وقتی وفور نعمت، بحران می‌آفریند





وقتی وفور نعمت، بحران می‌آفریند

۱۹ فروردین ۱۴۰۴، ۱۷:۵۹

وقتی سخن از بحران انرژی در ایران به میان می‌آید، معمولاً ذهن‌ها به‌سمت کمبود برق تابستان یا قطعی گاز زمستان می‌رود. اما واقعیت این است که مسئله فراتر از این بحران‌های مقطعی است. آنچه امروز با آن روبه‌رو هستیم، ناترازی ساختاری و ریشه‌دار در نظام انرژی کشور است؛ شکافی روزبه‌روز گسترده‌تر میان تولید و مصرف که درصورت ادامه روند فعلی، تبعات سنگینی برای اقتصاد، محیط‌زیست و امنیت کشور به‌همراه خواهد داشت.

ایران یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر گاز و نفت در جهان است، اما همین وفور منابع، سال‌ها باعث شده نسبت به‌ضرورت بازنگری در سیاست‌های انرژی بی‌توجه باشیم. مصرف انرژی در کشور با سرعتی بیشتر از رشد تولید در حال افزایش است. بخش زیادی از این مصرف بی‌رویه، نتیجه یارانه‌های کلان و قیمت پایین انرژی در داخل کشور است. گزارش آژانس بین‌المللی انرژی نشان می‌دهد ایران در کنار ونزوئلا، جزو کشورهایی است که بیشترین یارانه انرژی را پرداخت می‌کند. این سیاست، نه‌تنها باعث بار مالی سنگین بر بودجه شده بلکه مصرف را نیز به‌شکل غیرمنطقی بالا برده است.

از سوی دیگر، زیرساخت‌های تولید انرژی به‌شدت آسیب‌پذیر شده‌اند. میدان گازی پارس جنوبی که ستون فقرات تأمین گاز کشور محسوب می‌شود، اکنون در آستانه ورود به فاز افت تولید قرار دارد. برآوردها نشان می‌دهد از سال ۲۰۲۵، به‌دلیل کاهش فشار مخزن، تولید این میدان روبه‌کاهش خواهد گذاشت. باتوجه‌به وابستگی ۷۰ تا ۸۰ درصدی سبد انرژی ایران به گاز، این موضوع می‌تواند بحران‌های جدی در بخش‌های مختلف، از نیروگاه‌ها گرفته تا صنعت و حتی تأمین سوخت خانگی ایجاد کند.

هم‌زمان با این روند، جهان به‌سوی آینده‌ای کم‌کربن در حال حرکت است. کشورهایی مانند آلمان باسیاست «گذار انرژی»، موفق شده‌اند سهم انرژی‌های تجدیدپذیر در تولید برق را به بیش از نیمی از کل مصرف برسانند. چین نیز در سال ۲۰۲۳ با سرمایه‌گذاری بیش از ۶۷۰ میلیارد دلار در انرژی‌های نو، در مسیر کاهش وابستگی به زغال‌سنگ و رشد تجدیدپذیرها قرار گرفته است. آنچه این کشورها را به موفقیت رسانده، نه صرفاً منابع مالی، بلکه اراده سیاسی، برنامه‌ریزی درازمدت و اصلاح ساختارهای ناکارآمد بوده است.

در ایران اما سیاست‌گذاری انرژی همچنان اسیر نگاه کوتاه‌مدت و روزمره است. نیروگاه‌های تجدیدپذیر سهم ناچیزی از سبد انرژی دارند و رشد آن‌ها بسیار کندتر از ظرفیت‌های بالقوه کشور است. ایران از نظر تابش خورشید و منابع بادی در زمره کشورهای برتر جهان قرار دارد، اما بی‌ثباتی سیاستی، ضعف در جذب سرمایه و ناهماهنگی نهادهای تصمیم‌گیر، توسعه این بخش را متوقف کرده است. حتی طرح‌هایی که برای ساخت نیروگاه‌های خورشیدی توسط بخش خصوصی آغاز می‌شود، اغلب با مانع‌تراشی‌های بروکراتیک و نبود حمایت مالی به بن‌بست می‌رسد.

 در چنین شرایطی، صرف اتکا به ذخایر زیرزمینی و امید به بهبود تولید بدون اصلاح ساختار مصرف، راه به جایی نخواهد برد. حل بحران ناترازی انرژی در ایران نه با شعار و نه با وعده، بلکه با تصمیمات سخت و اصلاحات واقعی ممکن است. سیاستگذاران باید واقعیت‌های امروز را ببینند و براساس آن برای آینده برنامه‌ریزی کنند. در غیر این‌صورت، ناترازی انرژی به بحرانی امنیتی و ملی بدل خواهد شد؛ بحرانی که دیگر نه با قطعی برق چندساعته که با از کار افتادن چرخ صنعت و بی‌ثباتی اقتصادی خود را نشان خواهد داد. آینده انرژی ایران، در گرو تصمیماتی است که اکنون گرفته می‌شود. چشم‌ بستن بر واقعیت، تنها بحران را به تعویق می‌اندازد، نه از بین می‌برد.

از مهمترین فعالیت‌های دولت و حاکمیت جهت جلوگیری از ورشکستگی در حوزه انرژی توجه ویژه به تجدیدپذیرها، برنامه‌ریزی جهت پیشی گرفتن رشد تولید از رشد مصرف برق می‌باشد. دراین‌باره تهیه سند ملی توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر ،اصلاح زیر‌ساخت‌های قانونی واگذاری زمین، اصلاح و توسعه زیر‌ساخت شبکه، حمایت از تولیدات داخلی تجهیزات تجدیدپذیر می‌تواند نقش حیاتی در حل بحران داشته باشد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

احمد سیاری

سلام
کمبود برق در ایران به خاطر بالا رفتن مصرف در هر سال به میزان ده درصد از یک طرف و از دست دادن بخش مهمی نیروگاههای ابی و فرسودگی بعضی واحدها و عدم سرویس به موقع در مجموع و در ساعتهای پیک بار در تابستان حدوا سی هزار مگاوات است و برای جبران ان باید سیهزار تا یک میلیون دلار ارز باشد تا بتوان مولد این نیروی بزرگ را تامین کرد البته اگر برای ظرفیت گاز مورد نیاز فکری بشود نیروگاههای خورشیدی هم که هنگام نبود تابش خورشید تولیدی نخواهند داشت و فقط در روز قابل استفاده اند و هر گز نمیتوان مثلا سی هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی ایجاد کرد و هنگام غروب خورشید ناگهان ان را از دست داد که تعادل نیروگاهها را به هم خواهد ریخت به نظر این حقیر تنها راه برای تامین برق و گذار از وضعیت بسیار خطرناک در طول یکی دوسال اینده رفتن به سوی نیروگاههای سیکل ترکیبی و تامین سوخت مورد نیاز انها است انرژی های تجدید پذیر را باید وقتی مورد توجه قرار گیرد که بهران بسیار خطرناک و اجتناب نا پذر فعلی را به نحوی که خدا میداند با چه پولی و از کجا و چگونه باید تامین کرد از سر گذراند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق