«محمد جواد غلامرضا کاشی»، استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی از مستند «خواب ابریشم» می‌گوید

آرمان‌های انقلاب در پیچ و تاب آرزوهای فردی





آرمان‌های انقلاب در پیچ و تاب آرزوهای فردی

۱۵ بهمن ۱۴۰۳، ۱۵:۵۳

مستند «ناهید رضایی»، واکنش‌های مختلف زنان به فشارهای اجتماعی و فرهنگی انقلاب را با نگاهی عمیق و هنری بررسی می‌کند

خانم ناهید رضایی، با ساخت مستند «خواب ابریشم» ، پنجره‌ای به عمق فضای دو دهه پس از انقلاب گشوده و اثری ماندگار به یادگار گذاشته‌اند.
«خواب ابریشم» گواه این ادعاست که گاهی یک اثر هنری کارآمدتر از ده‌ها پژوهش و تحلیل علمی است. کار خانم رضایی مستندی تاریخی است، اما ترکیب آن با مؤلفه‌های هنری، بر ماندگاری‌اش افزوده است. «خواب ابریشم» در سال ۱۳۸۲ ساخته شد، اما برای ما که اکنون بیست سال پس از ساخت آن درباره‌اش سخن می‌گوییم، نه‌تنها بازتابی از دو دهه پس از پیروزی انقلاب است، بلکه امکان‌هایی برای فهم و تحلیل شرایط امروز ایران نیز می‌گشاید. ناهید رضایی، بیست سال پس از فارغ‌التحصیلی از یک مدرسه دخترانه، به آن بازمی‌گردد تا وضعیت مدرسه و دانش‌آموزان را بررسی و آن را با تجربه‌ خود مقایسه کند.
«هنگامی که در حیاط مدرسه با دوستان خود می‌چرخیدند، سری پر از آرمان‌های انقلابی داشتند.» آرزوهایی که حاصل یک غلیان انقلابی است. آرزوهای انقلابی، جمعی‌اند و به دلیل پیوندشان با نمادها و فرهنگ دینی، عمق تاریخی یافته‌اند. «آرزوهای انقلابی ما در سال ۱۳۵۷ چندان می‌نمود که گویا همه‌ گسیختگی‌ها و شکاف‌های عظیم تاریخی، جغرافیایی، فرهنگی و سیاسی را پر کرده‌ایم.» ما خود را «تجسم عینی حقیقت استعلایی» می‌دانستیم. آرزوهای انقلابی، جمعی و سنگین‌بار بودند، حامل رسالتی مقدس برای از میان برداشتن شرارت‌های بشری. دوربین در لحظات مختلف، مخاطب را متوجه دیوارهای بلند، درهای بسته، راه‌پله‌های پیچ‌درپیچ، زیرزمین‌ها و حفره‌های تاریک می‌کند؛ «این‌ها همه نمادهای کنترل و ترس‌اند.» از ابتدای تأسیس مدارس در دوران مشروطه، این فضاها ابزاری برای ساماندهی ذهن و روان مردمان بوده‌اند و از شیوه‌های گوناگون، از جمله ایجاد ترس و اعمال قدرت، بهره برده‌اند. در دوره‌ پهلوی، از این مدارس انتظار می‌رفت که نسل‌هایی در خدمت ابدی کردن قدرت حاکمان تربیت کنند. اما تقدیر چنین نبود. اتفاقاً همین فضاها، بستری برای خلق و بازتولید اندیشه‌ی انقلابی شدند. برای نسل انقلابی ما و شخص خانم رضایی، آرزوهای انقلابی، به همه‌ی نشانه‌های قدیم رنگ و معنای تازه‌ای بخشیدند. «دیوار، در، حفره، ترس، آفتاب و نور دلالات تازه‌ای پیدا کرده بودند.» نور، مقدس بود؛ دیوار و در، مرزهای جداکننده‌ی قلمروهای قدسی و نامقدس شده بودند؛ و ترس، نه از انسان‌ها، بلکه از خداوند، در میان بود. اولیای مدرسه نیز تا حدی نمایندگی این اراده‌ی مقدس را بر عهده داشتند. به این همه، «ممنوعیت حمل آینه و دوست داشتن بازیکنان فوتبال» را اضافه کنید. «همه‌ی این‌ها، برای نجات بشر تمهید شده بود.» قرار بود که همه بیاموزند که برای تحقق آن آرمان قدسی، باید از خود، امیال و منافع شخصی‌شان عبور کنند. ناهید رضایی، پس از دو دهه، به مدرسه‌ی خود بازمی‌گردد تا «نتیجه‌ی این نهاد پرورشی و هدایتگر» را ارزیابی کند. مستند، با زبانی صریح، نتیجه‌ی این تمهیدات را به نمایش می‌گذارد و از ناسازواری میان آرزوهای جمعی، تاریخی و سیاسی از یک‌سو و آرزوهای فردی و شخصی از سوی دیگر پرده برمی‌دارد. در لحظات غلیان جمعی، برای مدتی کوتاه، این امکان فراهم بود که بخشی از جوانان، آرزوهای فردی خود را رها کنند تا آرزوی جمعی تحقق یابد. اما «به محض عادی شدن شرایط، هیچ‌کس حاضر نیست از خود عبور کند.» بنابراین، همان چیزهایی که هدایتگر، خیر و قدسی تلقی می‌شدند، به نیرویی سرکوبگر و آزاردهنده‌ روان مردم بدل می‌شوند. «خواب ابریشم» این تناقض را نشان می‌دهد: آرمان‌های جمعی که روزی به مثابه‌ی حقیقتی مطلق پنداشته می‌شدند، به تدریج تبدیل به ابزاری برای کنترل و تحمیل شدند. آنچه در این اثر تازگی دارد، بررسی این تجربه در فضایی کاملاً دخترانه و زنانه است. فیلم در سال ۱۳۸۲، در فضایی ساخته شد که جریان پرشور دوم خرداد رو به افول گذاشته بود. در آن دوران، صدایی قدرتمند در جامعه شنیده می‌شد، اما در این اثر، حضور ندارد. آنچه در فیلم نیست، بیش از آنچه هست، نشان‌دهنده‌ی واکنش زنانه به فضای کنترل و هدایتگری انقلابی است. در حالی که فضای مردانه با مبارزه و سازماندهی در برابر قدرت همراه است، در این مستند، سه نوع واکنش زنانه دیده می‌شود:
۱. واکنش شیزوفرنیک: دختری که می‌خواهد پسر باشد تا دختران را تیغ بزند، اما همزمان دلش می‌خواهد فلوت بزند. این ترکیبی از خشونت، انتقام‌جویی و شاعرانگی است. «روحیه‌ی شیزوفرنیک همان است که دستگاه‌های ایدئولوژیک از فهم آن عاجزند.»
۲. واکنش خودخواهانه: گرایش به مهاجرت، میل به پول و تأمین نیازهای صرفاً مالی، واکنشی است که نه جنسیتی است و نه مختص این نسل.
۳. واکنش‌های زیباشناختی و اخلاقی: این واکنش‌ها شامل روی‌آوری به شعر و موسیقی، سرخوشی‌های بی‌دلیل، جستجوی معنویت درونی، خیرخواهی بدون در نظر گرفتن ملاحظات ایدئولوژیک و عشق است.
شعر، موسیقی، سرخوشی، خیرخواهی و عشق، مولفه‌های واکنش دخترانه به هجوم و فشار هنجارهای ایدئولوژیک‌اند. این‌ها همه نشانه‌های زندگی هستند. «آنچه در فضاهای مردانه بیشتر مشاهده می‌شود، فقدان فرصت‌ها برای فرار یا مبارزه است. اما در فضاهای زنانه، مولفه‌های زندگی، به مثابه‌ی فقدان، روح و روان دختران را می‌آزارد.» ترانه‌خوانیِ پایانی اثر، به‌نحوی درخشان، مقاومت زندگی در برابر فشارهای هدایتگر را بازنمایی می‌کند: «برای خواب معصومانه‌ی عشق کمک کن بستری از گل بسازیم/ برای کوچ شب هنگام وحشت کمک کن با تن هم پل بسازیم/ کمک کن سایه‌بونی از ترانه برای «خواب ابریشم» بسازیم/ کمک کن با کلام عاشقانه برای زخم شب مرهم بسازیم/ بذار قسمت کنیم تنهاییمونو میون سفره‌ی شب تو با من/ بذار بین من و تو دستای ما پلی باشه واسه از خود گذشتن».

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *