مارها و لاک‌پشت‌های دریایی با گرفتار شدن در تورهای غیراستاندارد صیادی تلف می‌شوند

تور مرگبار

توسعه ساحلی ما از شمال تا جنوب افسارگسیخته است و‌ در طرح‌های عمرانی ضرورت‌های محیط‌زیستی براساس علم روز دنیا و معیارهای زیستی حیات‌وحش لحاظ نشده‌اند





تور مرگبار

۲۳ فروردین ۱۴۰۴، ۱۷:۴۶

«داستان حفاظت در جنوب ایران، ‌داستان پرمناقشه‌ای است. سازمان حفاظت محیط‌زیست در چند سال گذشته تنها توانسته با بودجه محدود از اندک پروژه‌های حفاظتی از گونه‌های دریایی حمایت مستمر داشته باشد. باقی طرح‌ها یا با همراهی سازمان ملل است و یا شرکت‌ها و صنایع به‌صورت مقطعی کمکی به این طرح‌ها کرده‌اند. به‌نظر می‌رسد معاونت دریایی سازمان بودجه کافی برای انجام طرح‌های بنیادی و سراسری را هیچ‌گاه در اختیار نداشته.» «باربد صفایی مهرو»، کارشناس محیط‌زیست، همین فقدان فعالیت حفاظتی مستمر را عامل تهدید محیط‌زیست دریایی در ایران می‌داند.

فروش کوسه‌ماهی‌های روی هم تلنبارشده زیر تابلوی فروش کوسه‌ماهی ممنوع در جزیره قشم، صیادی در فصل غیرمجاز صید آن‌هم پشت ساختمان شیلات در شمال کشور،‌ مرگ یکباره تعدادی لاک‌پشت‌ دریایی در سواحل جاسک، مارهای دریایی مرده در کنار بنادر ماهیگیری، آسیب جدی به دلفین‌ها در اثر حضور خارج از ظرفیت گردشگران در اطراف جزایر، نصب پروژکتورهای بزرگ برای پارکینگ در سایت لاک‌پشت‌های دریایی، جاده‌کشی در ساحل درک، تخریب مرجان‌ها، صید بی‌رویه صدف به طمع رسیدن به مروارید خلیج‌فارس و … مرتفع نمی‌شود، اگر سازمان حفاظت محیط‌زیست به‌شکل جدی در این زمینه ورود نکند. این ورود به‌معنای راه انداختن بگیروببندهای مقطعی نیست؛ به‌گفته صفایی مهرو،‌ آموزش اصولی بهره‌برداران و مسئولین محلی در کنار رعایت ملاحظات محیط‌زیستی در طرح‌های توسعه در مقیاس محلی می‌تواند بخش بزرگی از این چالش را برطرف کند.

حفاظت از کوسه‌ماهی‌ها، پستانداران دریایی،‌ خزندگان دریایی، (مارها و لاک‌پشت‌های دریایی) گرچه رویه‌‌های خاص خود را دارند،‌ اما این روزها در یک مسئله، مشترک هستند؛ بحرانی بودن وضعیت! نمونه آن مشاهده ۲۰ قطعه لاک‌پشت دریایی «پوزه‌عقابی» و «سبز» و یک قطعه پورپویز بدون باله در محدوده ساحلی ۱۲ کیلومتری از شهر جاسک تا روستای لافیک است. به‌گفته «حبیب مسیحی تازیانی»، مدیرکل حفاظت محیط‌زیست هرمزگان، در گفت‌وگو با رسانه‌ها، براساس بررسی‌های اولیه کارشناسان محیط‌زیست، گیر افتادن در تورهای ماهیگیری و خفگی علت اصلی تلفات این جانداران است. در برخی موارد نیز آثار برخورد با پروانه شناورهای دریایی بر روی لاشه‌ها دیده شده است. او با اشاره به اینکه مرگ دسته‌جمعی این جانداران نگرانی‌ها درباره تأثیر فعالیت‌های انسانی بر زیست‌بوم دریایی را افزایش داده است، گفت: انتظار می‌رود تمامی‌هموطنان عزیز با رعایت قوانین و مقررات محیط‌زیستی، در حفظ و حراست از این موهبت‌‌های طبیعی کوشا باشند و با خودداری از هرگونه اقدام مخرب، به پاسداری از میراث طبیعی کشورمان کمک کنند.

از نظر «باربد صفایی مهرو» نمی‌توان از هموطنان عزیز انتظار داشت قوانین را رعایت کنند، وقتی آموزش ندیده‌اند و از بهره‌برداران خواست که باعث تلف شدن حیات‌وحش نشوند، وقتی که تجهیزات‌ و ابزارشان برای صیادی با استاندارد زیست‌محیطی مطابقت لازم را ندارد. «سبک ماهیگیری‌ و نوع تورهای در دسترس ماهیگیران باعث چنین تلفاتی می‌شود. علاوه‌بر لاک‌پشت‌ها سایر گونه‌ها نیز با استفاده از تورهای سنتی صید گرفتار می‌شوند. کشورهای پیشرفته صیادان را ملزم به استفاده از تورهای صیادی دارای دریچه‌های استاندارد کرده‌اند که باعث می‌شود حداقل لاک‌پشت‌ها و پستانداران دریایی در تور گیر نیفتند. در ایران در خلیج گواتر اگر در ساحل این منطقه قدم بزنید، اغلب اوقات انواع کوسه‌ماهی و مارهای دریایی تلف‌شده را خواهید دید که بسته به فصل در فعالیت صیادی در ساحل رها شده‌اند. در محدوده تالاب هورالعظیم، گونه ماهی «اسبله بین‌النهرین» به‌شکلی گسترده صید و در کنار کپرهای صیادی رها شده‌اند. از نظر مردم محلی‌‌ این گونه‌­ها ارزش اقتصادی ندارند و با بی‌اهمیت شمردن این مهره‌داران آنها را در ساحل رها می‌کنند، در‌حالی‌که همگی در رده‌های بالای چرخه زیستی دریایی و تالابی قرار دارند.»

علاوه‌بر سواحل دریای خزر، سواحل جنوب از گواتر تا خرمشهر به انضمام حاشیه ساحلی جزایر یک محدوده بیش از یک‌هزار و ۵۰۰ کیلومتری است. «با وجود این گستردگی بسیار زیاد، آیا چهار استان جنوبی ما بودجه کافی برای حفاظت از تنوع زیستی دریایی دارند؟ در سال­‌های اخیر مسئولین سازمان حفاظت محیط‌زیست در مواردی از بودجه‌هایی با رقم‌هایی ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان آن هم به‌شکل اوراق چندساله صحبت می‌کنند. این اعداد در مقابل حجم کار انجام‌نشده شوخی است. شما هزینه رفت‌وآمد‌، کارشناس،‌ اقامت و … را در نظر بگیرید، آن وقت متوجه می‌شوید چرا در این مناطق کار آموزشی و پایه‌ای به‌شکل مستمر اتفاق نیفتاده است. اما با بودجه‌هایی چنین کوچک چطور می‌شود توقع آموزش و حفاظت فراگیر و اصولی در هزار کیلومتر ساحل و ده‌ها گونه جانوری خزندگان، پستانداران، ‌صدف‌ها، مرجان‌ها و کوسه‌‌ماهی‌ها داشت؟»

در دنیا برای حفاظت از کوسه‌ماهی‌ها کشتی خاص در نظیر می‌گیرند که گاه تا ۱۰ قایق همراه دارد. در مقابل در ایران یک محقق یا اساتید دانشگاه کاری انجام می‌دهد و بعد پروژه را به مردم ساکن در استان‌ها یا دانشجویان واگذار می‌کند. اما پس از دو تا سه سال اغلب طرح‌ها رها شده است و متأسفانه ما شاهد استمرار در این پروژه‌ها نیستیم

در کشورهایی که محیط‌زیست اولویت دارد،‌ شرایط و امکانات حفاظتی هم فرق دارد. «در دنیا برای حفاظت از کوسه‌ماهی‌ها کشتی خاص در نظیر می‌گیرند که گاه تا ۱۰ قایق همراه دارد. در مقابل در ایران یک محقق یا اساتید دانشگاه کاری انجام می‌دهد و بعد پروژه را به مردم ساکن در استان‌ها یا دانشجویان واگذار می‌کند. اما پس از دو تا سه سال اغلب طرح‌ها رها شده است و متأسفانه ما شاهد استمرار در این پروژه‌ها نیستیم.»

آموزش موضوع دیگری است که این کارشناس محیط‌زیست بر آن تأکید دارد. «زمانی که از آموزش صحبت می‌شود، هم به مسئولان برمی‌گردد و هم بهره‌برداران جوامع محلی. در مجاورت سایتی که سال‌ها قبل آقای مهندس بیژن فرهنگ دره‌شوری برای حفاظت از لاک‌پشت‌های جزیره قشم تعیین کرده بود، پارکینگی احداث شده است و برای روشنایی آن پروژکتور بزرگ برپا کرده بودند که مردم راحت‌تر گونه‌های در معرض خطر انقراض لاکپشت‌های دریایی را مشاهده کنند. خوشبختانه این پروژکتورها جمع شده است، آیا مسئولین زمان نصب نمی‌دانستند آلودگی نوری ناشی از این پروژکتورها زندگی بچه لاک‌پشت‌ها را به خطر می‌اندازد؟ یا در محوطه ژئوتوریسم برای اینکه مردم دسترسی راحت‌تری داشته باشند جاده احداث می‌شود، مگر یک منظر طبیعی پس از احداث جاده با شهر فرقی دارد؟ متأسفانه توسعه ساحلی ما از شمال تا جنوب افسارگسیخته بوده و‌ در طرح‌های عمرانی ضرورت‌های محیط‌زیستی براساس علم روز دنیا و معیارهای زیستی حیات‌وحش لحاظ نشده‌اند.»

چرا تورهای ماهیگیری ما استاندارد نمی‌شود؟ از نظر صفایی تحریم‌ها این بهانه را به دست بخش‌های نظارتی داده که از خود سلب مسئولیت کنند که چنین امکاناتی فعلاً در دسترس مردم نیست و دومین مورد به موارد قانونی است که در زمان ارائه مجوز و آغاز صید باید در نظر گرفته شوند. «در کشورهایی مانند آمریکا و استرالیا وسایل مرتبط با شکار و صید توسط سازمان‌های حفاظتی حتماً چک می‌شوند. به‌عنوان مثال، اگر کسی بخواهد در منطقه حفاظت‌شده شکار کند،‌ به‌جای گلوله سربی،‌ باید از گلوله استیل استفاده کند. استفاده از گلوله‌های سربی در زمان شکار پرندگان تالابی،‌ باعث آلودگی آب و ورود سرب به چرخه زیستی موجودات می‌شود و هزاران جانور و البته انسان بدون اینکه در صید شرکت کرده باشند، درگیر چنین آلودگی‌هایی می‌شوند. در مورد ماهیگیری هم این مورد مصداق دارد و صیاد باید از تور و قلاب استاندارد استفاده کند. اما کمبود آگاهی در این زمینه باعث شده الزام اخلاقی و قانونی برای ناظر و بهره‌بردار در تغییر ابزار صید ایجاد نشود.»

این کارشناس تنوع زیستی انتقادی به سازمان حفاظت محیط‌زیست در همین موضوع آموزش دارد. «چرا سازمان محیط‌زیست در پنج‌سالی که شکار را ممنوع کرد، کلاس‌های آموزشی حیات‌وحش و عکاسی و … برای این دسته از بهره‌برداران نگذاشت؟ شاید پس از آموزش عده‌ای منصرف می‌شدند یا حتی در مواردی مثل کنترل گونه‌های مهاجم به کمک محیط‌زیست می‌آمدند. متأسفانه از این فرصت استفاده نشد و پنج سال شکارچیان به حال خود رها شدند و دوباره بدون هیچ تغییری در نگرش و آموزش آنها، صدور مجوزها از سر گرفته شد. تأکید می‌کنم آموزش تنها به شکارچیان محدود نیست، کسی که می‌‌خواهد صیادی کند هم باید آموزش دیده باشد. کسی که می‌خواهد چوپانی کند هم باید آموزش دیده باشد.»

ما نه‌تنها از تورهای صیادی با استاندارد محیط‌زیستی استفاده نمی‌کنیم،‌ بلکه با مشکل رهاشدگی تورها نیز مواجهیم. صفایی عامل دوم را هم چالشی برای محیط آبی به‌ویژه تالاب‌های ایران می‌داند. «در تالاب‌ها و رودخانه‌های شمال تا جنوب کشور بسیاری از ماهیگیران، تورهای فرسوده و پاره خود را رها می‌کنند. در مواردی شاهدیم محیطبان و فعالان محیط‌زیست این تورها را جمع می‌کنند. ما با یک نوع عدم مسئولیت‌پذیری توسط جامعه بهره‌بردار مواجهیم که اغلب به چشم رسانه‌ها نمی‌آید. با تمام پیشرفت‌های جامعه که نباید آنها را نادیده گرفت، هنوز هم رفتار با طبیعت در مواردی به‌نحوی است که گویا طبیعت جزو اموال دولتی است و افراد می‌خواهند آن را به‌نفع خود مصادره کنند.»

جوامع محلی ساحل‌نشین رزق‌وروزی‌شان از گذشته تا آینده به دریا وابسته است و در غیاب آگاهی و دانش ما با بهره‌برداری ناپایدار مواجهیم

به‌گفته صفایی، ما با کمبود شدید در حفاظت مواجهیم و آن آموزش اجباری برای تمام بهره‌برداران طبیعت است. «برای تمامی‌ صیادان باید آموزش اجباری قبل از گرفتن پروانه صید گذاشته شود و آنها را آگاهانه متعهد کرد؛ تأکید می‌کنم آگاهانه متعهد کرد که آموزش‌ها را اجرا کنند. جوامع محلی ساحل‌نشین رزق‌وروزی‌شان از گذشته تا آینده به دریا وابسته است و در غیاب آگاهی و دانش ما با بهره‌برداری ناپایدار مواجهیم.‌ همه اینها نشان از کمبود آگاهی زیست‌محیطی و دانش بهره‌برداری پایدار دارد.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *