تحلیلی بر تنش‌های آبی اخیر

حکمرانی آب در مرز بحران





حکمرانی آب در مرز بحران

۵ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۲۰:۵۸

باز شدن زخم کهنه تنش آبی میان اصفهان و یزد در کنار کمبود بارش‌ها، بار دیگر مسئله حکمرانی آب را به صدر مباحث اجتماعی و حتی سیاسی کشور بازگردانده است. هر از چندگاه که این‌گونه تنش‌های اجتماعی رخ می‌دهد، سیاستگذاران سعی می‌کنند عجولانه و در کوتاه‌مدت مشکل را حل کنند، انگار اراده و خواستی برای سیاستگذاری مناسب و بلند‌مدت وجود ندارد.
به‌نظر می‌رسد در کنار کمبود بارش‌ها، حکمرانی آب و پایبندی به اصول این‌گونه حکمرانی از اصلی‌ترین دلایلی است که کشور را دمادم دچار بحران‌های آبی می‌کند. عدم کاربست مفاهیم حکمرانی خوب در حوزه آب پیامدهای تلخ و هشداردهنده‌ای همچون کاهش آب دریاچه‌ ارومیه، رودخانه زاینده‌رود، دشت هامون، کاهش حقابه‌های حیاتی رودهایی چون کارون و نیز افت نگران‌کننده سطح آب دریاهای مرزی را در پی داشته است و این وقایع نه‌تنها تهدیدی برای محیط‌زیست، که زنگ خطری برای امنیت ملی و معیشت مردم هستند.
در برخی مناطق از جمله اصفهان و یزد، بحران آب به منازعات اجتماعی میان مردم انجامیده و این خود، ریشه در عدم درایت در مدیریت منابع دارد. اقداماتی که پس از وقوع تنش‌های اجتماعی در پیش گرفته شد، نظیر ترمیم خطوط انتقال آب یا تخصیص مقطعی حقابه‌ها، تنها واکنش‌هایی موقتی برای مهار بحران بودند؛ نه راهکارهایی پیشگیرانه. اگر این تدابیر پیش از بروز بحران صورت می‌گرفت، شاید از بسیاری از پیامدهای ناگوار جلوگیری می‌شد.
انتقادها درباره حکمرانی آب در ایران وقتی جدی‌تر می‌شود که به گواه تاریخ ایران در منطقه خشک و نیمه‌خشک جهان قرار دارد و هر سیاستگذاری قبل از پیاده‌سازی یک جریان و روند در حوزه آب این مسئله مهم را می‌داند، اما انگار حکمرانی نمی‌داند!

حکمرانی خوب؛ مفاهیم و کاربردها
حکمرانی خوب (Good Governance) در سه دهه اخیر مورد توجه بسیاری از تحلیلگران اجتماعی قرار گرفته است. پژوهش‌های فراوانی انجام شده که در آن از این نکته سخن رفته است که ضعف در به‌کارگیری و عملی کردن اصول حکمرانی خوب، یکی از مهمترین موانع رشد و توسعه در کشورهای جهان سوم است و حکمرانی نامطلوب باعث تأخیر در رشد اقتصادی کشورهای درحال‌توسعه شده است.
در قاموس حکمرانی خوب سه حوزه دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی بازیگران اصلی هستند و کنش و رفتار هر کدام از این بازیگران در رشد و توسعه کشور تعیین‌کننده و اثرگذار است.
طبق جدیدترین تعریف بانک جهانی، حکمرانی خوب، در اتخاذ سیاست‌های پیش‌بینی‌شده آشکار و صریح دولت (که نشان‌دهنده شفافیت فعالیت‌های دولت است)، بوروکراسی شفاف، پاسخگویی دستگاه‌های اجرایی در قبال فعالیت‌های خود، مشارکت فعال مردم در امور اجتماعی و سیاسی و نیز برابری همه افراد در برابر قانون، تبلور می‌یابد. به‌طورکلی می‌توان گفت حکمرانی خوب، تمرین مدیریت (سیاسی، اقتصادی، اجرایی و…) منابع یک کشور، برای رسیدن به اهداف تعیین‌شده است. این تمرین دربرگیرنده راهکارها و نهادهایی است که افراد و گروه‌های اجتماعی از طریق آن، توانایی دنبال کردن علایق و حقوق قانونی خود را باتوجه‌به محدودیت‌ها داشته باشند.

اصول حکمرانی خوب
در برخی از متون، حکمرانی خوب (Good Governance) به‌معنی دولت خوب (Good Government) نیز تعریف شده‌ است. بااین‌حال، نمی‌توان این دو مفهوم را مترادف دانست، زیرا همه نهادهای جامعه در قوه مجریه خلاصه نشده و سایر نهادها نیز در روند اداره یک کشور به‌اندازه خود سهیم هستند. اما بنابه توافقی که میان کارگزاران این حوزه وجود دارد، اصول حکمرانی خوب عبارت است از: مشارکت، حاکمیت قانون، شفافیت، پاسخگویی، شکل‌گیری وفاق عمومی، حقوق مساوی (عدالت)، اثربخشی و کارایی و مسئولیت‌پذیری.

حکمرانی آب به چه معناست؟
حکمرانی آب یکی از ارکان اساسی حکمرانی خوب در هر کشوری است که قصد مدیریت منابع خود را دارد. بدون شک بر سر این مسئله که آب عنصری غیرقابل‌جایگزین است، بین تمامی کنشگران اجتماعی توافق وجود دارد.
آب کالایی است اجتماعی، اقتصادی و امنیتی و بر تمامی این حوزه‌ها اثر مستقیم دارد. مفهوم حکمرانی آب نخستین‌بار در دومین اجلاس جهانی آب در لاهه مطرح شد. همچنین، در سال ۲۰۰۳ شورای جهانی آب حکمرانی آب را به‌عنوان طیف وسیعی از سیستم‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و اداری که با هدف توسعه و مدیریت منابع آب و ارائه خدمات آب به سطوح مختلف جامعه ایجاد شده‌اند، تعریف کرد. حکمرانی آب سیاستگذاری‌ها و نحوه تأمین و توزیع آب و نهادهای رسمی و غیررسمی دخیل در این روند را تشریح و تعریف می‌کند.حکمرانی آب چهار بعد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و محیط‌زیستی دارد و این چهار بعد با چهار شاخص مشارکت ذی‌نفعان، استفاده عادلانه، استفاده بهینه و استفاده پایدار تعریف می‌شود. درواقع، حکمرانی آب در ساحت نظریه و عمل به‌عنوان چراغ راهی برای جامعه و سیاستگذاران بر تدبیر خردمانه امور تأکید دارد تا حداکثر نتایج مطلوب برای جامعه حاصل شود.

حکمرانی آب در ایران به کدام سو می‌رود؟
به‌نظر می‌رسد برای پاسخ به این سؤال چالش‌های زیادی وجود دارد، اما داده‌های آماری حاکی از آن است که ما در زمینه حکمرانی آب وضعیت مطلوبی نداریم و سیاست‌های اجراشده در کنار تغییراقلیم دست به دست هم داده است تا بخشی از زیست‌بوم ایران به‌سرعت وارد بحران‌های آبی و اقلیمی عمیق تنش‌های گاه و بیگاه شود.
با وجود اینکه حکمرانی آب از تغییرات زیست‌محیطی، اقتصادی و اجتماعی تأثیرات فراوانی می‌پذیرد، ولی بسیاری از فعالان اجتماعی و سیاسی عقیده دارند درصورت ادامه سیاست‌های فعلی سرزمین ایران به‌زودی در بخش‌هایی، مقدمات اولیه زیست و سکونت را از دست خواهد داد. اگر روند کنونی در زمینه برداشت از آب‌های زیرزمینی، تخصیص حقابه‌ها، توسعه ناهمگون و قارچ‌گونه کلانشهرها و کشت‌های آب‌بر ادامه یابد، ما زودتر شاهد فجایعی خواهیم بود که می‌توانستیم از مدت‌ها قبل، از وقوع آنها جلوگیری کنیم. تا روزی که عرصه حکمرانی در حوزه‌های محیط‌زیستی عرصه تاخت‌وتاز سیاستمدارانی است که منافع گروهی را بر منافع عمومی ترجیح می‌دهند، نمی‌توان انتظار داشت تغییرات چندانی در این زمینه ایجاد شود.

چه کنیم تا از ما آبی برای آیندگان گرم شود
در حوزه آب نیز مانند بسیاری دیگر از حوزه اجتماعی و اقتصادی ما با نوعی اقتدارگرایی ایرانی مواجهیم که باعث می‌‌شود تصمیمات خلق‌الساعه و جبری گرفته شوند و این تصمیمات زمانی سفره‌های آب زیرزمینی را می‌خشکانند و روزگاری هم به ته کشیدن آب دریاچه‌ها و تالاب‌ها می‌انجامند. درواقع، اقدامات جزیره‌ای و دستورهای سهل و ممتنع سیستم سیاستگذاری در درازمدت نه‌تنها بن‌بست‌های تأمین و توزیع آب را حل نکرده است که وضعیت را به‌سمت تنشی گسترده سوق داده است. به‌نظر می‌رسد سیاستگذاران باید نگاه بخشی و سیاسی را کنار بگذارند و خردمندانه سعی در پی‌ریزی یک شاکله ماندگار و درازمدت در زمینه حکمرانی آب باشند که این شاکله تمامی عوامل زیست‌محیطی، اقتصادی و اجتماعی را در کنار هم قرار دهد و بهترین وضعیت آینده را برای منابع آبی رقم بزند. این اتفاق جز با همکاری دو ضلع دیگر عرصه حکمرانی، یعنی جامعه مدنی و بخش خصوصی، میسر نمی‌شود و این دو ضلع نیز باید منافع عمومی و درازمدت را سرلوحه اقدامات خود در حوزه آب قرار دهند. درنهایت، باید گفت همه سیاست‌هایی که باید بلندمدت و خردمندانه گرفته شوند، تنها درصورتی به ثمر می‌نشینند که دولت و جامعه کم‌آبی را در اقلیم خشک ایران با تمام وجود درک کنند و راه سازگاری با این کم‌آبی را در پیش گیرند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق