در روزهای اخیر مسئولان افغانستان به مشکلات اقلیمی و خشکسالی افغانستان به عنوان دلیل نبود آب برای ارایه حقابه هیرمند(هلمند) به ایران اشاره میکنند
اقلیم افغانستان و اصلاحات ارضی
در ۵۰ سال اخیر تحولات مهمی از نظر مسئله زمینهای زراعی و آبیاری در افغانستان رخ داده است
۷ خرداد ۱۴۰۲، ۰:۰۰
در روزهای اخیر مسئولان افغانستان به مشکلات اقلیمی و خشکسالی افغانستان به عنوان دلیل نبود آب برای ارایه حقابه هیرمند(هلمند) به ایران اشاره میکنند. در 50 سال اخیر تحولات مهمی از نظر مسئله زمینهای زراعی و آبیاری در افغانستان رخ داده است. افغانستان با اقلیم قارهای مشخص میشود. اقلیم معمولی از خشک در جنوب و جنوب غربی تا نیمهخشک در اکثر نقاط دیگر کشور متفاوت است. رشتهکوههای مرتفع هندوکش و پامیر مرطوب و در ارتفاعات بالای 5000 متر پوشیده از برف دائمی و یخچالهای طبیعی هستند. به استثنای برخی از مناطقی که بارندگی کافی در بهار دارند (ارتفاعات شمالی هندوکش بالای 1000 متر ارتفاع)، اقلیم برای کشاورزی دیم مطلوب نیست. در زمستان، دما پایین است و بارش به صورت برف رخ میدهد، در حالی که در تابستان، درجه حرارت بالا و بارندگی تقریباً صفر است. بدون منابع آبیاری، این مناطق خشک تا نیمهخشک نمیتوانند هیچ آبیاری را پشتیبانی کنند. در افغانستان، آب در دسترس برای اهداف آبیاری عمدتاً تابعی از بارندگی مؤثر و منابع آب سطحی و زیرزمینی است که به نوبه خود به مقدار و توزیع (زمان و مکان) بارندگی بستگی دارد. با در نظر گرفتن تغییرات در بارش به عنوان تعیینکنندهترین پارامتر، افغانستان را میتوان به شش زون اقلیمی تقسیم کرد. (1) بدخشان (بدون واخان) 300 – 800 میلیمتر بارندگی، (2) کوههای مرکزی و شمالی 200 – 600 م م، (3) کوههای شرقی و جنوبی 100 – 700 م م، (4) دالان واخان و پامیر <100 – 500 م م، (5) دشتهای ترکستان <100 – 400 م م، (6) دشت خشک غربی و جنوب غربی افغانستان با 300 میلیمتر بارندگی. بین میزان بارندگی، مدت فصل رشد و ارتفاع، رابطه قوی وجود دارد. در ارتفاعات بالاتر، بارندگی زیاد و فصل رشد به دلیل یخبندان کوتاهتر است. در منطقههای کوهستانی کشور (مناطق 1 تا 4) که بارندگی کافی است، یخبندان عامل محدود کننده برای وجود زمین کشاورزی است. در مناطق خشک (مناطق 5 و 6)، فصول رشد حتی برای کشت مضاعف به اندازه کافی طولانی است، اما عوامل محدود کننده، بارندگی موثر و در دسترس بودن آب آبیاری است. پیش از دو کودتا، یعنی کودتای ناسیونالیستها (داوود خان) در سال 1973 و کودتای کمونیستها در سال 1978، زمینهایی که کاملاً قابل کشت و زرع بودند، 12 درصد از مساحت این کشور را تشکیل میدادند که حدود هفت میلیون و ۸۴۴ هزار هکتار زمین (حدود پنج میلیون و ۳۴۰ هزار هکتار زمین آبی و حدود دو میلیون و ۵۰۴ هزار هکتار زمین دیم) بود. به علاوه 14 میلیون هکتار زمین دیگر نیز در این کشور قابل کشت بوده است. این ارزیابیها در برنامه توسعه افغانستان (برنامه اول پنجساله ۱۹۶۱-۱۹۵۶) سوی کارشناسان آمریکایی مشخص شد. در ماه جولای 1973، محمد داوود پسر عموی ظاهرشاه، با همکاری احزاب چپ افراطی کودتا کرد. او نظام جمهوری را تأسیس کرد و خودش نیز مسئولیت ریاست جمهوری را به عهده گرفت. محمد داوود تحت تأثیر و فشار حزب دموکراتیک خلق افغانستان، که یک حزب مارکسیستی بود و در سال 1965 توسط گروهی روشنفکر در کابل تأسیس شده بود، تصمیم به «اصلاحات ارضی» گرفت. این اصلاحات ارضی با هدف بهبود وضعیت دهقانان افغانستان صورت میگرفت و نیز از مدل اصلاحات ارضی کشورهای همسایه، (ایران و پاکستان) پیروی میکرد. هدف این اصلاحات ارضی توزیع مجدد زمینهای دولت، فئودالهای بزرگ و بنیادهای مذهبی به نفع کشاورزان بیزمین و فقیر بود که با تعیین حداکثر میزان مساحت مالکیت و نیز پرداخت خسارت به مالکان همراه بود.
برنامه راجستر (ثبت) املاک (1977-1966) که بر اساس قانون سروی (سرشماری) و آمار 1965 با کمک مالی و تخصصی ادارۀ USAID آمریکا در حال انجام بود، در زمان اصلاحات ارزی سال 1975 هنوز راهی طولانی در پیش داشت. قانون اصلاحات ارضی رئیس جمهوری داوودخان در 15 اسد (مرداد) 1354 هجری شمسی مصادف با 6 اگوست 1975 میلادی، سقف معینی را برای سطح مالکیت زمین تعیین میکرد. زمیندارانی که دارای زمینهای وسیعی بودند، زمینهایشان توسط دولت خریداری و مجدداً برای دهقانان توزیع میشد. مقدار زمینی که برای یک زمیندار در این قانون اجازه داده شده بود، 20 هکتار زمین آبیِ دو فصله (زمینی که در سال دو مرتبه محصول میدهد) یا 20 هکتار زمین باغی یا 40 هکتار زمین دیم بود.
یکی از اهداف اصلاحات ارضی داوودخان تحکیم و افزایش زمینهای دولتی (املاک دولتی) و طبقهبندی آنها بود. در واقعیت، دولت بر اساس سنت آن زمان که حاکمان به نوکران زمین میبخشیدند، به زمین نیاز داشت. علاوه بر این، جمعیتی از پشتونها با زور و جمعیتی دیگر به انتخاب خودشان به شمال کشور منتقل شده بودند که برای آنها نیز احتیاج به زمین بود.
حزب دموکراتیک خلق افغانستان در 7 اردیبهشت 1357 از طریق کودتا قدرت را به دست گرفت. در این زمان، اگرچه زارعان افغانستانی در وضعیت بحرانی قرار نداشتند، ولی در شرایط دشواری زندگی میکردند. اوضاع زندگی زمینداران کوچک و کشاورزان بیزمین هر روز سختتر میشد. «ببرک کارمل» در سندی که در 1984 توسط وزارت امور خارجه منتشر شد، «اشتباهات»، عجله و شتابزدگی در دور اول برنامۀ اصلاحات ارضی را به صراحت پذیرفت. «وزارت آبیاری» ایجاد شد و قانونی نیز در رابطه با تقسیم آب منتشر شد. این برنامه، متمرکز بر بهبود سیستم آبیاری در کشور بود. در حقیقت، در دور اول اصلاحات ارضی در این مسئله غفلت صورت گرفته بود و آبیاری زمینهای دوباره توزیع شده، منازعات متعددی را به وجود آورد. این منازعات، مورد سوء استفاده مخالفان مسلح قرار گرفت.
از سال 1978 تا امروز، بخش روستایی افغانستان به شدت تحت تأثیر جنگ و ناآرامیهای داخلی قرار گرفته است. زیرساختهای آبیاری به طور مستقیم و گاهی عمدی آسیب دیدهاند. در حالی که بسیاری از تلاشهای توانبخشی به ضرورت کمکهای اضطراری بوده، راهبردهای بلندمدت برای بهبود عملکرد و شناخت سامانههای آبیاری در افغانستان مورد نیاز است.
توپوگرافی و اقلیم افغانستان بر توسعه نوع، گستره و توزیع سامانههای آبیاری موثر است. با اقلیم قارهای عمدتاً خشک، بیشتر مناطق قابل کشت کشور در طول فصل آبیاری، بارندگی کم یا ناچیز دریافت میکنند. بیشترین بارندگی سالانه در ارتفاعات بلند رشتهکوه هندوکش رخ میدهد. سالانه بهطور متوسط، 95 میلیارد متر مکعب آب در دسترس افغانستان است که 88 درصد آن را آبهای سطحی و 12 درصد را آبهای زیرزمینی تشکیل میدهد. در حالی که افغانستان دارای پنج حوزه رودخانه اصلی است، نزدیک به 60 درصد منابع آبی از آمودریا در شمال تامین میشود. اوج آب سطحی در بهار و اوایل تابستان پس از ذوب برف است. زمان و مدت این جریانها هم فرصتی برای برداشت آب و هم به دلیل سیلاب، یک چالش است. منابع آب زیرزمینی افغانستان در تعدادی از سفرههای زیرزمینی به طور سنتی، از طریق کاریز و چاهها استخراج میشود.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
بلاتکلیفی دانشآموزان در سایه جنگ
کنکوریها در انتظار یک تاریخ قطعی
به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟
سمت درست تاریخ
گفتوگو با «سید فؤاد توحیدی»، پژوهشگر موسیقی نواحی درباره ریشههای جغرافیایی و فرهنگی نغمههای جنوب
نغمههایی که از دریا میآینــــــد
«محیطزیست از نگاه هنرمندان» منتشر شد
نگاهی به دغدغههای محیطزیستــی از دریچه تصاویر
در گفتوگو با «مهرداد زوارهمحمدی» معمار و پژوهشگر مطرح شد
خیابان؛ عرصه مشترک یا میدان تقابل؟
بنبست آموزش
دراما در زمینِ سوخته
سینمای ایران و لکنت در روایت بحرانهای اقلیمی
شهرکرد؛ از شهر ملی تا قطب جهانی نمد
بازگشت ناتمام به زندگی
اگر ادبیات داستانی بود، ترامپ قد علم نمیکرد
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
خیابان؛ عرصه مشترک یا میدان تقابل؟
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید