«پیام ما»، از تنها «پارک ملی» چهارمحال‌وبختیاری گزارش می‌دهد

جان دادن برای «تنگ صیاد»

رئیس پارک ملی «تنگ صیاد»: در گشت‌زنی شبانه یک بار آن‌قدر هوا سرد بود که لباس به تن محیط‌بانان یخ زد





جان دادن برای «تنگ صیاد»

۱۹ شهریور ۱۴۰۳، ۹:۰۴

«دلم می‌خواهد روی بلندی بایستم.» با گفتن این جمله، بغض گلوی «حمزه فدایی» رئیس پارک ملی «تنگ صیاد» را می‌گیرد؛ او اضافه می‌کند: «و اسم تک‌تک همکارانم را فریاد بزنم و بگویم شما کمک کردید، مردانه پای کار ایستادید‌، لطف خدا هم شامل حالمان شد.» فدایی در این لحظه، دست‌ها را به‌سمت صورت می‌برد تا کسی اشک‌هایش را نبیند. این سوی دوربین، «فهیمه اسلامی» رئیس اداره مدیریت حیات وحش، موزه و ذخایر ژنتیکی و «مهدی فتاحی الکوهی» رئیس اداره روابط عمومی چهارمحال‌وبختیاری هم بغض کرده‌اند. موبایل را پایین می‌آورم‌. آخرین قاب ثبت‌شده، «حمزه فدایی» است که دست‌ها را پایین آورده و لبخندی صورتش را روشن کرده است.

حمزه فدایی دو سال پیش در راه سفر ماه‌عسل به‌سمت مشهد بود که «سعید یوسف‌پور» مدیرکل حفاظت محیط‌زیست استان چهارمحال‌وبختیاری تماس گرفت و از او خواست، ریاست پارک ملی «تنگ صیاد»‌ را بپذیرد. فدایی می‌گوید: «از امام رضا (ع) خواستم آبرویم در راه حفاظت از منطقه نرود. دو سه روز بیشتر در مشهد نماندم و برگشتم‌. خدا هم خیلی به من کمک کرد. کارهای زیادی انجام دادیم. پنج نفر از نیروهایمان تنها در یک شب در درگیری با متخلفان زخمی شدند، ولی به نتایج خوبی رسیدیم.»

مدیرکل حفاظت محیط‌زیست چهارمحال‌وبختیاری: آنچه ما را نگران می‌کند، مدیریت پسماند و پساب نمازخانه است‌ که باید برای آن چاره‌ای اندیشیده شود

چرا تنگ صیاد؟ یوسف‌پور پاسخ می‌دهد: «تنگ صیاد یکی از قدیمی‌ترین مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست است. از زمانی که کانون شکار و صید شکل گرفت، از تنگ صیاد حفاظت می‌شد و در سال ۵۰ در فهرست مناطق حفاظت‌شده قرار گرفت. این منطقه زیستگاه قوچ و میش زیرگونۀ اصفهان و حساسیت‌های آن نسبت به سایر مناطق بیشتر است. ما پیرامون تنگ صیاد، شهرها و روستاهای زیادی داریم که امکان دست‌اندازی به آن را نسبت به مناطق حفاظت‌شدۀ «سبزکوه» یا «هلن» و «قیصری» و «خداآفرید» که دارای عوارض طبیعی برای جلوگیری از ورود متخلفان هستند، بیشتر می‌کند.

سال ۱۴۰۱ که او به‌عنوان مدیرکل ادارۀ کل حفاظت محیط‌زیست چهارمحال‌وبختیاری انتخاب شد، تنگ صیاد اوضاع مناسبی نداشت. یوسف‌پور می‌گوید: «چند مشکل در منطقه داشتیم؛ شکارچیان غیرمجاز در دسته‌های چندنفری در شب با تجهیزات و نورافکن وارد منطقه شده و شکار می‌کردند و از سوی دیگر با خشکسالی و طاعون نشخوارکنندگان کوچک هم مواجه بودیم. مجموع این عوامل، یعنی ناامنی،‌ بیماری و خشکسالی، سبب کاهش محسوس و ۶۰درصدی آمار حیات‌وحش در سرشماری‌‌ها شده بود. برای رفع این چالش، مدیر منطقه را تغییر دادیم،‌ تجهیزات و دوربین‌های دیددرشب خریداری و نیروهای زبدۀ استان را به منطقۀ تنگ صیاد منتقل کردیم. به‌علاوه نیروهای ستادی را هم در حفاظت پارک به کار گرفتیم و تجهیزات خودرویی ازکارافتاده هم تعمیر شده و در اختیار محیط‌بانان منطقه قرار گرفت.»

حمزه فدایی باید به این وضعیت سروسامان می‌داد،‌ اما کار او در این راه آسان نبود. فدایی می‌گوید: «کاش از کارمان فیلم‌برداری می‌کردیم. ما گشت شبانه‌روزی داشتیم. زمستان‌های سرد، باید از ماشین پیاده می‌شدیم و مسیر طولانی راه می‌رفتیم تا متخلف متوجه حضورمان نشوند. یک شب آن‌قدر هوا سرد بود که لباس به تن محیط‌بانان یخ زد.»

رئیس پارک ملی تنگ صیاد، بارها تأکید می‌کند که از نیروهای تحت اختیارش خجالت می‌کشید. او می‌گوید: «گاهی به آن‌ها می‌گفتم شما در ماشین بمانید، اما آن‌ها قبول نمی‌کردند و می‌گفتند چرا ما در ماشین باشیم و شما بیرون؟ محیطبان‌ها خیلی کمک کردند‌، خدا هم خیلی کمک کرد، دکتر یوسف‌پور هم مردانه ایستاد. فکر نمی‌کردم بتوانیم انجامش بدهیم، اما یک‌ساله کار را جمع کردیم.»

دلیل موفقیت از نظر فدایی، تنها و تنها شرافت‌، صداقت و همتی بود که کل مجموعه در این بازۀ زمانی داشت. او توضیح می‌دهد: «خاطرم هست پس از یک شبانه‌روز مأموریت، یک نصفه نان برایمان باقی مانده بود. خجالت می‌کشیدم بگویم بمانیم. همکارانم خودشان اصرار کردند بمانند و وقتی گفتم چیزی برای خوردن نداریم، پاسخ دادند، همین نصف نان را قسمت می‌کنیم. شب را باز در منطقه بیدار ماندیم. دم‌دمای صبح، یک دسته متخلف وارد منطقه شدند و توانستیم گیرشان بیندازیم.»

رئیس پارک ملی تنگ صیاد معتقد است، اگر این همراهی نبود،‌ پارک ملی تنگ صیاد شرایط امروز را نداشت. او می‌گوید: «بارها اتفاق افتاد که شیفت همکارانم تمام می‌شد، ولی در منطقه می‌‌ماندند. گاهی هم که به خانه و شهر می‌رفتند، وقتی برای کمک با آن‌ها تماس می‌گرفتیم، با اینکه در حال انجام کارهای شخصی و خانوادگی بودند، به‌سرعت خودشان را به منطقه می‌رساندند. یکی از این دفعات، آن‌ها تا ۸۰ کیلومتر در جادۀ خاکی با ماشین خودشان متخلف را تعقیب کردند. من برای همیشه مدیون آن‌ها هستم که باعث شدند سربلند باشیم. از دکتر یوسف‌پور هم که مثل یک رفیق پشت ما ایستاد، ممنونم.»

فدایی تأکید دارد که موفقیت، آن‌هم در حفاظت از یک منطقه، مسئلۀ انفرادی نیست. او اضافه می‌کند: «مجموع کمک‌ها و عوامل، باعث ایجاد این حرکت عظیم در تنگ صیاد شد. لطف خدا شامل حال ما بود که مشکل جسمی جدی برای همکارانم پیش نیامد. من معتقدم در چارچوب هیچ قانونی نمی‌توانستیم هرشب گشت شبانه داشته باشیم و باعث شویم در منطقه‌ای که شکار شبانه رواج داشت، در سه ماه اخیر حتی یک مورد نورافکن برای شکار گزارش نشود.»

برای به‌دست‌آمدن این موفقیت در تنگ صیاد،‌ مدیرکل حفاظت محیط‌زیست چهارمحال‌وبختیاری، نیروهای زبدۀ استانی را به این منطقه منتقل کرد،‌ اما آیا این کار خلأ حفاظتی را در سایر مناطق استان به وجود نیاورده؟ یوسف‌پور معتقد است نمی‌توان انکار کرد که کیفیت حفاظت در مناطق دیگر، تحت‌تأثیر قرار گرفته است. او می‌گوید: «تلاش ما این بوده که پس از به‌سروسامان‌رسیدن تنگ صیاد،‌ سایر مناطق را هم تقویت کنیم. ما در کل استان با کمبود نیروی محیط‌بان مواجهیم و همین موضوع باعث می‌شود نتوانیم به شکل کامل وظایفمان را انجام دهیم. در تنگ صیاد برای دلگرمی نیروهای محیط‌بانی در گشت‌های شبانه، از نیروهای ستادی هم کمک گرفتیم و همگی از مدیرکل تا سایرین، دو شب در هفته در منطقه‌ای که رئیس پارک تشخیص می‌داد، به آن‌ها کمک می‌کردیم.»

رئیس پارک ملی تنگ صیاد: پنج نفر از نیروهایمان تنها در یک شب در درگیری با متخلفان زخمی شدند، ولی به نتایج خوبی رسیدیم

پس از یک سال حفاظت، آن‌هم با گشت‌های شبانه با حضور نیروهای ستادی و میدانی،‌ آیا سرشماری‌ها نشان دادند که وضعیت حیات‌وحش بهتر شده؟ به گفتۀ یوسف‌پور، برف سنگین سال ۱۴۰۱ باعث تلفات حیات‌وحش هم در تنگ صیاد و هم در منطقۀ حفاظت‌شدۀ «شیدا» شد. او می‌افزاید: «به‌واسطۀ همین برف در سال ۱۴۰۲ رشد جمعیت را نداشتیم. گرچه هنوز سرشماری سال ۱۴۰۳ شروع نشده، ولی شواهد و قرائن نظیر سه‌قلوزایی میش‌ و بزها و بالارفتن مشاهدات، نشان می‌دهد جمعیت حیات‌وحش در منطقه افزایش داشته و وضعیت حفاظت مثبت بوده است.»

آنچه در تنگ صیاد انجام شده، از جنس حفاظت مشارکتی است؟ مدیرکل حفاظت محیط‌زیست چهارمحال‌وبختیاری، رویۀ انجام‌شده در این پارک ملی را همچنان استفاده از ظرفیت مردم در حفاظت نمی‌داند. او می‌گوید: «جوامع محلی و همیاران محیط‌زیست، به‌شکل داوطلبانه برای حفاظت کمک می‌کنند، اما اگر تعریف حفاظت مشارکتی را درگیرشدن ذی‌نفعان و بهره‌مندی جوامع محلی بدانیم، هنوز به آن مرحله نرسیده‌ایم.»

سال گذشته ساخت یک مسجد در حاشیۀ این پارک ملی، حاشیه‌ساز شد‌؛ هرچند به گفتۀ یوسف‌پور، این نمازخانه، بیرون فنس کشیده‌شده در اطراف منطقه و در حوالی پلیس‌راه بزرگراه شهرکرد به اصفهان است. مدیرکل حفاظت محیط‌زیست چهارمحال‌ و بختیاری توضیح می‌دهد: «البته به لحاظ مرز تعریف‌شدۀ منطقه در قدیم، داخل منطقۀ حفاظت‌شده محسوب می‌‌شود و با مرز پارک ملی هشت کیلومتر فاصله دارد. راهداری مدعی است چون در گذشته محیط‌زیست با احداث راه موافقت کرده است، احداث نمازخانه در حریم راه مشکلی ندارد. ما بحث زون تفرج متمرکز را در این نقطه داریم و جدا از نمازخانه، موزۀ تاریخ طبیعی، مرکز تیمار حیات‌وحش‌، سولۀ مرکزی ادارۀ کل و … هم در سال‌های گذشته احداث شده و به این معنا، حساسیت زیستگاهی ندارد. آنچه ما را نگران می‌کند، مدیریت پسماند و پساب نمازخانه است‌ که باید برای آن چاره‌ای اندیشیده شود.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

مصطفی صفیان

درود و خدا قوت به عزیزان زحمتکش محیط زیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *