایگاه بین‌المللی سینمای ایران و ارتقای اعتبار فرهنگی کشور نادیده گرفت. این موفقیت، همچون دیگر افتخارات جهانی سینماگران ایرانی، نشانی است از اینکه روایت ایرانی صدایی برای شنیده شدن در جهان دارد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق