رضا عابدیان، پژوهشگر موسیقی نواحی از پتانسیل موسیقی جنوب میگوید
گردشگری با نوای موسیقی
نغمههای جنوب ایران میتوانند گردشگران جهان را به سوی خلیجفارس بکشانند
۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۱۹:۵۶
زیر آسمان پرستاره ساحل کنگان، ملودیهای کهن صیادان با ریتم موجها یکی میشود. در چابهار، نغمههای گواتی زیر نور ماه، قصههای اساطیری را زنده میکنند. آواهایی که انگار از دل دریا و خاک جنوب برخاسته. این موسیقی، قلب تپنده فرهنگ جنوب ایران است که هر گردشگر را به خلیجفارس میکشاند. رضا عابدیان، پژوهشگر موسیقی نواحی از پتانسیل این نغمهها برای جذب گردشگر میگوید. او که درباره گنجینه موسیقی نواحی ایران مطالعات زیادی دارد، معتقد است که این موسیقی میتواند جنوب ایران را به مقصدی فرهنگی در نقشه جهانی گردشگری بدل کند. با این وجود، به اعتقاد او نبود حمایت کافی و کمتوجهی به فستیوالهایی مثل «کوچه»، این فرصت را به حاشیه برده است. عابدیان تأکید میکند که با آموزش، پشتیبانی از هنرمندان و تقویت رویدادهای موسیقایی، میتوان این گنج فرهنگی را به ویترینی برای جذب گردشگران تبدیل کرد.
موسیقی نواحی جنوب ایران، بهویژه در حاشیه خلیجفارس، چه ویژگیهایی دارد؟
معمولاً موسیقی نواحی و فولکلور در هر منطقهای متأثر از اقلیم، فرهنگ، آیین و برخی مناسبات و رفتارها و سلائق مردم است. موسیقی جنوب هم همینطور است و در این منطقه نیز میتوانید شنونده موسیقی باشید که محتوای گوناگونی دارند. آوای صیادان و جاشوان به هنگام صید، نغمههایی که در مراسم زار برای درمان استفاده میشد؛ یا گواتی در بلوچستان، موسیقی بندری که بهخاطر تأثیر مهاجران افریقایی، رگههایی از موسیقی این قاره در آن هویداست… منتهی یک ویژگی برجسته لزوم اجرا جمعی در ژانرهای این خطه است؛ مثلاً در یزله، لیوا، سبالو و نیمه. خلاصه اینکه مجموعه موسیقایی متنوع و رنگارنگ و منحصربهفرد در آن خطه وجود دارد.
آیا ترانههای محلی خلیجفارس روایتگر تاریخ یا اسطورههای خاصی هستند؟
نشانههایی در این باره وجود دارد؛ مثلاً ساز سیمرغ (قیچک) در بلوچستان یا مقام سیمرغ همچنین «که کووی» در سیستان همگی حکایت پرواز پرنده بهسوی ژرفای فلک و نبرد و سوختن و بازگشتن را در خود دارند؛ اینها با اسطورههای ایرانی و در نهایت با اسطورهٔ بابلی نزدیکی دارند. این آهنگها فاقد آواز هستند و بهصورت رپرتوارسازی اجرا میشوند، توصیفی و بیکلاماند و تاکنون به آنها پرداخته نشده است.
آیا موسیقی حاشیه خلیجفارس به اندازه کافی در ایران و جهان شناخته شده است؟
ما موسیقی به نام موسیقی خلیجفارس نداریم؛ چون این خطه یک تنوع فرهنگی بخصوص دارد و از خوزستان تا بوشهر و هرمزگان و جنوب بلوچستان گسترده شده است. در مورد هر استان هم سیاستگذاریهای فرهنگی و هنری بخصوصی فارغ از تصمیمگیریهای مرکز داریم. زمانی وزارت فرهنگ و ارشاد به طور مؤثر نوازندههای محلی را به فستیوالهای فولکلور جهانی مثل آوینیون در فرانسه اعزام میکرد یا استاد محمدرضا درویشی در دهه هفتاد اقدام به برگزاری جشنواره موسیقی محلی اقوام کرد و نوازندگان مهجور و محجوب نواحی را در کرمان دور هم گرد آورد. ولی ازآنجاکه سیستم کلاً نگاهش به موسیقی جدی و اصیل، منفعتگراست، این موسیقی هر سال رو به قهقرا رفت و اکنون رمقی از آن باقی نمانده است؛ بنابراین این موسیقی چندان شناخته شده نیست. البته بعضاً کسانی بودهاند که متوجه ارزشمندی این موسیقی بودهاند. با این موسیقی به نحوی برخورد کردهاند مثل اینکه گنجی یافته باشند و یا عتیقهای؛ آمدهاند از زندگی این نوازندگان و موسیقی آنها فیلم تهیه کردهاند و به شبکههای خارجی مثل آرته فروختهاند؛ بنابراین آرشیوی که ممکن است در غرب باشد قابلتوجه است.
در ایران چه اقداماتی برای حفظ و معرفی این موسیقی انجام شده؟ مثلاً همانطور که گفتید مستندسازی در این باره شده؟ یا در فستیوالهای موسیقی به این سبک هم بها داده میشود؟
همانطور که گفتم این اقدامات معدود و محدود است؛ چون سیاستگذاریها معمولاً منفعتگراست و در فستیوالها هم بیشتر به موسیقی کلاسیک ایرانی و یا موسیقی پاپ پرداخته میشود.
نسل جوان تا چه اندازه به یادگیری این موسیقی علاقه نشان میدهد؟
در این سالها این علاقه کمتر شده است. نه اینکه فقط در ایران این گونه باشد. کلاً سرعت زندگی مدرن و نتیجه گرایی آن؛ پرداختن بهنوعی از موسیقی که سالها برای ارائه آن نیاز به حضور در محضر استاد و تلمذ دارد را پذیرا نیست. جوانان هم مثل سابق به موسیقی دستگاهی و یا محلی گرایش ندارند.
چگونه موسیقی محلی میتواند جاذبهای برای گردشگران باشد؟
بههرحال گردشگران وقتی به جایی سفر میکنند در زمان و مکان جدیدی قرار میگیرند که یکی از جاذبههای آن دریافت و درک فرهنگ و مناسبات آنجا است. موسیقی محلی جنوب ایران بهخاطر تنوعی که دارد، هم به لحاظ محتوا هم به لحاظ پرفورمنس و اجرا بسیار گوشنواز و چشمنواز است.
آیا اجراهای زنده در شهرهایی مثل بوشهر، قشم، و بندرعباس به جذب گردشگر کمک کرده است؟
قطعاً همینطور است. موسیقی وقتی در متن و فضای خودش اجرا میشود اثرگذاری بیشتری دارد.
رویدادهایی مثل فستیوال «کوچه» چه نقشی در این میان دارند؟ آیا میتوانند پلی میان موسیقی محلی و مخاطبان عام باشند؟
ببینید در تمام این سالها تعارضی بین خواستههای هنرمندان و گفتمان مسلط نهادهای قانونگذار و تعیینکننده سیاستهای فرهنگی به شکل فرسایشی ادامه یافته است که نتیجه آن حذف هنرمند و منزوی کردن او و یا مهاجرت بوده است. اما این چانهزنی در تمام این سالها در ارتقای فرهنگ و بهبود وضعیت فرهنگی مؤثر بوده و باعث تسلیم نهادها و منعطف شدن تفکر مسئولین شده است. قبول دارم که گاهی شخصی شدن خواستههای هنرمند تعامل حداقلی را هم حذف کرده است. حتی در مواردی هنرمند وقتی پایش به آن ور آب رسیده با اینکه خودش در هر سال رایگان در جشنواره فجر شرکت میکرده با رسانههای معترض مصاحبه کرده و گفته در فشار و گروگان بوده درصورتیکه اینطور نبوده؛ بلکه در همین مملکت برندش شکل گرفته است؛ بنابراین به نظرم رعایت چارچوب و قوانین و شخصی نکردن و تقلیلندادن مناسبات اجرا آنچنانکه منافی قوانین نباشد، موجب خواهد شد بدون دغدغه هنرمند به روی صحنه بیاید و اثرش را اجرا کند. در این میان حراست و حفاظت از اجرا و فستیوال بهوسیله ارگان مجری بسیار لازم است. نهادهای موازی در کشور ما هر یک نگاهی متفاوت به هنر دارند و برخی از آنها به قول شاملو، هنر را موی دماغ خود میخوانند که نباشد بهتر است؛ به همین دلیل نباید بهانه به دست آنان داد؛ لذا نه این فستیوال بلکه هر فستیوال و جشنواره دیگری قطعاً مخاطب خود را دارد و میتواند در اعتلا فرهنگ و هنر ما تأثیر بسزایی داشته باشد.
پیشنهاد شما برای بهبود این فستیوالها چیست؟
هم باید در تمام سال بستر و زیر ساختهای آموزشی برای تغییر ذائقه مردم و افزایش آگاهی و سواد موسیقایی آنها؛ آماده شود و هم باید دغدغههای اقتصادی هنرمندان محجوب و مهجور موسیقی محلی بهوسیله نهادهای بالادستی مرتفع شود تا این فستیوالها باکیفیت و با اتفاقات خوب انجام شوند. اجراهای درخشان این فستیوالها میتواند منبع و آرشیوی باشد برای اینکه محققان و دانشجویان موسیقی که دسترسی به این نوازندگان ندارند از آن استفاده کنند.
نمونههای موفق جهانی وجود دارد که از موسیقی محلی برای توسعه گردشگری استفاده میکنند؟
جشنواره آوینیون و فستیوالهای گردشگری مانند فیتور بهانههای خوبی برای ارائه آثار هنرمندان اصیل جهان بودهاند.
چگونه موسیقی میتواند در مقابل تحریف نام خلیجفارس مقاومت کند؟
تنها ایران است که مرز آبی آن با اقیانوس آرام و دریای عمان بیشتر از بقیه کشورهای عربی منطقه است. محتوای اشعار ترانههایی محلی در این خطه هر کدام گویش و لهجهها، شاخههای یک زباناند و آن زبان فارسی است. پس هر کدام از این آثار، سندی است که گواهی میدهد این خلیج فارسی است.
برچسب ها:
توسعه گردشگری، جذب گردشگر، خلیج فارس، گردشگری، موسیقی، موسیقی محلی، موسیقی نواحی
نظر کاربران
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
زمین در تب، ویروسها در حرکت
باران بارید؛ اما «آلاگـل» همچنان خشک است
میــــــراث در بــرزخ
افتتاح بزرگترین باغ موزه گیاهان دارویی کشور در البرز
«عیسی امیدوار»، بازمانده تیم دونفره «برادران امیدوار» در سفر به دور دنیا در بیمارستان بستری شد
همه متفاوت؛ همه خویشاونـــد
هشدار جوی برای شمال خلیج فارس
خلیج فارس در آستانه موجهای دو متری
حال ناخوش کسبوکارهای گردشگری اصفهان؛
حمایتهای وعده دادهشده به کجا رسید؟
محل قلعه تاریخی نهاوند شناسایی شد
سرنوشت نامعلوم فرشهای دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرشهای ماشینی
معرفی ۱۱۳ طرح صنایعدستی لالجین به بانکها برای دریافت تسهیلات
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
وقتی بومگردیها جای پناهگاهها را گرفتند
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




ناهید
بسیار عالی
منتها در کنار ساحل در جنوب و شمال ایران
در مکانهای آکوستیک
زیرا کوچه گردی ایجاد مزاحمت میکند
خصوصا بالاخره حق دارند بهر دلیلی انتخاب کنند علاقه حضور را افراد و خانواده ها
تحمیل نباید گردد شنیدن و دیدن
شاید که برنامه یا علاقه خاص دارند افراد
بواسطه یا ببهانه نباید تحمیل کرد چون فستیوال است و فرهنگ است وووووو
مکانهای آکوستیک یا کنار ساحل یا حتی کشتی های ثابت یا متحرک مناسبتر از کوچه گردی است