سکوت پازلهای داستان درمان
۱۶ آذر ۱۴۰۳، ۱۹:۴۷
با ظهور اولین نشانههای بیماری، طبقه اجتماعیتان سقوط میکند. اگر پیشازاین با همه مشکلات و گیروگورهای اقتصادی دستتان گاهی به دهان میرسید، پس از شروع بیماری، صورت شما با سیلی هم سرخ نخواهد شد.
برای بیماریتان مراکز درمان دولتی فقط یک ویزیت میزبان شما خواهند بود. اگر میخواهید اسیر نوبتهای طولانی بیمارستانهای دولتی نشوید، پزشک دم دستتان باشد و درمان سریعتر آغاز و روند آن طی شود، مجبورید همان ابتدا پیشنهاد پزشکتان برای ادامه مراحل از ویزیت و جراحی تا حتی تهیه یک عکس ساده رادیولوژی را در مطلب او یا مراکز خصوصی دیگری که معرفی میکند، بگذرانید. برخی پزشکان اگر بدانند برای حفظ جانتان و خلاصی از بیماری مصرید تعارف را کنار گذاشته و شمارهتلفن و نشانی داروفروشان بهظاهر غیرمجاز اما آشنا را هم به شما میدهند.
بیمار از همان ابتدا در چندضلعی پزشک، مراکز تصویربرداری، آزمایشگاه و بخش دارو اسیر میشود. هر پزشکی چندضلعی خودش را دارد. او تنها جواب مرکز تصویربرداری و آزمایشگاهی را معتبر میداند که خود معرفی کرده باشد و داروهایی را در نسخه میآورد که داروخانه آشنایش دارد. اگر بیماری خاص داشته باشید، رهایی از این چندضلعی کار دشوارتری است؛ تغییر پزشک جز تحمیل استرس اضافی، روند درمان را هم برای مدتی به تأخیر میاندازد.
بیمه هم فصلی دیگر از این داستان پرآب چشم است. همان که یکعمر بخشی از حقوق بخورونمیرتان را برایش هزینه کردهاید تا در مبادا دستتان را بگیرد، تعریف دیگری یافته است. حالا و در روز مبادا، علاوهبر اینکه باید از بازپسگیری بخشی از هزینههای درمان بهدلایلی که گاهی حتی قرار نیست به شما توضیح دهند خداحافظی کنید، باید برای هر گامی که در شعبه بیمه مربوطه برمیدارید هزینه جداگانه پرداخت کنید؛ از مبلغ رونوشت چندباره برگههایی که قرار است در پرونده پزشکی شما ثبت و ماندگار شود تا کاغذبازی و چندین بار رفتوآمد اضافی و اغلب بینتیجه که نمک ماجراست، هر چند شور باشد.
پزشکان و شرکتهای بیمه هم اینجای ماجرا گله خود را دارند. از آنهایی که میگویند پس از پذیرش بیمه بیمارشان و اتمام کار، پسگرفتن سهمشان از شرکتهای بیمه، داستانی هفتخوان شده و گاه بینتیجه تا شرکتهای بیمهای که در پاسخ مدعیاند تصور نمیکردند شرایط اقتصادی به این روزها برسد و درمان بار مالی بزرگی روی دوششان بگذارد، برای همین تا جای ممکن از پرداخت سهم بیمار و پزشک شانه خالی میکنند یا امروزوفردا.
این چند خط، آخرین تصویر از سیستم درمانی است که روزی میگفتند در خاورمیانه زبانزد همسایههاست. بخواهید یا نخواهید «دلالی» و «تاراج» بخشی از پروسه درمان شده؛ داستانی نانوشته و ناگفته که از مسئولان وزارتخانه بهداشت و درمان تا خواجه شیراز از آن آگاهاند. همه میدانند؛ اما آنان که باید قدمی برای اصلاحش برنمیدارند؛ چراکه خود پازلی از داستاناند.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
چه کسی چالش را تحمـــل میکند؟
یک سال دور یک میز؛ به احترام محیطزیست ایران
تو یکـــــی نِهای هزاری، تو چراغِ خود برافروز
رسانه و کنشگــــــری محیطزیست
سرانجام، روزنامهنگاری محیطزیست
هر رسانه، یک دریچــــــــه تازه
مدیریت پسماند «تالش» در محاق فراموشی
آنچه بر میــــــــراث میگذرد
محیطزیست بهجای خبر فوری
صدای طبیعت
رفیقِ یـــــــــــــوز و آهو!
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید