نسخه‌ای برای عبور از پیچ سخت فعلی مذاکراتی





نسخه‌ای برای عبور از پیچ سخت فعلی مذاکراتی

۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۱۹:۵۵

بر کسی پوشیده نیست که شرایط مذاکرات هسته‌ای از روی خوش و عنوان خوشایند «شنبه‌های دیپلماسی» به‌سمت بخش سختش رفته‌ است. از تأخیر در اعلام برگزاری جلسه تا تعویق یک‌هفته‌ای و مصاحبه‌های تنش‌آلود دو طرف مشخص است که فضای اتاق مذاکراتی پرچالش است. 

این درحالی‌است که هنوز دو طرف وارد مذاکرات کارشناسی نشده‌اند. با آغاز مذاکرات فنی و کارشناسی شرایط سخت‌تر و پیچیده‌تر می‌شود. 

اگرچه در پایان مذاکرات روز شنبه ششم اردیبهشت، «عباس عراقچی»، وزیر امور خارجه، در توضیحاتی که به رسانه‌ها گفته‌ بود «از موضوعات کلان فاصله گرفتیم، اما این به‌معنای حل اختلافات نیست و هم در موضوعات کلان اختلافات وجود دارد و هم در جزئیات»، اما وقفه هفته گذشته و به‌ویژه سخنان «استیو ویتکاف»، مذاکره‌کننده ارشد آمریکایی، در مورد برچیدن سایت‌های هسته‌ای ایران نشان داد هنوز حتی بر سر کلیات اختلافاتی وجود دارد. 

وزیر امور خارجه ایران بعد از دور چهارم گفت‌وگوها که روز یکشنبه در عمان برگزار شد، گفت «نسبت به سه دور گذشته مذاکراتِ بسیار جدی‌تر و صریح‌تری بود. ما مقدار زیادی از فضاهای کلی فاصله گرفتیم و وارد موارد جزئی‌تری شدیم. در این شرایط مذاکرات دشوارتر می‌شود… دو طرف درک بهتری از مواضع همدیگر دارند… و مواضع مقداری به‌هم نزدیکتر شده است. درنهایت می‌توان گفت‌وگوها را رو به جلو ارزیابی کرد.» 

این شمای کلی مذاکراتی است که وزیر خارجه آن‌ را راهبری می‌کند، اما بیایید با نمای بازتری به مذاکرات و دورنمای آن نگاه کنیم.  

آنچه تاکنون می‌دانیم این‌است که اصول این مذاکرات بر سر بده‌وبستان رفع تحریم در مقابل رفع نگرانی از برنامه هسته‌ای ایران چیده شده است. در ذیل این اصل حق غنی‌سازی ایران و عدم برچیده شدن تأسیسات هسته‌ای ایران وجود دارد. اگرچه برخی جریانات در فضای سیاست داخلی معتقدند تحریم‌ها نقش چندانی در توقف مسیر توسعه کشور ندارد، اما آمارها و اظهارنظر کارشناسان خلاف این را نشان می‌‌دهد. علاوه‌بر اینکه بدون شک تحریم‌ها با طولانی و گران‌ کردن مسیر تجارت کشور، ایران را وارد گردابی از مسائل کرده‌ است.  

اگر به میز مذاکره‌ای که این روزها به همت عمان در مسقط باز شده بنگریم، می‌توان ساده‌ترین معادله را مشابه نسخه برجام طراحی کرد. رفع نگرانی طرف مقابل از برنامه هسته‌ای در مقابل لغو تحریم‌ها. در این بین ابزار معامله میزان و حجم اورانیوم غنی‌شده، تعداد و سطح سانتریفیوژهای موجود و سایت‌های هسته‌ای راه‌اندازی‌شده، بازدیدهای کارشناسان آژانس، نمونه‌گیری‌ها و … است که در مقابل این موارد، تحریم‌های مؤثری باید بازشکافته و رفع شود. 

تجربه برجام و درهم تنیده بودن تحریم‌ها به ایران نشان داد باید دستورکار جامعی ترتیب یابد تا همه تحریم‌های مؤثر لغو شود. تحریم‌های پولی و بانکی، بیمه، نفت و مشتقات آن و … همه می‌توانند اقتصاد و توسعه کشور را فلج و مسیر توسعه را ببندند و اهمیت مذاکرات فعلی از همین جهت است.   

اما مذاکرات موجود حتی از مذاکرات منجر به برجام سخت‌تر است و نمی‌توان دستیابی به توافق بر جزئیات را سهل دانست. بیایید علت سخت بودن این مذاکرات را با هم مرور کنیم.

اگرچه برجام در مذاکرات فعلی قابل‌احیا نیست، ولی بالاخره این توافق می‌تواند سنگ بنای مذاکرات باشد. همچنین، دو دوره مذاکرات پیشین می‌تواند به مذاکرات فعلی کمک کند؛ «مذاکراتی که تا شهریور ۱۴۰۱ یعنی ماه‌های آخرین دولت روحانی با هدایت عباس عراقچی انجام می‌شد و مذاکراتی که توسط علی باقری کنی در ابتدای دولت رئیسی پیگیری شد و نقل‌قول‌ها نشان می‌دهد همه آنها به حدودی از توافق دست یافته بودند.» 

اما همه این توافقات با نمایندگان دولت دموکرات‌ها در آمریکا به‌دست آمد و روی میز مذاکره آمدن آنها زمانی شدنی است که حساسیت‌زا نباشد؛ زیرا تیم دونالد ترامپ نیازمند و موافق توافقی است که توافق دولت اوباما و جان کری و بایدن نباشد. 

نکته دیگر اینکه از اردیبهشت ۹۷ که دونالد ترامپ، ایالات متحده آمریکا را از برجام خارج کرد، تار عنکبوت تحریم‌های ایران هر روز پیچیده‌تر شد و جالب این‌جاست که آنها همان‌قدرکه متخصص گره بستن هستند، متخصص باز کردنش نیستند. اتاق‌های جنگ در خزانه‌داری آمریکا از ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۱ تاکنون به برنامه‌ریزی برای استفاده از پول به‌عنوان سلاحی علیه آنچه تروریسم و حکومت‌های ناقض قوانین بین‌المللی می‌خوانند، پرداخته‌اند؛ همان‌چیزی که به زبان ساده از آن به‌عنوان تحریم اسم برده می‌شود. ولی باز‌کردن گره‌های مالی و تحریم در سیستم اقتصادی و اداری آمریکا با مشکلات پیچیده‌ای مواجه است. حتی به‌نظر می‌رسد باید برای آن سازوکار جدیدی اندیشیده شود.

در نسخه برجام مکانیسم فرمان اجرایی رئیس‌جمهور یا ویوهای سه و شش‌ماهه (تأیید رئیس‌جمهوری) اندیشیده و اجرا شد که آن‌هم ناکارآمدی خود را نشان داد. 

بدون شک یافتن مسیری برای لغو تحریم‌های مؤثر یک دستورکار جدی مذاکراتی است و بعید است به‌راحتی به‌دست بیاید. در داخل ایران اینکه چه میزان از سطح غنی‌سازی و توسعه برنامه هسته‌ای یا وضعیت موجود در برنامه موشکی قابل‌مذاکره باشد نیز چالش جدی دیگری است.   

این مذاکرات، سخت، پیچیده و احتمالاً طولانی است، اما دونالد ترامپ یک توافق سریع می‌خواهد، توافقی برای ساکت کردن بنیامین نتانیاهو و مخالفان پرشمار ایران در فضای رسانه‌ای آمریکا تا نتوانند بگویند ایران در حال خرید زمان است. چنین توافقی چگونه به‌دست می‌آید؟ یکی از راه‌های آن دستیابی به توافق کوتاه‌مدت است؛ توافقی بر سر اصول اصلی و بر مذاکره برای دستیابی به توافق جامع. نظیر آنچه آذر ۹۲ در ژنو بین شرکا به‌دست آمد و البته سنگ بنای بیش از یک‌ سال  مذاکره بعدی شد تا توافق جامع به‌دست آمد.   

در شرایط فعلی دستیابی به چنین توافقی هم برای ایران مفید است و هم برای آمریکا اما روشن نگه داشتن این چراغ و مشعل از سوی طرف آمریکایی کار سختی است. ممکن است آنها در ادامه مسیر و برای توافقی جامع و مؤثر آنقدر پشتکار نداشته باشند که مذاکرات طولانی را تاب بیاورند. به‌ویژه آنکه برای دولت ترامپ و شخص او جزئیات توافق چندان اهمیت ندارد، اما برای ایران باز شدن گره تحریم‌ها مهم و حیاتی است. 

سال ۹۲ بعد از دستیابی به توافق موقت، اتفاقاً برخی مسائل فوری که سال‌ها برای کشور مشکلاتی ایجاد کرده بود، رفع شد؛ مانند ورود برخی قطعات هواپیما برای تعمیرات و برخی نقل و انتقالات مالی. می‌توان از توافق موقت بهره برد و آن‌ را تمدید کرد که همه اینها به هنر تیم مذاکراتی ربط دارد. توافق موقت می‌تواند برای اقتصاد ایران که روزهای سختی را می‌گذراند، تنفس مصنوعی خوبی باشد؛ اگرچه به‌دست آمدن توافق جامع در چنین شرایطی، دشوار خواهد بود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن