«پیام ما» فعالیت‌های تبلیغی و آموزشی دربارۀ گونه‌های حیات‌وحش در ایران را بررسی کرد

مرزکشی‌‌های استانی در حفاظت

«باربد صفایی» خزنده‌شناس: در همسایگی خودمان، کشور ترکمنستان و قرقیزستان یا کشورهای پیشرفته، همگی روی سکه‌هایشان گونه‌های باارزش را معرفی کرده‌اند و از پلنگ برفی تا مارمولک‌ها و قورباغه‌ها، همگی مورد حمایت دولت‌ها بوده‌اند





مرزکشی‌‌های استانی در حفاظت

۱۱ شهریور ۱۴۰۳، ۹:۲۵

«مگر در ایران گوزن زرد داریم؟»،‌ «میش‌مرغ آیا واقعاً اسم یک گونه است؟»،‌ «آهوها همان جفت گوزن‌ها نیستند؟»،‌ «با مرگ پیروز، یوزها در ایران منقرض شدند؟» این‌ها سؤالاتی است که کارشناسان حیات‌وحش، بارها در نمایشگاه‌ها و برنامه‌های مختلف شنیده و به آن پاسخ داده‌اند. چرا جامعۀ ایرانی همچنان اطلاعات محدودی دربارۀ گونه‌های حیات‌وحش خود دارد؟ آیا اشکال از سازمان حفاظت محیط‌زیست است یا باید سایر نهادها هم باید وارد فرآیند آگاهی‌بخشی می‌شدند؟

«مهدی نبی‌یان» کارشناس حیات‌وحش، به‌تازگی پستی در صفحۀ خود در اینستاگرام گذاشته و پرسیده بود : «راه حفاظت از محیط‌زیست چیست؟ این پرسش سال‌هاست که ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده است. پاسخ‌های متعددی هم به آن داده شده؛ از وضع قوانین بازدارنده و اجرای سفت و سخت تا آموزش در مدارس و اصلاح کتب درسی. همۀ این پاسخ‌ها در جایگاه خود درست هستند و عمدتاً بر فرهنگ‌سازی تأکید دارند. اما فرهنگ‌سازی چیست؟ تلاش‌های بسیاری در این زمینه انجام شده است، اما آیا نتایج مطلوب حاصل شده است؟»

مهدی نبی‌یان: فرهنگ‌سازی تنها تزریق اطلاعات علمی و مستقیم حیات‌وحش و امرونهی به مردم نیست؛ گام اول در اصلاح فرهنگ محیط‌زیستی، ایجاد یک جنبش، یک تحول، یک جریان پویا در جامعه است

به گفتۀ این کارشناس، آنچه در حوزۀ آگاهی‌رسانی درباره حیات‌وحش انجام می‌شود، به تلاش‌های کنشگران محیط‌زیست، کمتر از ۲۰ صفحۀ فعال اینستاگرامی، یک روزنامه و چند ستون در روزنامه‌های دیگر، تک‌وتوک برنامۀ تلویزیونی قیچی‌شده، مستندهای حیات‌وحش انگشت‌شمار، نقش محو یوز بر روی پیراهن تیم ملی، … محدود شده است. «با وجود زحمات زیاد کشیده‌شده، شرایط محیط‌زیست ایران نه‌تنها بهبود نیافته، بلکه در حال افول روزافزون است. جنگل‌ها آتش‌زده می‌شوند، منابع طبیعی تاراج می‌شوند، مزارع و مراتع به باغ و ویلا تبدیل می‌شوند، مردم ناآگاه به سگ‌‌ها و گربه‌های ولگرد غذارسانی می‌کنند، انرژی به‌شدت مصرف می‌شود و هدر می‌رود، آب بی‌ارزش است و هوای آلوده، همنشین همیشگی مردمان!»

او معتقد است، یکی از دلایل نابسامانی در این حوزه، به فقر فرهنگ محیط‌زیستی در عموم جامعه برمی‌گردد. «فرهنگ‌سازی تنها تزریق اطلاعات علمی و مستقیم حیات‌وحش و امرونهی به مردم نیست؛ گام اول در اصلاح فرهنگ محیط‌زیستی، ایجاد یک جنبش، یک تحول، یک جریان پویا در  جامعه است.»

نبی‌یان دربارۀ این جریان زنده و پویا، از استرالیا مثال می‌زند. «در این کشور از سکه و اسکناس گرفته تا تبلیغات محیطی و نمادهای دولت‌ها و شرکت‌ها، از آرم تیم‌های ورزشی و مدارس تا نقش ایستگاه‌های مترو و اتوبوس و تابلوهای فروش املاک، از پخش فیلم‌های روز مستند در سینما‌ها تا انواع سرگرمی‌های کودکان، به هرجا نگاه می‌کنید، نقشی از حیات‌وحش یا یک پیام محیط‌زیستی می‌بینید. بمبارانی از تصاویر که ارزش خلق می‌کنند؛ ارزشی که افراد را به حفظ آن متعهد می‌کند.»

به گفته نبی‌یان در گفت وگو با «پیام ما» در ایران مقولۀ آگاهی‌بخشی در زمینۀ حیات‌وحش، تنها به سازمان حفاظت محیط‌زیست تقلیل یافته و سایر سازمان‌ها و نهادها در این زمینه، تعهدی را برای خود قائل نیستند. درعین‌حال دفتر آموزش سازمان محیط‌‍زیست هم با گنجاندن درس محیط‌زیست در کتاب‌های درسی، کار خود را در این حوزه گویی تمام‌شده فرض کرده است. این درحالی‌است که بایستی سازمان محیط‌زیست در این زمینه فعال‌تر و پویا‌تر عمل کند و سایر نهادها،‌ سازمان‌ها و وزراتخانه‌ها هم مجاب شوند در این حوزه مأموریتی را برای خود تعریف کنند. «دیدن تصاویری از حیات‌وحش، نه‌تنها باعث زیبایی بیشتر فضاهای شهری شده، بلکه درعین‌حال به شناخت جامعه از گونه‌ها و تلاش برای حفظ آن‌ها منجر می‌شود.»

*بی‌برنامه‌گی در حفاظت

چندین سال قبل برای هر استان یک گونۀ حیات‌وحش انتخاب و بنا شد تبلیغاتی در فضای شهری برای آن‌ها انجام شود. به گفتۀ باربد صفایی خزنده‌شناس در گفت‌وگو با «پیام ما»، از آنجا که همۀ استان‌ها سمبل تنوع‌زیستی دارند، در اغلب آن‌ها برای این گونه‌ها تبلیغات انجام می‌شود، اما باتوجه‌به بودجۀ سالیانه، ممکن است این تبلیغات خیلی ضعیف باشد. «این که سمبل وجود داشته باشد، ذاتاً کار خوبی است و می‌تواند در مواردی راهگشا باشد، اما برای کسانی که آموزش دیده باشند.»

از نظر صفایی آنچه در این سال‌ها مشاهده می‌کنیم، این است که انتخاب گونه به مرزبندی بین گونه‌ها در استان‌های مختلف انجامیده و بقیۀ استان‌ها از پذیرش بار مسئولیت نسبت به سایر گونه‌ها شانه خالی می‌کنند یا اینکه تلاششان این است که بودجه‌ها را صرف حفاظت آن گونۀ خاص کنند. «متأسفانه فعالیت‌های انجام‌شده، از آنچه از این فعالیت توقع می‌رفت، بسیار پایین‌تر است. از نظر من اقدامات صورت‌گرفته، خیلی سطحی و در مواردی حتی بسیار ناامیدکننده است.»

به گفتۀ این خزنده‌شناس، از نشانه‌های بارز عدم تحقق این هدف، این است که مردم به‌جای تلاش برای حفظ حیات‌وحش بومی کشور، به دنبال غذارسانی به گونه‌های غیربومی و البته مهاجم هستند. «این رفتارها به دلیل عدم آگاهی از اهمیت گونه‌های بومی و به‌ویژه بومزاد ایران است و نشان می‌دهد طرح‌های تعریف‌شده فقط روی کاغذ بوده و ظرفیت‌های اصلی آن فعال نشده است.»

صفایی تجربۀ دیگر کشورها را مثال می‌آورد: «در همسایگی خودمان، کشور ترکمنستان و قرقیزستان یا کشورهای پیشرفته، همگی روی سکه‌هایشان گونه‌های باارزش را معرفی کرده‌اند و از پلنگ برفی تا مارمولک‌ها و قورباغه‌ها، همگی مورد حمایت دولت‌ها بوده‌اند. در این کشورها شهروندان از کودک گرفته تا سالمند، وقتی این سکه‌ها و اسکناس‌ها را به دست می‌گیرند، این ارزش را متوجه می‌شوند، اما در کشور ما همواره فیلم‌هایی از کشتار خرس و پلنگ توسط مردم دست‌به‌دست می‌شود که نشان از عدم وجود برنامه‌ای منسجم از سمت سازمان محیط‌زیست دارد.»

او از جمله مهم‌ترین آسیب‌های طرح یک گونه حیات‌وحش برای هر استان  را افزایش مرز‌کشی‌ها می‌داند که برخلاف هدف «حفاظت بدون مرز» است. «این مورد خود باعث مرزبندی‌های جدیدی شد و برخی از کارشناسان به اشتباه اقدام به تحریک انجمن‌ها و مردم کردند. به‌این‌ترتیب به‌جای افزایش همبستگی ملی برای حفظ یک جانور،‌ خواسته یا ناخواسته این کارشناسان موجب شدند آن جانور، دستمایۀ آن قرار گیرد که مرزهای بیشتری بین اقوام و مردم ایجاد شود که نه‌تنها به پیشبرد «حفاظت بدون مرز» کمک نکرد، بلکه نتیجۀ آن برجسته‌شدن یک گونه در برخی استان‌ها بود و بقیۀ گونه‌ها فراموش شدند.»

علی مهاجران: ما انتقادات خود را به سازمان حفاظت محیط‌زیست دربارۀ برخی اقدامات داریم، اما درعین‌حال نمی‌توان منکر شد که اقدام صورت‌گرفته دربارۀ درج این درس، به آشنایی کودکان با محیط‌زیست‌، محیط‌بانان و … منجر می‌شود

به گفتۀ این خزنده‌شناس، سؤال اینجاست که آیا بدون آموزش صحیح و تدوین استراتژی مناسب،  فقط نام‌گذاری دردی را دوا خواهد کرد یا فقط موجب ناکارآمدی بیشتر در اثر عدم فهم درست این موضوع خواهد شد؟ «برای مثال هیچ سگ‌سانی در این لیست وجود ندارد. یعنی گرگ، کفتار، روباه شنی و روباه ترکمنی، ارزششان از بقیۀ گونه‌ها کمتر است؟ یا اینکه اگر نام‌گذاری این گونه‌ها برای استانی انجام شود، باز شاهد آن خواهیم بود که به افرادی بر بخورد؟ جریان خرس قهوه‌ای و امام جمعۀ یکی از شهرها را به خاطر بیاوریم که در نماز جمعه گفت، به مردم استان ما توهین شده است!»

او بار دیگر تأکید می‌کند که برنامه‌های دستوری و سازمانی تا زمانی که تبدیل به خواست خود مردم نشود و خود مردم پیش‌قدم نباشند، ناکارآمد باقی می‌ماند.

 

 طرح درس محیط‌زیست،‌ یک گام روبه‌جلو

«علی مهاجران» حفاظت‌گر در گفت‌وگو با «پیام» می‌گوید که  آنچه سازمان حفاظت محیط‌زیست در گنجاندن درس محیط‌زیست در کتاب‌های درسی انجام داده، یک گام رو‌به‌پیش است. «ما انتقادات خود را به سازمان حفاظت محیط‌‍زیست دربارۀ برخی اقدامات داریم، اما درعین‌حال نمی‌توان منکر شد که اقدام صورت‌گرفته دربارۀ درج این درس، به آشنایی کودکان با محیط‌زیست‌، محیط‌بانان و … منجر می‌شود. با این درس بچه‌ها شناخت اولیه دربارۀ این مقوله پیدا می‌کنند و شاید به فعالیت بیشتر در این حوزه علاقه‌مند شوند.»

او از طرحی برای درج تصویر «سرو ابرکوه» روی اسکناس‌ها خبر می‌دهد؛ اقدامی که تاکنون انجام نشده، اما مهاجران امیدوار است به نتیجه برسد تا این نماد محیط‌زیستی را روی اسکناس‌ها داشته باشیم،‌ همچنان که تصویر دانشگاه تهران نمادی از دانشگاه است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *