رویکرد دوگانه استانداری گیلان به مدیریت پسماند

بودن یا نبودن سطل‌های زباله؟





بودن یا نبودن سطل‌های زباله؟

۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۲۰:۱۳

سه سال از آن بهاری که اهالی سراوان مقابل ماشین‌های حمل زباله برای چند هفته ایستادند تا زباله‌ به جنگل نرسد، می‌گذرد. سه سال بعد از آن برخوردهای سخت با مردمی که دهه‌ها از بو و کوه چند‌صدمتری زباله خسته بودند، «فاطمه مهاجرانی»، سخنگوی دولت، در هفته گذشته به گیلان سفر کرد و گفت «موضوع زباله در گیلان قابل‌حل است؛ چون زباله در شمال کشور هنوز به مرحله بحران نرسیده است.» از نظر سخنگو، کوه‌های زباله در جنگل و ساحل، نبود سایت‌های استاندارد، مشکل گسترده کارخانه کود آلی و زباله‌سوزها، بی‌توجهی به تفکیک از مبدأ و زباله‌های سرگردان در روستاها و اعتراضات و بستن راه بر ماشین‌های حمل زباله هنوز به مرحله بحرانی نرسیده! این صحبت‌ها در حالی از سوی نماینده دولت مطرح شده است که از اسفند گذشته صدای دهیاران روستاهای گیلان بلند بود. آنها سردرگم میان عملکرد استانداری برای مدیریت پسماند قرار گرفته‌ بودند؛ زمانی به‌اجبار سطل‌های زباله از روستاها جمع شد و به آنها گفتند خودشان باید زباله‌های روستاهایشان را مدیریت کنند و حالا به آنها گفته شده به‌اجبار باید سطل زباله بگذارند. آنها می‌پرسند چه چیزی در این چند سال تغییر کرده؟ آیا محل دپوی جدیدی برای زباله‌ها تعیین شده؟ آیا فکری به حال ساماندهی سراوان و دیگر محل‌های دپو کرده‌اید و آیا قرار است حالا برخلاف سال‌های قبل زباله‌های روستایی را جمع کنید؟ دهیاران بسیاری از روستاها بدون پاسخ از سوی استانداری، سرگردان در این شرایط هستند و بسیاری از آنها می‌گویند بازگشت سطل‌های زباله یعنی برگشت به عقب.

اواسط فروردین‌ماه ۱۴۰۱ بود که تجمع اهالی روستای سراوان مقابل سایت زباله شروع شد. آنها چندین شب و روز مقابل سایت ایستادند تا زباله جدیدی به آنجا اضافه نشود و بالاخره مسئولان، که از چندین سال قبل وعده حل کردن مشکل سایت را داده بودند، این وضعیت را ببینند. بعد از چند روز ایستادگی مردمی و آمدن مسئولان از رشت و تهران، درنهایت برخوردهای تند نیروهای انتظامی باعث شد دوباره راه ماشین‌های حمل زباله به دل جنگل سراوان گشوده شود.
وعده‌ها اما برای حل مشکل کم نبود؛ از بنرهای روزشمار که از سال‌های ۹۷-۹۸ در سراوان نصب شد تا صحبت از تشکیل قرارگاه مدیریت پسماند! معاون وزیر کشور وقت در سال ۱۴۰۰ از راه‌اندازی این قرارگاه گفته بود و بعد‌ازآن «علی سلاجقه»، رئیس وقت سازمان حفاظت محیط‌زیست، در سال ۱۴۰۲ به ایسنا گفت «دیگر هیچ پسماندی به سراوان منتقل نمی‌شود و با نصب دستگاه تصفیه، شیرابه تولیدی این منطقه به آب قابل‌قبول برای کشاورزی تبدیل می‌شود.» وعده‌های مسئولان محیط‌زیست و سازمان دهیاری‌ها و شهرداری‌ها که زیرمجموعه وزارت کشور است، عملی نشد و حتی در همان زمان صحبت از انتقال زباله‌ها توسط قطار به رودبار به میان آمد؛ طرحی عجیب که می‌خواست تنها با انتقال زباله بحران را کم‌رنگ جلوه دهد. در میان خشم مردمی که سال‌ها مزارع‌شان با شیرابه آبیاری شده است و جان و تنشان از حشراتی که کوه زباله برایشان به ارمغان آورده زخمی بود، خبر آمد که استانداری گیلان به دهیاران روستاها اعلام کرده که آنها مسئول زباله‌های روستای خود هستند، سطل‌های زباله جمع می‌شود و کسی برای بردن زباله به روستاها نمی‌آید. بیشترین بحران نصیب روستاهای کوچ‌صفهان شد که علاوه‌بر جمعیت بومی، با خیل جمعیت مهاجر از هر سو روبه‌رو بود. روزهای سخت شروع شد. در نبود آموزش‌های لازم برای مدیریت پسماند و نبود تفکیک از مبدأ، مدیریت پسماند توسط دهیاری‌ها به کاری نشدنی می‌مانست. اما بسیاری از روستاها دست‌به‌کار شدند و نتیجه کار هم به‌گفته خودشان بد نبود. آنها از راه سخت و نامشخصی گذر کردند و در نبود سطل‌های زباله و نیروهای حمل، با آزمون و خطا به نتایجی رسیدند. تا اسفند سال گذشته که بار دیگر ورق برگشت و این‌بار استانداری برخلاف گذشته خواستار برگشت سطل‌های زباله شد؛ اتفاقی عجیب که ماه‌های گذشته نگرانی دهیاران را در پی داشته و آنها را با هزاران سؤال و سردرگمی روبه‌رو ساخته است.

از ۵۰ سطل به دو سطل رسیدیم
سال ۱۳۸۹ که استانداری گیلان اعلام کرد سطل‌های زباله باید در روستاها گذاشته شود، وضعیت برای «زهرا سروش»، دهیار روستای مژده، و بسیاری دیگر از دهیاران عجیب بود. آنها این وضعیت عجیب را در سال ۱۴۰۱ به‌شکل دیگری تجربه کردند. این‌بار اعتراضات مردمی به آوردن زباله در سراوان باعث شد استانداری زورش به روستاها برسد و برای کاهش میزان ورودی زباله به سراوان، دستور جمع‌آوری سطل‌های روستایی و توقف جمع‌آوری زباله‌های روستاها را صادر کند. «روزهای سختی بود. برای مدت‌ها زباله‌ها در اطراف جاده می‌ماندند و هیچ‌کس برای جمع‌آوری آنها نمی‌آمد. ما هم باید مردم را آرام و برای زباله‌های رهاشده در جای‌جای روستا هم‌فکری می‌کردیم. به ما اجازه بردن زباله‌ها به سراوان داده نمی‌شد. جلساتی با مردم گذاشتیم و تلاش کردیم مسئله تفکیک زباله را به آنها آموزش دهیم.» آموزش‌ها خانه به خانه بود و بعد به مدارس هم کشیده شد. از بچه‌ها خواستند درباره زباله‌ها و تفکیکشان نقاشی بکشند و سروش نقاشی‌ها را روی بنرهایی در روستا منتشر کرد. «بعد از چند سال تلاش از حدود ۵۰ سطل زباله به دو سطل رسیدیم. آموزش‌ها و رعایت مردم کامل نبود، اما همین هم دستاورد بزرگی برایمان بود.»
در ماه‌های اخیر که صحبت برگشت سطل‌های زباله مطرح شده است، او و بسیاری دیگر از دهیاران پرسش‌های بسیاری برایشان مطرح شده. آنها می‌گویند وقتی سطل هست اما زباله به‌جای دیگر منتقل نمی‌شود، این سطل‌ها چه فایده‌ای دارند؟ کارخانه کود آلی رشت، پسماندهای روستایی را تحویل نمی‌گیرد و در این شرایط وضعیت پسماندها چه خواهد شد؟ «سازمان حفاظت محیط‌زیست هم سوزاندن و هم دفن را غیرقانونی اعلام کرده. ما در این شرایط چه کاری باید انجام دهیم؟ در این چند سال تلاش کردیم مردم را با تفکیک آشنا کنیم و حالا دوباره برگرداندن سطل‌ها در شرایطی که کسی برای آنها برنامه ندارد، آیا راهکار درستی است؟» سروش نگران آینده روستاست و برگشت سطل‌ها را عقبگرد تلخی می‌داند که بدون توجه به عواقب آن در حال اجرایی شدن است. «از ما نظرخواهی نمی‌کنند. در جلسات به این همه تلاش و کارهای انجام‌گرفته توجهی نمی‌کنند و این رنج بزرگی برای ماست. ما در چندسال اخیر چالش‌های زیادی را از سر گذراندیم و چطور استانداری، سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌ها، سازمان حفاظت محیط‌زیست و دیگر ارگان‌ها اهمیتی نمی‌دهند؟ چطور چنین چیزی ممکن است؟»

دشت‌های پر از زباله حالا سبز و تمیز است
«اصغر اسماعیل‌دوست»، دهیار روستای سالِکده، خودش و روستایش را خوش‌شانس می‌داند. بعد از جمع شدن سطل‌های زباله، یکی از اهالی روستا که سال‌ها بود از آنجا رفته بود، بعد از دیدن وضعیت وخیم منطقه، با هزینه شخصی‌اش یک دستگاه زباله‌سوز کوچک به روستا آورد و کار از همان‌جا برای این روستا متفاوت پیش رفت. «تمام منطقه پر از زباله بود، نمی‌دانید چه وضعیت وحشتناکی بود. نمی‌توانستیم مدیریت کنیم. بعد از آمدن زباله‌سوز که هر ساعت ۳۰۰ کیلو زباله تر را می‌سوزاند، آموزش برای تفکیک با جدیت شروع شد و هر روز وضعیت بهتر از قبل شد.» او تصاویری را از روزهای نخست برداشتن سطل‌های زباله نشان می‌دهد. از زباله‌های پراکنده در دشت‌های اطراف روستا و از وضعیت نابسامانش «این زباله‌ها به خورد دام می‌رود و شیرابه‌ ناشی از آن به شالیزارها می‌ریزد. چطور مسئولان به این فکر نمی‌کنند که این برنج قرار است سر سفره ما مردم بیاید؟»
آنها در چندسال اخیر جلسات بسیار برگزار کردند و این جلسات با مردم روستا هنوز هم ادامه دارد. خانه‌به‌خانه آموزش می‌دهند تا تفکیک زباله راحت‌تر باشد و ۵۳۰ خانوار روستا هم حالا بیش از همیشه در همراهی با تفکیک به‌سر می‌برند. «ما به‌عنوان روستای پاک شناخته شدیم. همان دشت‌های پر از زباله حالا سبز و تمیز است. برای زباله‌سوز کوچک از اداره محیط‌زیست، بهداشت و سایر ارگان‌ها مجوز گرفتیم و نتیجه کار تاکنون عالی بوده. حالا از ما می‌خواهند بار دیگر سطل زباله را برگردانیم؟ آن‌هم سطل‌هایی که هیچ تفکیکی در آن تعریف نشده و اصلاً مشخص نیست قرار است زباله‌های آن به کجا برود. این عین بی‌نظمی و بی‌عدالتی است. همه تلاش‌های ما با راه‌اندازی یک سطل زباله بر باد می‌رود.»

اجباری در کار نیست
ماجرا از نگاه «شهرام توانا»، مدیرعامل سازمان پسماند گیلان، متفاوت است. او به «پیام‌ما» می‌گوید هم در دوره قبلی و هم حالا حضور داشته و در هر دو دوره روایت اشتباهی از بردن و آوردن سطل‌های زباله بیان شده. «استاندار قبلی نگفتند همه سطل‌ها به‌اجبار جمع شود. اتفاقی که افتاد، به‌نوعی کج‌سلیقگی از سوی دفاتر روستایی بود و حالا هم نمی‌گویند حتماً در همه روستاها باید سطل گذاشته شود. می‌گویند با برنامه‌ریزی و مهندسی، نقاطی که لازم است سطل آورده شود، مشخص می‌شود و با توجه به نیاز و حجم تولید روستا برای آن برنامه‌ریزی انجام می‌گیرد.» او اما جوابی به نارضایتی دهیاران ندارد و حتی در پاسخ به این پرسش که زباله روستاها توسط کارخانه کود آلی و مراکز دفنی چون سراوان پذیرفته نمی‌شود، می‌گوید «این صحت ندارد. پس زباله‌هایشان را چه می‌کنند؟ این زباله‌ها به مراکز دفن آورده می‌شود و اینکه می‌گویند زباله‌های تر خود را مدیریت کرده‌اند، درست نیست. ما در کل استان چیزی در حدود دو هزار تا دو هزار و ۲۰۰ تن زباله در روز تولید می‌کنیم که اینها به هفت مرکز آستارا، تالش، بندرانزلی، رشت، رودبار، لاهیجان و رودسر برده می‌شود و تا پایان امسال قرار است سایت سراوان تعطیل و سه سایت دیگر به استان اضافه شود.»
به‌گفته او، قرار است سایت زباله لنگرود از رودسر، رضوانشهر از تالش و آستانه‌اشرفیه از لاهیجان جدا شود و برای هرکدام از این مراکز برنامه‌ریزی‌های مختلفی انجام گرفته است. «برای این طرح‌ها و برنامه‌ریزی‌ها در دولت فعلی، چهار همت برای دوره سه‌ساله در نظر گرفته شده و در حال حاضر بهسازی محل دفن، تصفیه شیرابه و سیستم پردازش در آستارا و تالش در دستورکار است و در بندرانزلی هم در حال بهسازی مخزن هستیم. تصفیه‌خانه لاهیجان هم در مراحل پایانی و مناقصه قرار دارد. در رودسر سرمایه‌گذار آمده و در لنگرود هم ۶۰ تا ۷۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشته‌ایم. می‌خواهیم کارخانه کود آلی بیشترین حجم زباله را دریافت کند و دیگر زباله مستقیم به مراکز دفن نرود. همچنین، مسئله تفکیک از مبدأ در حال پیگیری است و اپلیکیشن بهروب برای دریافت پسماند خشک در دسترس است.»
توانا در حالی از قرار گرفتن مشکل پسماند استان در مسیر حل و فصل آن صحبت می‌کند که نشانه‌ها حاکی از مسیر دیگری است. آنچه دیگر از نظر مسئولان استانی و کشوری «بحران» نیست، از نظر مردمی که ساکن این استان هستند، بحران عمیقی است که با طرح‌های موقت و نظرهای لحظه‌ای تنها بر شدت آن افزوده می‌شود و راه‌حل‌های کوتاه‌مدت نیز تنها کار را سخت خواهد کرد. نکته‌ای که امروز و بعد از چندین سال کشمکش، امیدواری‌ها برای بهبود این معضل را کم و کمتر کرده است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *