کالبدشکافی جان و نان

قتل فجیع دانشجوی ۱۹ساله در تهران نشان داد فقر، ناامنی و بی‌تفاوتی جامعه تا چه حد می‌تواند جان انسان‌ها را به خطر اندازد و زنگ هشداری برای مسئولان و شهروندان به صدا درآورد





کالبدشکافی جان و نان

۲۶ بهمن ۱۴۰۳، ۱۷:۰۰

خبرکوتاه بود اما دردناک و جانسوز. جوانی ۱۹ساله که به قصد کسب علم و دانش به ام‌القرای اسلام و پایتخت ایران آمده بود، جان خود را به تکه‌نانی باخت! ماجرای قتل جوان شهرستانی موجب غم و اندوه شهروندان کشور شده است. با وجود آنکه در طول سال، شاید صدها پدیده کیف‌قاپی یا سرقت از شهروندان تهرانی صورت می‌گیرد، اما قتل او از منظر انسان‌گرایانه و جامعه‌شناختی تأثیر عمیقی بر قلب و روح افکار عمومی گذاشته است.

بنابراین، بررسی پدیده مرگ تلخ و ناگوار او از منظر افکار عمومی واجد نکات ذیل است: ۱- وزارت علوم در میان ده‌ها واحد درسی به‌دردنخور و فاقد اهمیت کاربردی، بد نیست در هنگامه چالش جامعه برای کسب نان و حفظ جان، واحد درسی (حفظ جان) برای آموزش دانشجویان در مقابل «روایت جان و نان» سارقان و اشرار تهیه کند تا به‌طور اجباری به آنها آموزش دهد که درصورت مواجهه با جرایم خشن و زورگیران، حفظ جان بر نان مرجح شود‌! ۲- شهروندان تهرانی در آزمون انسان‌گرایانه با وجود رفتارهای مثبت در گذشته، این‌بار به‌دلیل کم‌توجهی به ناله‌های انسانی زخم‌خورده به‌دلیل عدم کمک فوری برای حفظ جان شهروند شهرستانی، نمره مردودی گرفتند. ای کاش تصاویر دوربین مداربسته را نمایش نمی‌دادند تا نامردمی رانندگان عبوری بیش‌ازاین عریان نشود. تصاویر دوربین مداربسته نشان می‌دهد اتومبیل‌های عبوری در بزرگراه جلال‌ آل‌احمد، آن‌چنان به دانشجوی زخمی و دردمند توجهی نشان نمی‌دهند. ۳ـ شهروندان تهرانی سهم خود از مالیات و بودجه ملی را می‌پردازند تا بلکه امنیت نیمه‌جانی در کلانشهر کسب کنند. بنابراین، وظیفه نیروهای امنیتی و انتظامی است که گشت‌های موتوری ورزیده‌ای در حوالی خوابگاه‌های دانشجویی تهران مستقر کنند تا از بروز حوادث تلخ این‌چنینی جلوگیری شود. طبعاً برچیدن نیروهای امنیتی از سطح شهر و استقرار آنها در حوالی دانشگاه تهران برای جلوگیری از فراخوان تجمع معترضان حصر، فرصت خوبی را در اختیار سارقان و زورگیران تهرانی قرارداده است. هرچند اگر آمار زورگیری و سرقت در روز ۲۵ بهمن از طریق مرکز اطلاع‌رسانی پلیس منتشر شود، ناامنی موجود در کلانشهر تهران، در چنین روزی برای شهروندان قابل‌تأمل خواهد بود. بی‌گمان اغلب دانشجویان شهرستانی به‌خاطر علم‌آموزی و کسب‌وکار وسایل آموزشی از قبیل لپ‌تاپ و موبایل کاربردی را به‌طور روزانه همراه کوله‌پشتی با خود حمل می‌کنند که از نظر مالی برای آنان ارزش دوچندانی دارد. بنابراین، شاید یک دلیل زخم خوردن که در دوربین مداربسته مکتوم است، مقاومت دانشجوی شهرستانی در مقابل سارقان زورگیر بوده که متأسفانه زخم کاری را به او وارد کردند. ۴- شتابزدگی در «روایت قتل علی‌محمد خالقی درمیان» و نه «امیر محمد خالقی» که خود قاری قرآن و مداح مشهدی است، از طریق برخی رسانه‌های مکتوب و مجازی نشان داد که چه تعداد افراد غیرحرفه‌ای در رسانه‌های ایران مشغول به کار هستند که اصلاً توجهی به اطلاعیه‌های رسمی وزارت علوم و دانشگاه تهران ندارند و اسم جعلی دیگری را در متن خبر خود لحاظ کرده‌اند. ۵- روایت قتل فجیع علی‌محمد خالقی درمیان که از شهروندان استان خراسان‌جنوبی مایه نگرانی و تأسف بسیار خانواده‌های ایرانی شد، به‌خصوص خانواده‌هایی که هم‌اینک دانشجویانی در کلانشهر تهران دارند و این خبر ناخواسته نگرانی‌هایی را در بین آنان دامن می‌زند. مرگ دلخراش یک جوان ۱۹ساله، موج ناامنی روانی در جامعه را رقم زد. بنابراین پلیس، نهادهای امنیتی و قوه قضائیه باید در اسرع‌وقت پیگیر دستگیری و محاکمه سارقان و زورگیران ناجوانمرد باشند تا به‌ترتیبی امنیت روانی جامعه حفظ شود. در طول هفته شاید ده‌ها مورد سرقت و زورگیری منجر به ضرب و جرح و فوت شهروندان صورت گیرد، اما اهمیت این ماجرا موجب نگرانی خانواده‌ها و جامعه دانشگاهی است که باید هرچه سریع‌تر برای پیشگیری از فجایع آتی شهروندان راهکارهایی اندیشیده شود. ۶- حالا می‌توان متوجه شد که افزایش نرخ دلار و تورم حاصل از آن چه تبعات اجتماعی و اقتصادی به‌دنبال دارد. بنابراین، وظیفه دولت است که با متولیان افزایش نرخ دلار در دولت برخورد کند تا دیگر وزیر اقتصاد با شنیدن نرخ افزایش ارز مدعی نشود وظیفه او حفظ ارزش پول ملی نیست. در یک نگاه جامعه‌شناختی رئیس بانک مرکزی، وزیر اقتصاد، دولت، نیروی انتظامی، قوه قضائیه و شهروندان تهرانی و رسانه‌ها در بروز این قتل دردناک از منظری مقصرند.

کافی است هریک از این سازمان‌ها و اشخاص حقیقی و حقوقی وظایف نهادی خود را یک‌بار دیگر مرور کنند تا به کنه قصور و تقصیر خود در ماجرای قتل پی ببرند. چالش نان و جان، روایت جانکاهی است که هر قدر مردمان فقیر در یافتن قوت لایموتشان ناتوان‌تر باشند، جان شهروندان بی‌گناه ایرانی بیشتر در معرض خطر است. پس نباید گفت تحریم‌ها، افزایش نرخ دلار و قس‌علی‌هذا اعتباری ندارند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

احمدی

خیلی حیفه جوان 20 ساله دانشجو این اتفاق براش میافته متاسفانه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن