در سکوت دست‌اندرکاران گردشگری و رسانه‌ها اتفاق افتاد

نمایش ۱۸ساله آش رشته و وراجی و شلختگی





نمایش ۱۸ساله آش رشته و وراجی و شلختگی

۲۸ بهمن ۱۴۰۳، ۱۶:۵۲

 ساز و دهل به پا می‌شود و آش رشته شور یا بی‌نمک روبه‌راه. ۱۸ سال است که از برگزاری نمایشگاه گردشگری در ایران می‌گذرد، مدل همان مدل است که بود. دنیا متحول شده اما نمایشگاه گردشگری در ایران نه. البته شاید هم زرق‌وبرق بیشتری چاشنی دیگ آش رشته‌ها شده باشد؛ اما در بطن این ماجرا تحولی نیست که نیست. نه از ایده‌های جدید و قراردادهای جدید خبری است و نه از هیاتی برای آسیب‌شناسی مشکلات. روش همان روش محمد شریف ملک‌زاده، رئیس سابق سازمان میراث‌فرهنگی است که خودش را نخبه گردشگری معرفی می‌کرد و برای توسعه گردشگری عشایری، چند گله گوسفند توی خیابان ولیعصر ریخت. البته مهم «پدر علم نوین گردشگری جهان» نیست؛ مهم آن آژانس‌دارهایی هستند که می‌گفتند؛ چرا زودتر خبر ندادید ما گردشگر خارجی می‌آوردیم! همین مدل را بسط دهید می‌رسیم به رسانه‌ها و فعالان گردشگری که سرخوشانه نمایشگاه گردشگری شرکت می‌کنند و برایش هورا می‌کشند.

 

 چرا یک‌لحظه فقط یک‌لحظه یک نفر از این مسئولان و دست‌اندرکاران نمی‌ایستد، فکر کند چقدر این نمایشگاه در ۱۸ساله گذشته در جذب گردشگر مؤثر بوده است؟ چرا جمع‌کثیری از بزرگان این حوزه یک‌بار هم شده نمی‌گوید؛ به‌جای بزک‌دوزک بیاییم، سند تحول گردشگری ایران را بررسی کنیم و آسیب‌هایمان را زیر ذره‌بین بگذاریم. اما به نظر بودجه‌هایی است که باید به یک نوعی هزینه و دست‌اندرکاران و متولیان امر پولکی در جیبشان ریخته شود و در نهایت هیچ‌وپوچ.

 

 واقعاً نمی‌خوانید؛ درحالی‌که بازار گردشگری جهان در پایان امسال به طور کامل احیا می‌شود، ایران هنوز ۳۷ درصد نسبت به‌پیش از کرونا عقب است. مگر در جریان گزارش سازمان گردشگری ملل متحد (UNTOURISM)، نیستید که ایران در ۶ماهه نخست سال ۲۰۲۴، از حدود ۳ میلیون ۱۰۰ هزار گردشگر خارجی میزبانی کرده است؟ آماری که مربوط به دی‌ماه ۱۴۰۲ تا خرداد ۱۴۰۳ می‌شود. این آمار در شش‌ماهه سال ۲۰۲۳ به کمتر از دو میلیون رسیده بود بدون اینکه ملیت و تابعیت مسافران خارجی در این آمار لحاظ شود. وقتی در بیخ گوش ما ترکیه؛ پنجمین کشور پربازدید جهان، با جذب حدود ۱۸ میلیون گردشگر در پنج ماه نخست سال ۲۰۲۴ می‌شود و رکورد تازه‌ای را در گردشگری ثبت می‌کند؛ ما در کجای نمایشگاه ایستاده‌ایم و همان حرف‌ها و کارهای همیشگی را مرور می‌کنیم؟ هورا می‌کشیم برای رویدادی که درست در لحظه‌هایی برگزار می‌شود که ری تاریخی با خاک یکسان می‌شد و تخت‌جمشید و نقش‌رستم قربانی فرونشست. در روزهایی که پتانسیل‌های تاریخی و طبیعی خود را از دست می‌دادیم، دوستداران گردشگری داشتند در نمایشگاه آش رشته و وراجی و شلختگی دست می‌زدند و به نظر هیچ دلشان برای ایران نمی‌سوخت؛ برای این همه پتانسیل که به باد می‌رود. برای این‌که دلمان نمی‌خواهد یک‌بار هم شده درد را عمیقاً درمان کنیم و دلمان به درمان‌های باسمه‌ای خوش است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *