رئیس هیئت‌مدیره انجمن صنفی دفاتر مسافرتی و جهانگردی ایران از چالش‌ها و نیازهای بومگردی می‌گوید:

ضرورت بازنگری در سیاست‌گذاری دولت





ضرورت بازنگری در سیاست‌گذاری دولت

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۲۳:۲۰

در دنیای امروز، سفر به روستاها و زندگی بومگردی به یک انتخاب جذاب و متفاوت برای گردشگران تبدیل شده است. بومگردی فرصتی است تا مسافران در دل طبیعت غوطه‌ور شوند، از فرهنگ‌ها و آداب و رسوم محلی بیاموزند و دنیایی از تجربه‌های اصیل و متفاوت را با خود به خانه ببرند. اما این سؤال برای بسیاری از فعالان حوزه گردشگری کشور مطرح است: آیا ما در ایران قادر به پاسخگویی به این نیازهای جدید هستیم؟ برای یافتن پاسخ، به سراغ «حرمت‌الله رفیعی»، رئیس هیئت‌مدیره انجمن صنفی دفاتر مسافرتی و جهانگردی، ایران رفتیم. او در گفت‌وگو با «پیام‌ما» به بررسی چالش‌ها و فرصت‌های موجود در بومگردی پرداخت و مشکلات و چالش‌های پیش روی بخش خصوصی در صنعت گردشگری را مورد بحث قرار داد.

در سال‌های اخیر، استقبال از تورهایی که اقامتشان در اقامتگاه‌های بومگردی است، چقدر تغییر کرده است؟ و اصولاً گردشگرانی که در این تورها شرکت می‌کنند، به‌دنبال تجربه زندگی روستایی و آرامش‌اند یا به‌دنبال تنوع؟
ذائقه گردشگر امروزه متفاوت است، توریست‌ها تمایل بیشتری به سفرهایی ماجراجویانه دارند. مثلاً در کشورهای مختلف تور آپشنال رودخانه‌نوردی، یا اصطلاحاً رفتینگ و حرکت از رودخانه وحشی است. این به‌دلیل میل افراد به تجربه‌های جدید است. دیگر هتل پنج‌ستاره برای توریست آمال و آرزو نیست. سال‌ها پیش، یکسری توریست اروپایی در منطقه‌ای از شیراز گم می‌شوند و با یک مرد روستایی روبه‌رو می‌شوند، آن مرد عباس برزگر است که به آنها اسکان می‌دهد‌. از دام‌ها شیر می‌دوشد و صبحانه روستایی می‌دهد. توریست‌ها استقبال می‌کنند و عباس برزگر تبدیل به یک اقامتگاه‌دار می‌شود که بسیار مورد استقبال قرار می‌گیرد. بومگردی‌ها، عاملی برای عرضه آداب و رسوم، فرهنگ، معماری و… هستند. اقامتگاه‌های بومگردی در لرستان، زاهدان و خراسان از لحاظ معماری و فرهنگ و برخورد با گردشگران متفاوت‌اند.
امتیاز اقامتگاه‌های بومگردی در پذیرایی از گردشگران در این است که آنها را با فرهنگ و آداب رسوم اقوام مختلف آشنا می‌کند و این موضوع برای گردشگران جذابیت بسیار بالایی دارد و با حداقل امکانات باکیفیت‌ترین پذیرایی را از توریست‌ها به‌عمل می‌آورند. اقامتگاه‌های بومگردی بدون هیچ باری بر گرده مردم و دولت، بدون استفاده از وام‌های کلان، بدون استفاده از تسهیلات ویژه، بار بسیار بزرگی از صنعت گردشگری را به دوش می‌کشند و باید از آنها حمایت کرد. در آمار اخیر دولت در مورد گردشگری داخلی، درصد بالایی از اقامت مردم در چادرهای مسافرتی بود، من معتقدم که این عدد را نمی‌توان جزو آمار درآمدزایی گردشگری دانست. اقامتگاه‌های بومگردی به‌عنوان یک میانجی بین اقامت در چادر و هتل، می‌تواند عاملی برای توسعه گردشگری باشد. حجم بالای مسافران داخلی که در چادر اقامت کرده‌اند، باید به اقامتگاه‌های بومگردی هدایت می‌شدند و این نیاز به هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی دارد‌.

آیا سفر به مناطق روستایی و اقامت گردشگران در اقامتگاه‌های بومگردی، می‌تواند منجر به تضاد فرهنگی شود؟
من معتقد به ایجاد تضاد فرهنگی در سفر نیستم. در قرآن هم بارها توصیه و گفته شده است که بر اقوام مختلف نظاره کن و بیاموز. درباره ورود گردشگران خارجی به کشور، نکته جالب توجه این است که آنان از فرهنگ ما لذت می‌برند و حتی کپی‌برداری می‌کنند. استفاده از بومگردی‌ها در پیشبرد این امر بسیار مؤثر است.

شما به‌عنوان تورگردان در برگزاری تورها، بزرگترین چالشتان در مواجهه با کدام‌یک از بخش‌های گردشگری داخلی است؟ در حمل‌ونقل یا اقامتگاه‌ها یا دوایر دیگر؟
بزرگترین چالش ما با دوایر دولتی است، مالیات سنگینی که به ارکان گردشگری تحمیل می‌کنند، درگیری بخش‌هایی مثل اقامتگاه‌ها با بیمه، دوایر مختلف شهرداری، دهیاری و… مسائل و درگیری بخش‌های مختلف گردشگری است که روند کار را برای فعالین گردشگری سخت می‌کند. اگر دولت بتواند این عزم را در خود به‌وجود آورد تا جلوی این روندهای غیرضروری و مضر را بگیرد، گام مؤثری در جهت رشد صنعت برداشته است. موضوع دیگر، دخالت دوایر مختلف دولتی در ایجاد اقامتگاه برای کارکنان خود هستند، با این ادعا که دارند در چرخه صنعت و به‌نفع
گردشگری فعالیت می‌کنند، اما کاری که می‌کنند دخالت در این امر است. مثلاً وزارت آموزش‌وپرورش با ایجاد اقامتگاه‌هایی برای کارکنان خود در کار اقامتگاه‌ها، اختلال ایجاد می‌کند یا مثلاً در نوروز مسافران را در مدارس اسکان می‌دهد. وقتی اقامتگاه‌ها با قیمت‌های مناسب خالی‌اند، چرا آموزش‌و‌پرورش باید در این کار دخالت کند؛ این کار درآمد بخش گردشگری را کاهش می‌دهد. در دولت جدید وزیر گردشگری در مصاحبه‌های خود بارها به واگذاری اختیارات دولت در گردشگری به بخش خصوصی صحبت کرده، اما هنوز هیچ اقدام مؤثری صورت نگرفته است. دولت صدور مجوز را حاکمیتی می‌داند، قیمت‌گذاری را حاکمیتی می داند، نظارت را حاکمیتی می‌داند. بازرسی‌ها را هم حاکمیتی می‌داند. دیگر کدام گزینه برای خصوصی‌سازی می‌ماند؟ هرچند متولی بودن در این امور برای ما اهمیتی ندارد، ما فقط می‌خواهیم روند کارمان رشد یابد. کار ما تورگردانی است، فقط می‌خواهیم موانع از جلوی راهمان کنار برود.
آیین‌نامه تشکل‌های خصوصی را دولت نوشته است. تشکل‌سازی مربوط به بخش خصوصی است‌؛ چرا آیین‌نامه‌اش را دولت باید بنویسد؟ وظیفه دولت نظارت بر نحوه اجرای درست کار بخش خصوصی است‌.اگر دولت بتواند این عزم را در خود بوجود بیاورد که جلوی این روندهای غیرضروری و مضر را بگیرد، گام مؤثری در جهت رشد صنعت گرفته است.

چرا با وجود ظرفیت بالای گردشگری ایران، هنوز سهم ما از بازار جهانی، گردشگری بسیار ناچیز است؟ آیا این ناشی از ضعف مدیریتی یا سیاستگذاری‌های نادرست دولت است؟ بطور کلی سیاست‌های دولت که شما به‌عنوان بخش خصوصی به آن انتقاد دارید چیست؟
گردشگری باید در دست بخش خصوصی باشد، تا وقتی که دولت دست از تصدی‌گری گردشگری بر ندارد، ما نباید توقع داشته باشیم شرایط گردشگری ما بهبود یابد. ترکیه در سال بعد از کرونا ۳۵ میلیون و امسال ۶۱ میلیون گردشگر ورودی داشته است‌. در ترکیه اداره صنعت گردشگری به‌صورت عمده در دست بخش خصوصی است. به‌طورکلی، دولت‌ها باید هموارکننده و تسهیلگر فعالیت بخش خصوصی باشند، چون بخش خصوصی پویا و مطالبه‌گر است‌. در ایران ما به‌عنوان بخش خصوصی مطالبه می‌کنیم اما دولت فقط می‌شنود، هیچ اتفاق مثبتی در اجرا نمی‌افتد. من با تک‌تک مسئولین مرتبط اعم از رئیس‌جمهور، معاون اول، وزیر و معاون وزیر، در جلسات متعدد درباره مشکلات و موانع در رشد گردشگری صحبت کرده‌ام؛ آنها هم فقط شنیده‌اند و دریغ از یک خط نامه به دفاتری که گرفتاری‌های ما را در پیشبرد کارها ایجاد کرده‌اند، نوشته باشند. هدفی برای باز کردن گره صنعت ندارند. از جمله مطالبات ما از دولت، کاهش مالیات بالایی است‌ که‌ بر بخش گردشگری تحمیل شده است‌. در دنیا، حمل‌و‌نقل و گردشگری معاف از مالیات هستند. من به رئیس‌جمهور، وزیر اقتصاد و دارایی و رئیس اداره دارایی و مالیات نامه نوشتم که مبلغی که به‌عنوان مالیات از آژانس‌ها گرفته می‌شود، از کل مبلغ تور محاسبه می‌شود، درحالی‌که آژانس‌ها درآمدشان تنها به‌صورت کارمزدی از کل مبلغ تور است که البته کارمزد هم معاف از مالیات است؛ یعنی باید از درآمدشان مالیات کسر شود نه از کل مبلغ تور که شامل قیمت دیگر خدمات است. در سامانه‌ای ‌که برای ثبت درآمد و محاسبه مالیات وجود دارد، امکان ثبت درآمد کارمزد آژانس‌ها وجود ندارد، یعنی دولت مالیات را از هتل می‌گیرد و دوباره کل مبلغ تور که شامل هزینه هتل است را دوباره از آژانس‌ها می‌گیرد و این اجحاف در حق بخش خصوصی است. دولت بدین‌ترتیب دارد بار سنگینی بر گردن ما می‌گذارد که اجازه حرکت و پیشرفت به ما نمی‌دهد.
در بحث حمل‌ونقل هم همین مسئله تکرار می‌شود. در همه‌جای دنیا حمل‌و‌نقل معاف از مالیات است، اما دولت برای پرواز از ما مالیات می‌گیرد. درحالی‌که هواپیما فقط نیم‌ساعت در آسمان ایران است، دولت مالیات کل پرواز را هم از ما می‌گیرد. بنابراین، مبلغ بلیط هواپیما زیاد می‌شود. یعنی ایرلاین‌های خارجی می‌گویند وقتی مالیات پرواز را از مسافر می‌گیرید و دوباره از ما هم مالیات می‌گیرید، پس قیمت بلیط باید گران‌تر شود. البته اگر از سامانه هواپیمایی خود ایرلاین‌ها بلیط را بخری، بسیار ارزانتر می‌شود؛ اما باید با دلار به‌صورت نقدی بخریم که سخت است. نتیجه این امور می‌شود تورم در کشور. کسانی که این تصمیمات اشتباه را می‌گیرند، به کشور خیانت می‌کنند. این مصوبات باید در مجلس رسیدگی شود. این تصمیمات نباید دولتی باشد، باید در دست بخش خصوصی باشد.
در دوره کرونا که گردشگری عملاً تعطیل شده بود، در جلسه‌ای که با معاون اول رئیس‌جمهور وقت، آقای جهانگیری و دیگر مسئولان وقت داشتم، گفتم براساس گزارش کمیسیون مجلس، هزینه جذب هر پرسنل در بخش خصوصی گردشگری ۲۰۰ میلیون تومان است؛ برای اینکه آژانس‌ها بتوانند حقوق یک‌ساله آنها را بپردازند و نیروهای خود را حفظ کنند، وام با بهره به آژانس‌ها بدهید، قبول نکردند. بعد از مدت کوتاهی آژانس‌ها نیروهای خود را از دست دادند. افراد رفتند سراغ وزارت کار برای بیمه بیکاری، این فشار مضاعف به دولت بود. دوباره آمدند به‌دنبال راه‌حل، ولی دیگر دیر شده بود. اینها نمونه‌هایی از اقدامات و تصمیم‌گیری‌های بخش دولتی درباره صنعت گردشگری است. تنها بارقه‌ای که برای رشد و پیشرفت این صنعت وجود دارد، بخش خصوصی است. نمونه مشهود و بارز آن نمایشگاه گردشگری است‌. شما غرفه‌ها و فعالیت‌ها و گزارش‌های تخصصی بخش خصوصی و دولتی را در نمایشگاه با هم مقایسه کنید، متوجه تفاوت این دو می‌شوید. نمایشگاه گردشگری یک نمایشگاه تخصصی و حرفه‌ای است، محل عقد قرارداد است، اما شرایط دیگری در نمایشگاه حاکم می‌شود؛ چون مسئولان دولتی فکر می‌کنند تصدی‌گری یعنی اینکه بر همه‌چیز مسلط باشند و اجازه حرکت به بقیه بخش‌ها ندهند‌. اینها عامل ایجاد شکاف عمیق بین بخش خصوصی و دولتی است‌. تا دولت دست از کنترل گردشگری بر ندارد و آن را به بخش خصوصی واگذار نکند، همچنان شاهد این مشکلات هستیم.
در برنامه ششم، ۲۰ میلیون گردشگر و برای برنامه هفتم ۱۵ میلیون گردشگر پیش‌بینی شد، یعنی پنج میلیون عقبگرد داشتیم. دولت می‌خواهد همه‌چیز را در دست داشته باشد. آیین‌نامه تشکل‌های خصوصی را در جلساتی بدون حضور نماینده‌های بخش خصوصی به تصویب رساندند، درصورتی‌که این اصلاً وظیفه دولت نیست‌. تشکل‌سازی مربوط به بخش خصوصی است‌؛ چرا آیین‌نامه‌اش را دولت باید بنویسد؟ وظیفه دولت نظارت بر نحوه اجرای درست کار بخش خصوصی است‌. بخش خصوصی چون منافع خودش را دنبال می کند، فعالیت‌ها را سریع‌تر و بهتر پیگیری می‌کند. فعالیت‌های دولتی، کندتر و غیرحرفه‌ای‌تر است، چون تخصص کمتری دارند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *