موزه ملی صنایعدستی در هزارتوی وعدهها
هویتی بیپناه
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۱۸:۴۸
در دنیای امروز که جوامع بشری با سرعتی کمنظیر در حال تحول و تغییر هستند، موزهها از کارکردهای سنتی خود عبور کردهاند و دیگر تنها مکانی برای نگهداری و نمایش آثار هنری و فرهنگی نیستند بلکه تبدیل به مراکزی راهبردی برای بازاندیشی در فرهنگ، هویت ملی و آینده شدهاند. در چنین چشماندازی اما صنایعدستی ایران با تنوع چشمگیرش، هنوز یک موزه ملی متناسب با جایگاه خود ندارد. این اولویت مهم در سالهای اخیر در هزارتوی وعدههای مدیران صنایعدستی ایران همچنان خاک میخورد و تنها گاهی به فراخور زمان، در ژستهای رسانهای و سخنرانیهای همیشگی متولیان این حوزه، به راهاندازی موزه صنایعدستی اشارهای گذرا میشود و کار فیصله پیدا میکند. خلأ جدیای که حافظه جمعی مردم ما، بهخصوص نسلهای پایه، با آن مواجه است و نمیتوان منکر تأثیرات منفی آن بر گسست جامعه با صنایعدستی شد.
امسال شورای بین المللی موزهها (ایکوم) شعار روز جهانی موزهها را «آینده موزهها در جوامع در حال تغییر سریع» اعلام کرده است. شعاری که همسو با اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد انتخاب شده و صراحتاً بر نقش حیاتی موزهها در مواجهه جوامع با تغییرات اجتماعی، فناوری و محیطزیست تاکید دارد. بهعبارت دیگر، این شعار در تلاش است تا موزهها را برای بازاندیشی در نقشها و کارکردهای خود بهعنوان فضاهایی برای توسعه آموزش، نوآوری و رشد مشارکت اجتماعی و حفظ هویت فرهنگی جوامع ترغیب کند. با وجود اهمیت راهبری در دنیای امروز، عرصه کهن و غنی صنایعدستی از داشتن چنین فضای تخصصی و حیاتبخشی محروم است و علت مشخصی جز کمتوجهی و نداشتن آگاهی متولیان نسبت به این مهم نمیتوان مطرح کرد. کاستی برجستهای که با اندکی تأمل میتوان تأثیرات آن را حتی بر رکود اقتصادی این حوزه مشاهده کرد.
این در شرایطی است که مجموعه ممتازی از آثار هنرمندان مشهور صنایعدستی در دوره معاصر، یعنی بالغبر چندصد اثر، در انبارهای مجموعه تاریخی فرهنگی سعدآباد تهران خاک میخورد و بسیاری از علاقهمندان و پژوهشگران و هنرمندان این حوزه از دیدن این آثار محروم هستند. آثاری که برخی از آنها حاصل هنر بزرگانی است که دیگر در قید حیات نیستند و امضای آنها پای یک اثر، واجد ارزش و اعتباری غیرقابلسنجش است. این مجموعه مهم و ارزشمند شوربختانه در چند دولت اخیر تنها گرفتار دور باطل در هزارتوی وعدههای بیحاصل متولیان صنایعدستی ایران شده و تاکنون به سرانجامی معلوم یعنی قرار گرفتن در یک فضای اختصاصی و متناسب با شأن صنایعدستی ایران نرسیده است.
موزهای که خلأ وجود آن امکان گفتوگو میان گذشته و آینده را از مخاطب ایرانی سلب کرده و بهقول «والتر بنیامین»، متفکر آلمانی، «موزه نه انبار اشیا، بلکه صحنه مونتاژ خاطره است، جایی برای اندیشیدن، نهفقط دیدن.» اما ما هنوز در صنایعدستی بستر اولیه و صحنه نخست این مواجهه را با وجود امکانات کافی مهیا نکردهایم. در دنیایی که تغییر و دگرگونی وجه بارز آن است، نداشتن موزه ملی صنایعدستی برای ایران یعنی گم کردن زبان و امکان گفتوگو با تغییرات و این، در نوع خود خطری مهلک برای صنایعدستی ایران است که در پهنه گفتگومحور جهان امروز، بیزبان بماند.
شعار امسال روز جهانی موزهها (2025) ما را به تأمل بیشتر درباره جایگاه مهم موزهها دعوت میکند: «آینده موزهها در جوامع بهسرعت در حال تغییر». اما در ارتباط با صنایعدستی این پرسش پیش میآید که این آینده، بدون زیرساخت، عزم و بدون احترام به این هنر-صنعت کهن و زنده، چگونه میتواند شکل بگیرد؟ نباید فراموش کنیم صنایعدستی نهتنها بخش مهمی از هویت فرهنگی ماست، بلکه زبان خلاقیت انسانی ایرانی در ادوار مختلف و تجلی دانش بومی و ارتباط میان نسلهای مختلف است. این میراث ارزشمند، بیتردید شایسته خانهای در خور شأن و پیشینه کهن آن، یعنی موزهای تخصصی و مستقل، پژوهشمحور که در دسترس علاقهمندانش باشد. تردیدی نیست که در نبود چنین نهاد مهمی، نهفقط گذشته صنایعدستی، بلکه آینده این هنر-صنعت کهن با مخاطرات جدی روبهرو است و همچنان، در هزارتوی وعدههای ناپایدار مدیران صنایعدستی گم خواهد ماند.
سازمان ملل متحد و زیرمجموعههای اقماری آن در راستای اهداف توسعه پایدار خود، هر سال برنامههای مختلفی را در نقاط مختلف دنیا اجرا و پیگیری میکنند. برخی از این اهداف بر رشد اقتصادی پایدار و اشتغال شایسته، نوآوری و ایجاد زیرساختهای پایدار و همچنین، شکلگیری شهرها و جوامع پایدار و فراگیر دلالت دارد. همچنین، به فراخور این اهداف، کسبوکارها و صنایعی که پیشران تحقق آنها هستند، بیشتر مورد توجه قرار میدهند و توسعه آنها را به کشورهای مختلف پیشنهاد میکند. با کمی تأمل درباره این برنامهها، همسویی محسوسی میان صنایعدستی و بسترهای تحقق این اهداف وجود دارد. مقولهای که در کشورهای درحالتوسعه بسیار مورد توجه قرار دارد و در سیاستهای کلان کسبوکارهای فرهنگی مانند صنایعدستی جایگاهی محسوس و راهبردی دارد. براساس همین قابلیتهای متعدد صنایعدستی، لزوم راهاندازی موزه ملی و فراگیری آن در کشورمان بیش از هر زمانی احساس میشود. موزهای که با رویکردهای نوین تبدیل به نهاد آموزشی فرهنگی برای جذب بیشتر نسلهای جدید به صنایعدستی ایران شود و از رهگذر برنامههای پژوهشی و آموزشی آن بتوان سرفصلهای روزآمدی برای پژوهشگران و محققان حوزههای علوم اجتماعی، اقتصاد، فرهنگ و هنر مهیا کرد. موقعیتی اثربخش و حیاتی که شاید از دریچه همافزایی میان موزه و صنایعدستی، بتوان آینده پیش روی این هنر-صنعت و فعالانش را روشنتر دید.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
گامی در راستای حفاظت از میراثفرهنگی؛
اخذ سند مالکیت تکبرگی برای برج تاریخی چهل دختران سمنان
افتتاح بزرگترین باغ موزه گیاهان دارویی کشور در البرز
۲۷ اثر میراثفرهنگی ناملموس ایران در فهرست آثار جهانی ثبت است
جانِ نحیفِ جهانهای جدیـــــد
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
کودکان و جنگ
تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانهای و مراقبتهای ضروری در روزهای جنگ
کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند
شیراز، مکث تقویم در شهــــــر راز
دربارۀ ناصرالدینشاه ۱۳۰ سال پس از مرگش
پادشاهِ پُرحاشیه
تهـــــــران؛ خیسِ بیحاصل
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زمـانی بـرای نـزیستـن
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید