راهکاری ساده و علمی بر رفع ناترازی آبخوان‌ها و سایر معضلات زیستی کشور

بحران ناترازی آبخوان‌ها





بحران ناترازی آبخوان‌ها

۱۵ آبان ۱۴۰۳، ۱۶:۳۶

 طبق استانداردهای جهانی، چهار میلیمتر فرونشست در سال بحران است، درحالی‌که اصفهان از سال ۹۸ به میزان ۱۸۴ میلی‌متر فرونشست تجربه کرده است! فرونشست اکنون در کشور مسئله‌ای جدی است.

 دکتر علی بیت‌اللهی، رئیس مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، گفته است «فرونشست زمین در کشور ما با افت سطح آب‌های زیرزمینی ارتباط دارد، گرچه در سایر کشورها دلایل دیگری دارد، اما عمده‌ترین دلیل در کشور ما پایین‌رفتن سطح آب‌های زیرزمینی و تشدید تبخیر از سطح است. در مناطقی مثل دشت ورامین و دشت همدان بیش از ۸۰ تا ۱۲۰ متر سطح آب پایین رفته و وقتی این مقدار سطح آب در زیر لایه‌های زمین پایین می‌رود، لایه‌ها خودشان را جمع و در سطح زمین آثار فرونشست مشاهده می‌گردد.

 

 ناترازی اصفهان ۱۳.۵ میلیارد مترمکعب است. طبق مطالعه و بررسی‌های آقای دکتر نادی استاد دانشگاه اصفهان، سناریو خوش‌بینانه این است که تا سال ۱۴۱۸ منطقه تخلیه شود و سناریو بدبینانه اینکه تا سال ۱۴۰۹ تخلیه می‌شود. یعنی آبخوان دولت‌آباد، برخوار و اصفهان باید تخلیه شود و این یعنی فاجعه.

با بررسی‌های به‌عمل‌آمده، ناترازی آبخوان‌ها از مرز ۱۵۰ میلیارد مترمکعب در سال گذشته است که طبق گزارش شرکت منابع آب، سالانه ۴.۴ میلیارد مترمکعب بر این ناترازی اضافه می‌شود.

 تالاب‌ها مهم‌ترین منشأ تولید گردوخاک هستند، هرساله خسارت‌های جبران‌ناپذیری را به دلیل خشکی و عدم تخصیص حقابه، شاهد هستیم، چیزی به ارزش ۲۸ میلیارددلاری از دست می‌دهیم.

 مطابق گزارش سازمان زمین‌شناسی، در دشت شهریار و معین‌آباد ورامین نیز با فرونشست روبرو هستیم.

 گذشته از فرونشست، آلودگی هوا و تلفات آلودگی هوا، درگیر بزرگ‌ترین موج ریزگردها از جنوب تهران هستیم.

 

 طبق گزارش سازمان زمین‌شناسی درسال جاری خراسان رضوی، بحرانی به‌مراتب وخیم‌تر دارد، رقم ناترازی در خراسان رضوی ۳۳ میلیارد مترمکعب است. مشهد دومین کلان‌شهر بزرگ ایران با بزرگ‌ترین فرونشست روبرو است. به‌هرحال مهم‌ترین چالش ایران، ناترازی آبخوان‌هاست که سبب چالش‌های دیگری مثل فرونشست زمین، مهاجرت و اکنون بروز بیماری‌هایی شده که هزینه‌های سنگینی به دولت تحمیل می‌کند.

 تنش آبی ازیک‌طرف و فرسایش خاک از سویی دیگر دست‌به‌دست هم داده، سبب ازبین‌رفتن میکروارگانیسم‌های خاک گردیده و نهایتاً منجر به فقر شدید خاک می‌شود، تبخیر نیز مهم‌ترین و اصلی‌ترین معضل زیست‌محیطی کشور است و کاهش بهره‌وری آب مزید بر علت گردیده و اگر بتوانیم این معضلات زیستی را بطریقی، کاهش دهیم، بسیاری از مشکلات تولید، در بخش کشاورزی حل می‌شود و یک گام به امنیت غذایی نزدیک‌تر خواهیم شد.

 

 پدیده آلبیدو، پدیده‌ای خطرناک‌تر از تغییر اقلیم.

 می‌دانید گرمایی که ما روی زمین احساس می‌کنیم، انرژی گرمایی مستقیم خورشید نیست، بلکه نتیجه بازتابش خورشیدی ساطع شده از خورشید (طول‌موج‌های سراسر طیف الکترومغناطیسی، از جمله نور مرئی و…) است که با ذرات روی زمین برهم‌کنش دارد و آنرا به آلبیدو می‌شناسیم که در غیاب پوشش گیاهی، جولان داده و چه در اراضی کشاورزی و دشت‌ها و چه در شهرها و کلان‌شهرها، سبب افزایش دما و افزایش گرمای محیط اطراف می‌گردد و تبخیر را شدت بخشیده و رطوبت ناشی از باران را از دست می‌دهیم. سؤال این است که آیا راهکاری هست؟ البته که راهکار هست، سؤال را بد مطرح کردم، باید پرسید آیا اراده‌ای هست؟

 که اگر اراده‌ای باشد، راهکار هست. برای کاهش و حذف ۱۳۵ معضل زیستی و عوامل انسانی راهکار هست، باید دید اراده‌ای که به فکر بهبود وضعیت موجود و محیط‌زیست ایران باشد نیز وجود دارد؟

 در اجرای برنامه ششم توسعه، کاهش ۱۱ میلیارد مترمکعبی مندرج در ماده ۳۵ پیش‌بینی‌شده بود که متأسفانه محقق نشد! طبق جدول ۷ ماده ۳۷ برنامه هفتم، نیز می‌بینیم وزیر جهاد کشاورزی مکلف شده، سالانه یک کاهش ۱۵ میلیارد مترمکعبی «حدود ۳۰ درصدی» عدم برداشت از آب‌های زیرزمینی را اعمال کند، آیا در برنامه ششم، راهکاری برای کاهش ۱۱ میلیارد مترمکعبی وجود نداشت؟

 آیا در برنامه هفتم، راهکاری برای صرفه‌جویی ۳۰ درصدی وجود ندارد؟ 

البته که راهکار وجود دارد و می‌توان بسیار ساده و سهل‌الوصول به این کاهش ۳۰ درصدی دست‌یافت.

 کاهش مصرف آب،  چالشی است که هر روز دامنه آن گسترده‌تر می‌شود، درحالی‌که می‌توان با راهکاری ساده، از هدررفت آب، تبخیر و پیامدهای آن جلوگیری کرد.

 کارشناسان معتقدند که اگر این رویه ادامه پیدا کند، کشور ایران در کمتر از ۱۰ سال، به بدترین وضعیت از لحاظ شاخص‌های رفاهی، تولیدی و زیست‌محیطی دچار خواهد شد و این فرضیه درستی است.

 بر اساس شاخص‌های بین‌المللی، هر کشوری که بیش از ۴۰ درصد از منابع آب مصرف کند شرایط بسیار پرخطر قرارداد، ما در حال مصرف ۹۰ درصد از منابع آب خود هستیم.

 آقای دکتر رحمانی معاون دفتر توسعه نظام‌های فنی شرکت مدیریت منابع آب می‌گویند: “اگر قرار باشد اتفاقی در مدیریت آب‌های زیرزمینی رقم بخورد، باید در دو بخش باشد، یعنی هم مدیریت منابع اصلاح شود و هم در بهره‌برداری، تغییرات و اصلاحاتی ایجاد کنیم. رویکرد باید از توسعه به سمت حفاظت و بهره‌برداری سوق داده شود” که صدالبته جمله‌ای بسیار متین، درست و قابل دفاعی است.

 نباید فراموش کنیم که از سال اول اجرای برنامه اول، سال ۶۸ تا انقضای مدت برنامه پنج‌ساله ششم ۱۴۰۲ که حدود ۳۳ سال از آن می‌گذرد، هرچه قانون‌گذاران مقرر کرده‌اند، عملاً هیچ دستاوردی نداشته و غالباً کشور، با نتایج معکوس در “امنیت غذایی” توسعه روستاها” مواجه بوده است.

 

 در کشوری که میزان بارش، به دلیل تغییرات اقلیمی کاهش‌یافته، پدیده سیلاب، فرسایش خاک، ریزگردها، فرونشست زمین، ناترازی آبخوان‌ها، تبخیر و تعرق و آلبیدو و… افزایش‌یافته است و بهره‌برداری مازاد بر توان اکولوژیک به کاهش پوشش گیاهی انجامیده و ضعف مدیریتی در بهبود وضعیت کنونی برجسته شده است، باید راهکار داد.

و هیچ راهی جز راهکار بیولوژیک و اثرگذار احداث بادشکن اطراف مزارع، باغات، دیمزارها و دامداری‌ها، مرغداری‌ها و روستاها نداریم. بادشکن طرحی ساده، علمی، زیست‌محیطی است که توسط مردم بومی و بهره‌برداران، در راستای طرح ملی کاشت یک میلیارد اصله نهال، اجرایی می‌گردد.

 فقط بدین‌طریق در بهره‌برداری، تغییرات و اصلاحاتی ایجاد خواهد شد.

 با اجرای بادشکن، وزارت جهاد کشاورزی نیز به تکلیف خود عمل کرده سالانه با کاهش بیش از ۱۵ میلیارد مترمکعب، عدم برداشت از آب‌های زیرزمینی روبرو خواهد بود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن