ابعاد امنیتی فرونشست زمین و افول سیاست‌ورزی





ابعاد امنیتی فرونشست زمین و افول سیاست‌ورزی

۲۹ مهر ۱۴۰۳، ۱۷:۵۷

فرونشست احتمالی زمین در تهران، به‌عنوان یک بحران جدی زیست‌محیطی، نه‌تنها ابعاد فنی و علمی دارد، بلکه عمیقاً به تحولات اجتماعی و سیاسی کشور نیز مرتبط است. درصورتی‌که تدبیر فوری به‌کار نبریم و شاهد وقوع جد‌ی‌­تر این پدیده باشیم، وقوع فرونشست‌­ها به‌عنوان نشانه‌ای از ناتوانی در مدیریت منابع طبیعی و درک ناکافی از چالش‌های زیست‌محیطی تلقی خواهد شد.
اگر این ریسک فرونشست زمین به فراموشی سپرده شود، تهران و ایران با عواقب وخیمی مواجه خواهد شد که نه‌تنها زندگی روزمره شهروندان را تهدید می‌کند، بلکه امنیت ملی کشور را نیز به چالش می‌کشد. همچنان که فرونشست زمین در برخی دیگر از کشورها، ابعاد اجتماعی و امنیتی وخیمی پیدا کرده­ است.

به‌عنوان مثال، در مکزیک فرونشست زمین در مناطق حوالی شهر مکزیکوسیتی به‌دلیل استخراج آب زیرزمینی و عدم مدیریت صحیح منابع آبی، به بحران جدی تبدیل شده ­است. این پدیده که رکورد سالیانه ۵۰ سانتی‌­متر را از سر گذرانده ­است، نه‌تنها به تخریب زیرساخت‌ها و بناهای تاریخی منجر شده، بلکه نارضایتی عمومی و تنش‌های اجتماعی را نیز به‌دنبال داشته است.
در اندونزی نیز فرونشست زمین به‌دلیل کاهش سطح آب زیرزمینی به بحران جدی بدل شده و این امر به جابه‌جایی جمعیت و تنش‌های اجتماعی منجر شده­ است. در جاکارتا، یکی از شهرهای در حال فرونشست، مردم به‌شدت با مشکلات معیشتی و آسیب به زیرساخت‌ها روبه‌رو هستند. این مثال‌ها نشان می‌دهند فرونشست زمین می‌تواند به نارضایتی عمومی و افزایش تنش‌های اجتماعی منجر شود، به‌طوری‌که برخی از مناطق به‌شدت تحت‌فشار قرار می‌گیرند و برخی دیگر شاهد افزایش مهاجرت‌ها هستند.

کم‌توجهی جدی جناح‌های سیاسی به این بحران، نشان‌دهنده افول اندیشه­‌ورزی در بین سیاستمداران و بی‌توجهی به نیازهای واقعی جامعه است. در شرایطی که پدیده‌هایی مانند فرونشست زمین، به‌شدت زندگی روزمره شهروندان را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، سیاستگذاران به‌جای پی‌ریزی برنامه‌های بلندمدت و جامع، بیشتر به مسائل کوتاه‌مدت و انتخاباتی تمرکز دارند. «مانوئل کاستلز»، اندیشمند اسپانیولی علوم اجتماعی، به‌وضوح به ارتباط میان بحران‌های زیست‌محیطی و ناپایداری اجتماعی اشاره می‌کند و می‌گوید: «مشکلات زیست‌محیطی، ریشه در ساختارهای اجتماعی و سیاسی دارند و بی‌توجهی به این مسائل می‌تواند به بروز بحران‌های عمیق‌تری منجر شود.»

«الیور هارت»، اقتصاددان بریتانیایی، تأکید دارد «سیاستمداران باید به صدای مردم گوش دهند و درک عمیق‌تری از چالش‌های زیست‌محیطی داشته باشند.»
افول اندیشه‌ورزی در بین سیاستمداران به وضوح در این بحران‌ها مشهود است. زمانی که نهادهای دولتی به‌جای توجه به مشکلات عمیق و زیست‌محیطی، بر روی مسائل سطحی و کوتاه‌مدت تمرکز می‌کنند، نشان‌دهنده ناتوانی در درک پیامدهای اجتماعی و اقتصادی بحران‌ها است. بی‌توجهی به چالش‌های زیست‌محیطی نه‌تنها به تنش‌های اجتماعی و اقتصادی منجر می‌شود، بلکه می‌تواند به ناپایداری سیاسی و کاهش اعتماد عمومی به نهادهای دولتی منجر شود. به‌طور کلی، فرونشست زمین به‌عنوان نشانه‌ای از ناتوانی در اندیشه‌ورزی و مدیریت بحران‌های زیست‌محیطی، باید به‌عنوان زنگ خطری برای تمامی سیاستمداران و نهادهای دولتی تلقی شود. اگر نتوانیم به این چالش پاسخ دهیم، آینده‌ای نامعلوم و پر از بحران‌های اجتماعی و اقتصادی در انتظار ما خواهد بود. این واقعیت به‌شدت نیازمند بازنگری جدی در رویکردهای سیاسی و مدیریتی است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق