«طاهر قدیریان»، کارشناس حیات‌وحش، در کارگاه «مشارکت جوامع محلی (پروژهٔ خرس سیاه)» تأکید کرد

حفاظت مشارکتی، سخت اما پایدار

حفاظت مشارکتی تک‌نسخه نیست و هر منطقه بسته به شرایط اقتصادی و اجتماعی‌اش نسخهٔ مخصوص به خودش را می‌خواهد پروژهٔ حفاظت از خرس سیاه جزو پروژه‌هایی است که تاریخ شروع مشخصی دارند، اما کار آنها هیچ‌وقت تمام نمی‌شود





حفاظت مشارکتی، سخت اما پایدار

۱۳ مهر ۱۴۰۳، ۲۲:۰۱

«پس از سال‌های طولانی، این جلسه اولین تجربهٔ صحبت رودرروی من است.» این جمله‌ای است که «طاهر قدیریان»، کارشناس حیات‌وحش، سخنانش را با آن آغاز کرد. از بهمن ۱۳۹۶ تا کارگاه «مشارکت جوامع محلی (پروژهٔ خرس سیاه)» در مهر ۱۴۰۳ طاهر قدیریان نتوانسته بود در حوزهٔ آموزش محیط‌زیست و حیات‌وحش حضور پررنگی داشته باشد.‌ حالا اولین گام آن با پرداختن به «خرس سیاه» به‌عنوان گونه‌ای که سال‌ها برای حفاظت از آن تلاش کرده، برداشته شده است. او در این نشست بارها و بارها تأکید کرد «حفاظت مشارکتی» بسیار پیچیده است و نمی‌توان نسخه‌ای واحد برای آن نوشت.

به‌گفتهٔ قدیریان بارها در شبکه‌های اجتماعی و خبرگزاری‌ها با تصاویری از حیات‌وحش کشته‌شده و کله‌ و پاچهٔ قوچ و میش، کل و بز و یا آهو مواجه شده‌ایم. نوشته‌های زیر این عکس‌ها دربارهٔ دستگیری شکارچیان غیرمجازی است که به مراجع قضایی معرفی شده‌اند. معمولاً این پست‌ها با واکنش مثبت دوستداران محیط‌زیست مواجه می‌شود، اما‌ کمتر هستند کسانی که پرونده را تا انتها دنبال کنند. او می‌افزاید: اغلب شکارچیان غیرمجاز با گذاشتن وثیقه بیرون می‌آ‌یند و در بسیاری از موارد حکمی دربارهٔ آنها اجرا نمی‌شود. حتی به‌فرض جریمه شدن نیز پول آن به خزانه واریز می‌شود و برای حفاظت از زیستگاه‌های حیات‌وحش هزینه نمی‌شود.

زمانی که از بهره‌برداری صحبت می‌کنیم، منظور تنها شکار نیست. باید انواع و اقسام دیگری از بهره‌برداری مانند اکوتوریسم را نیز لحاظ کرد و سهم هر یک را در حفاظت مورد بررسی قرار داد

 سؤالی که اینجا مطرح می‌شود،‌ این است که آیا کسی که جریمهٔ سنگینی پرداخت کرده، از کارش متنبه شده و بار دیگر سراغ شکار نمی‌رود؟ این کارشناس حیات‌وحش به پرسشی که مطرح کرده پاسخ منفی می‌دهد و مثال از انواع و اقسام نمونه‌هایی می‌آورد که ادارت محیط‌زیست با آن مواجه بوده‌اند.

او اضافه می‌کند: راهکاری که برای مدیریت این موضوع پیشنهاد می‌کنند، حفاظت مشارکتی است. این واژه بارها و بارها از سوی مدیران سازمان حفاظت محیط‌زیست مطرح شده، اما اجرایی شدن آن محل بحث است‌.

قدیریان می‌گوید: در بسیاری از موارد برداشت‌های نادرستی از فرایند حفاظت مشارکتی می‌شود. مثلاً رأی صادرشده از سوی یک قاضی برای کاشت نهال و اقداماتی از این قبیل در زمرهٔ حفاظت مشارکتی نمی‌گنجند. او می‌گوید: خود نهال‌کاری جای بحث دارد، اما در این موارد فرد به جای زندان رفتن،‌ نهال می‌کارد و حکمش تمام می‌شود. معمولاً نهال‌ها رها و خشک می‌شوند، چون متخلف دغدغه‌ای در این زمینه ندارد. یا در مواردی شاهدیم که در برخی مناطق به‌جای کارگر از جامعهٔ محلی برای ساخت آبشخور و … کمک می‌گیرند، ‌چنین رویه‌ای نیز در زمرهٔ حفاظت مشارکتی قلمداد نمی‌شود. ما زمانی می‌توانیم از حفاظت مشارکتی صحبت ‌کنیم که فرد به‌لحاظ ذهنی و عاطفی درگیر این مقوله شود و در سه مرحلهٔ تصمیم‌گیری، اجرا و بهره‌برداری حضور داشته باشد. وقتی این اتفاق بیفتد (درگیری ذهنی-عاطفی و حضور در تمامی مراحل)، با تغییر شرایط یا تغییر مدیریت تفاوتی در دیدگاه فرد نسبت به حفاظت ایجاد نمی‌شود و شاهد پایداری رویه‌ها هستیم.

در تعریف حفاظت یک واژهٔ پنهان داریم که همان «بهره‌برداری پایدار» است. او می‌افزاید: زمانی که از بهره‌برداری صحبت می‌کنیم، منظور تنها شکار نیست. باید انواع و اقسام دیگری از بهره‌برداری مانند اکوتوریسم را نیز لحاظ کرد و سهم هر یک را در حفاظت مورد بررسی قرار داد

او همچنین نگاهی به تاریخچهٔ ملی شدن منابع‌ طبیعی در سال ۱۳۴۲ دارد. این کارشناس حیات‌وحش می‌گوید: پیش از فرایند ملی شدن، بخشی از عرصه‌های طبیعی توسط ایل یا مردم اداره می‌شد و حفاظت برعهده آنها بود. اما پس از این قانون اراضی دولتی شدند و تعلق خاطر مردم برای حفظ آنها از بین رفت. پس از حدود دهه‌ها حفاظت دولتی،‌ از ۲۰ سال پیش شاهد حضور مردم در بخش‌هایی از این سرزمین برای حفاظت از حیات‌وحش هستیم که خوشبختانه روزبه‌روز در حال بیشتر شدن است. 

قدیریان براساس تجربه‌هایی خود معتقد است حفاظت مشارکتی زمانی موفق می‌شود که مردم محلی‌، دولت (محیط‌زیست) و سازمان‌های مردم‌نهاد در کنار هم و باهم کار کنند و درواقع، یک مثلث به‌نام «مثلث حفاظت مشارکتی» شکل بگیرد. او می‌افزاید: مهمترین وظیفهٔ سازمان‌ مردم‌نهاد یا کارشناس حفاظت، کاهش اصطکاک یا تنش بین مردم محلی و دولت است. البته باید توجه داشت که حفاظت مشارکتی تک‌نسخه نیست و هر منطقه بسته به شرایط اقتصادی و اجتماعی‌اش نسخهٔ مخصوص به خودش را می‌خواهد. ایران یک کشور ۱۰ اقلیم، صد فرهنگ و هزار طایفه است و هر منطقه داستان خود را دارد. باید بپذیریم حفاظت مشارکتی در همهٔ مناطق امکان‌پذیر نیست،. ضمن آنکه ما نیروهای محدودی در این زمینه در سازمان محیط‌زیست داریم و باید کار بیشتری صورت گیرد.

او با بیان اینکه در موضوع حفاظت مشارکتی ابتدا باید مطالعات اقتصادی و اجتماعی انجام شود، می‌گوید: این نوع مطالعات که نیاز به متخصص دارد و کمی هم زمان‌بر است، اطلاعاتی در اختیار کارشناس حفاظت قرار می‌دهد که برای تصمیم‌گیری‌های آینده ضروری است. به‌عنوان مثال در مقوله‌ای مانند شکار غیرمجاز ما با افرادی با انگیزه‌های متفاوت نظیر تأمین گوشت برای خانه، فروش گوشت،‌ شکار تفریحی و شکار از سر انتقام‌گیری مواجه هستیم که حل چالش آخر بسیار زمان‌بر و دشوار است.

به‌گفتهٔ قدیریان، حفاظت مشارکتی آسان نیست، اما زمانی که این فرایند شکل بگیرد، پایدار خواهد بود. او اضافه می‌کند: نمونهٔ این شکل حفاظت را در پارک‌های ملی گلستان و کیاسر،‌ منطقهٔ منصورآباد رفسنجان، مناطق پاقلات، کوه هوا و کوه دکل لطیفی در استان فارس شاهدیم که در آن جوامع محلی وارد بحث حفاظت شده‌‌اند و توانسته‌اند شرایط حیات‌وحش را در این مناطق بهبود بخشند.

 

 بی‌توجهی کامل به حفاظت دومین پستاندار اولویت‌دار ایران

او در ادامه به تجربهٔ خود در پروژهٔ حفاظت از خرس سیاه در بشاگرد استان هرمزگان می‌پردازد و می‌گوید: پراکنش این گونه، از ژاپن شروع شده است و تا ایران ادامه دارد. در ایران و پاکستان ما زیرگونهٔ بلوچی را داریم. ازآنجاکه گونه‌ها در حاشیه‌های محل پراکنش آسیب‌پذیرتر هستند، در ایران خرس سیاه «در معرض خطر انقراض» و پس از یوز در دومین رتبهٔ اولویت است. اما اگر وضعیت حفاظت آن را با یوز مقایسه کنیم، می‌بینیم خرس سیاه در بی‌توجهی کامل است که بخشی از آن به زیستگاهش برمی‌گردد که شامل سه استان سیستان‌وبلوچستان، هرمزگان و کرمان است.

مطالعات انجام‌شده نشان می‌دهد ۵۰ درصد غذای خرس سیاه، خرما است؛ درختی که از چهار هزار سال قبل از میلاد در ایران کاشته شده و درختی مقدس بوده است

این کارشناس حیات‌وحش در بخش دیگری به نقش اکولوژیک خرس سیاه اشاره کرد و این گونه را باغبان شب دانست. او می‌افزاید: خرس‌ها با تغذیه از میوه‌ها، دانهٔ درختان را پخش می‌کنند و باعث جوانه‌زنی آنها می‌شود.

شهرستان «بشاگرد» در استان هرمزگان منطقه‌ای است که طاهر قدیریان به‌همراه اعضای انجمن نجوای زمین یعنی «آذر صداقتی خیاط»، «یاسمن طالبی»، «شادی توکلی» و «انجمن طرح سرزمین» فعالیتشان را در آن شروع کردند. بشاگرد شهرستانی است که به‌واسطهٔ دسترسی دشوار کمتر شناخته شده است. او در این باره می‌گوید: در سال ۱۳۶۱ پس از چندماه تلاش یک گروه سه‌نفره تصویر خرس سیاه ثبت شد، اما از آن سال تا ۱۳۸۸ هیچ تصویر دیگری از این گونه نداشتیم. در این سال ما پروژه‌مان را برای حفاظت از خرس سیاه شروع کردیم.

قدیریان پروژهٔ حفاظت از خرس سیاه را جزو پروژه‌هایی می‌داند که تاریخ شروع مشخصی دارند، اما کار آنها هیچ‌وقت تمام نمی‌شود. او اضافه می‌کند: در گام اول زیستگاه‌های این گونه را شناسایی کردیم و با کسانی که با حملهٔ خرس سیاه به آنها صدمه زده بود، گفت‌و‌گو کردیم. همچنین، کار بررسی سرگین‌ها با هدف مطالعهٔ رژیم غذایی این گونه را انجام دادیم. این مطالعه به ما نشان داد ۵۰ درصد غذای خرس سیاه، خرما است؛ درختی که از چهار هزار سال قبل از میلاد در ایران کاشته شده و درختی مقدس بوده است. پس از آن زنبور گاوی و میوهٔ درخت کنار جزو رژیم غذایی این گونه بودند. تنها سه درصد از غذای خرس با تغذیه از دام اهلی تأمین می‌شد. این پژوهش به ما نشان می‌داد که برخلاف باور عمومی عامل بسیاری از تلفات دام، گونه‌های دیگر حیات‌وحش است؛ اما به خرس سیاه نسبت داده می‌شود.

طاهر قدیریان به‌همراه اعضای انجمن نجوای زمین در مطالعهٔ اجتماعی-اقتصادی فهمیدند که حس تعلق مردم محلی نسبت به طبیعت منطقه کم و وضعیت اقتصادی آنها ضعیف و ناپایدار است که هر دو مورد مشکلات مهمی در سر راه حفاظت مشارکتی هستند. بنابراین، آنها در مرحلهٔ اول برای ایجاد معیشت وابسته به طبیعت و ارتباط بیشتر با جامعهٔ محلی سراغ احیای صنایع‌دستی بومی با بهره‌گیری از برگ درخت نخل و درختچهٔ داز رفتند. آنها توانستند با ایجاد زنجیرهٔ احیا، تولید و فروش  صنایع‌دستی با برند خرس سیاه، در سه روستای بشاگرد که در قلب زیستگاهای خرس سیاه قرار دارد، معیشت جانبی انجام دهند. این کار باعث اعتماد بیشتر مردم محلی شد تا بقیهٔ کارها مانند طرح خرما و خرس را شروع کنند. اما روند این پروژه با اتفاقاتی که در سال ۱۳۹۶ برای طاهر قدیریان و فضای محیط‌زیست کشور اتفاق افتاد‌، متوقف شد. در این سال‌ها تنها «مرتضی آریانژاد» حفاظت‌گر و فعال محیط‌زیست به پایش‌ها دربارهٔ این گونه ادامه داد و توانست علاوه‌بر ثبت تصاویر بی‌نظیر از این گونه، فعالیت‌های زیادی برای کاهش تعارض انسان با گوشتخواران نیز انجام دهد. حال باید منتظر ماند و دید در دورهٔ مدیریت جدید سازمان حفاظت محیط‌زیست،‌ وضعیت خرس سیاه و پروژه‌های مرتبط با آن چطور پیش خواهد رفت. آیا بالاخره این گونه از سایه خارج می‌شود و پروژه‌های ناتمام به کار خود ادامه می‌دهند یا خیر؟

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

سمت درست تاریخ

به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟

سمت درست تاریخ

کاغذبازی برای درمـــــــان

«پیام ما» از وضعیت درمانی بیماران تالاسمی در بیمارستان‌های تهران گزارش می‌دهد

کاغذبازی برای درمـــــــان

حشــــــرات همه‌جا هستند، مگر در بودجه‌ها

«پیام ما» وضعیت پژوهش درباره حشرات در ایران را، در اردیبهشت که ماه «گرده افشان»هاست بررسی می‌کند

حشــــــرات همه‌جا هستند، مگر در بودجه‌ها

«بانک زمان» در ایران راه‌اندازی می‌شود؛ سازوکار تبادل رایگان خدمات بدون پول

«بانک زمان» در ایران راه‌اندازی می‌شود؛ سازوکار تبادل رایگان خدمات بدون پول

فناوری‌های نوین و همکاری‌های منطقه‌ای در نقشه راه تالاب‌های ایران

فناوری‌های نوین و همکاری‌های منطقه‌ای در نقشه راه تالاب‌های ایران

«پارک ملی صیدوا» بهشت پلنگ ایرانی و مرال در سمنان

«پارک ملی صیدوا» بهشت پلنگ ایرانی و مرال در سمنان

تالاب آلاگل همچنان در تنش آبی است

رئیس اداره حفاظت تالاب‌های محیط‌زیست گلستان:

تالاب آلاگل همچنان در تنش آبی است

تنش آبی در تهران و مشهد محسوس است

هشدار رئیس سازمان هواشناسی: 

تنش آبی در تهران و مشهد محسوس است

تخریب گسترده اراضی توسط برخی معادن/چالش پسماندهای صنعتی در ساوه و زرندیه استان مرکزی

تخریب گسترده اراضی توسط برخی معادن/چالش پسماندهای صنعتی در ساوه و زرندیه استان مرکزی

چگونه حال دریاچه ارومیه «خوب» خواهد ماند؟

چگونه حال دریاچه ارومیه «خوب» خواهد ماند؟