چگونه سالی؟





چگونه سالی؟

۲۶ اسفند ۱۴۰۳، ۱۹:۱۳

گویی هیچ رابطه‌ای میان سال‌ها وجود ندارد. گویی هیچ کدامشان ادامه دیگری نیستند. فقط تقویم است که آنها را یکی پس از دیگری ثبت می‌کند. در این سال‌ها در بر همان پاشنه چرخیده که قبلاً هم می‌چرخیده. موضوعات و چالش‌های تکراری و پیگیری‌های تکراری و پاسخ‌های تکراری.  گویی زمان در بزنگاهی صعب و سخت ایستاده و انگار هیچ‌وقت پیش‌ نمی‌رویم. فقط کمی،  شاید کمی، سالی متفاوت از سال دیگری رقم بخورد. تقدیر و تقویم به زمانه بدی گره خورده است. سال ۱۴۰۳ روال خبرهای آب و برق و انرژی بر همان مدار ناترازی بود. سال خشک و کم‌باران، سیلاب‌های کمتری به بار آورد و گزارش‌هایم از هجوم سیلاب به شهرها و روستاها به‌سمت همه مناطقی رفت که دیگر آب ندارند. تشدید ناترازی برق اما بیشتر از پیش‌بینی‌ها بود. بخش قابل‌توجهی از سال به خاموشی گذشت. نه پاییز سردی را از سر گذراندیم، نه زمستان سردی را. اما انگار همه خاطره زمستان‌های تا همین چند سالِ قبل را فراموش کرده، همه ماجرای ناترازی را به گردن سرمایی که اصلاً نیامده است، می‌انداختند. شلختگی سیستم اطلاع‌رسانی دولت هم بر سردرگمی میان داده‌های ناقص و گاه متناقضی که به‌ویژه از دو دستگاه وزارت‌ نفت و نیرو منتشر می‌شد هم «ما را در این دایره سرگردان‌تر » می‌کرد. پاسخ‌های ناقص و ناکافی سخنگوی دولت و البته جانب‌داری عیان دولت از وزارت نفت هم مزید بر علتِ آشفتگی خبری در این حوزه بود.

 

بااین‌حال، گاه خبرها را هر طور که منتشر کنند، در عیان شدن حقیقتشان هیچ تغییری ایجاد نمی‌شود. حقیقت ماجرا از این قرار است: «سراسر ایران در همه بخش‌های خانگی، صنعت و کشاورزی، در سوء تدبیر مدیریت بخش انرژی کشور، طی چهار دهه، دچار خسران شدید شدند. خسرانی که در اعداد و ارقام اعلامی قابل‌سنجش نیست. وزارت نیرو و شرکت توانیر به‌عنوان تأمین‌کننده برق و وزارت نفت به‌عنوان تأمین‌کننده سوخت، سازمان حفاظت محیط‌زیست به‌عنوان متولی و ناظر بر جلوگیری از آلودگی هوا و وزارت بهداشت که شاید دقیق‌ترین آمار از خسارت انسانی ناشیِ از قطع برق و سوخت مازوت در کشور را در اختیار دارد، هیچ‌وقت نخواهند فهمید چند دستگاه اکسیژن‌ساز خانگی در زمان قطعی‌های برق از کار افتاده‌اند، یا چند تشک مواج ویژه سالمندان و معلولان از حرکت ایستاده‌اند، چند کودک با مشکلات تنفسی روبه‌رو شده‌اند، چند یخچال و وسیله برقی در خانه‌هایی محقر و بدون محافظ سوخته‌اند، چه میزان موادغذایی فاسد شده، چند کسب‌وکار کوچک اینترنتی به‌دلیل قطع اینترنت ناشی از نبود برق ضرر کرده‌اند و چه بلاهایی بر سر مردم آمده که هیچ جایی در حساب و کتاب آنها ندارد. همان‌طورکه وزارت صمت هرگز نخواهد فهمید چند کسب‌وکار خرد زیان دیده‌اند و چقدر ناگزیر به تعطیلی شده‌اند، همان‌طورکه وزارت آموزش‌وپرورش هرگز آماری از این نخواهد داشت که چگونه تعطیلی‌ها و غیرحضوری کردن مکرر مدارس بر میزان یادگیری درس یا مهارت‌های جمعی دانش‌آموزان تأثیر خواهد گذاشت.»

 

در بولتن‌های دولتی، خسارت صنایع بزرگ محاسبه می‌شود و بخش‌هایی از کشاورزی که صدایشان بلندتر است و آمارهایی از مرگ‌ومیر که دیگر نمی‌توان آنها را با سوخت مازوت مرتبط ندانست. مابقی ماجرا همه نادیدنی و انکارشدنی است.

آخر سال است و فکر می‌کنم سال آینده با افزایش ناترازی برق و آب، سال پرخبری در انتظارم است. نوروز را پاس می‌دارم شاید این‌بار نه برای آمدن بهار، بل فقط برای استراحت دادن به ذهن بسیار بسیار خسته و شلوغم.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن