.
در جستجوی واقعیت
۲۴ مهر ۱۴۰۱، ۹:۰۵
هیچکس اعتماد نمیکند تا آنچه حوالی ظهر بیستمین روز پاییز در میدان عالیقاپو اردبیل رخ داده است را تعریف کند. شایعهها و روایتهای غیرمستند چه در یک ماهه اخیر چه در سالهای اخیر کم نبوده است. همین چند هفته قبل تصویری در صفحه اینستاگرام دست به دست میشد و بارها باز نشر شد که یک سروان نیروی هوایی ارتش سخنانی مهیج بر زبان میراند و مردم را به کارهایی دعوت میکند. کسی به این توجه نکرد که شاید لباس این به اصطلاح افسر نیروی هوایی به رنگ آبی با چهارستارهاش یک ایراد مهم دارد و آن هم نداشتن علامت رسته بر روی یقه لباس است. ما خبرنگاران علاوه بر ارتباط با مراجع رسمی و تماس با کارشناسان مختلف، افزون بر آنچه به عنوان اصول خبرنگاری در صحتسنجی اخبار آموختهایم ریزهکاریهایی را میجوییم تا بتوانیم روایتی که نزدیکترین به واقعیت و حقیقت است را آماده انتشار کنیم. در مورد آنچه در چهار هفته گذشته در ایران روی داده نیز موضوعی برجستهاست؛ ضعف در اطلاعرسانی موثر. نخست آنکه همچون ماجرای ساقط شدن هواپیمای اوکراینی عدهای تصور کردند که میتوان در بیخبری به مدیریت اتفاقی بپردازند. بعد با بستن همه مراجع رسمی و ممانعت از دسترسی خبرنگاران رسانههای رسمی به اطلاعات این وضعیت را تشدید کردند. در این میان رسانههای خارجی و ابزارهای مختلفی که داشتند بدون محدودیتها و نگرانیهایی که رسانههای داخلی دارند هر چه مطابق با سیاستهای خودشان بود را روایت کردند. عموما دستگاههای انتظامی و امنیتی کشورمان هم بعد از آنچه رسانههای خارجی مدعی شدند یا گزارش کردند به تکذیب و یا توضیح پرداختند. نتیجه این رفتار شلیک بیامان رسانههای خارجی فارسیزبان علیه دستگاههای انتظامی و امنیتی ایران بود و در مقابل خبرنگاران و رسانههای رسمی داخلی دستبسته امکان شفافسازی و مشخص کردن سره از ناسره را نداشتند. در برابر آنچه در زاهدان یا استان کردستان و شهر اردبیل روی داده نیز رسانههای رسمی داخل کشور دستبسته میدان را به رسانههای خارجی باختند. هنوز هیچ یک از مسئولان ارشد کشور پاسخی در برابر این پرسش ارائه نکرده است که چرا از روایت دلسوزانه و دقیق خبرنگاران داخلی و رسانههایشان بیم دارند و چرا حاضرند روایتهای رسانههای خارجی افکار عمومی را بسازد یا راهبری کند. این بیم مسئولان ارشد کشور سبب شده مرجعیت رسانهای ایران از دست برود. اگر روزی «ایرنا» نخستین خبر درباره دستگیری «صدام حسین» را منتشر کرد و مرجع شد اینک هیچ رسانهای نمیتواند مرجع اتفاقات داخل ایران باشد. اندک خبرنگارانی که فرصت کار میدانی پیدا میکنند بعضا با برخورد سخت مواجه میشوند. اتفاقی که اخیرا برای خانمها الهه محمدی، نیلوفر حامدی، فاطمه رجبی و برخی دیگر افتاد. به همین دلیل عموم مردم چشم به صفحه شبکههای اجتماعی یا شبکههای تلویزیونی فارسیزبان خارج از ایران دارند و حرف ما رسانههای داخلی را مبنا قرار نمیدهند. همین موضوع عاملی است که تنها راهبرد مسئولان در مواقع حساس و التهابات اجتماعی صرفاً محدود و مسدود کردن اینترنت و یا انتشار پارازیت روی شبکههای ماهوارهای است. راهبردی که عملاً در این چهار هفته اثربخش نبوده است.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
پارک پردیســـــــــان را دریابیم
پرفروشهای نمایشگاه کتاب تهران چه تصویری از جامعه ایران به دست میدهند؟
فهرست پرفروشها سند اجتماعی میشود
کلکِ خیـــــــالانگیز
واکاوی شکاف میان فوتبال، سیاست و افکار عمومی در یک نشست
تیم ملی ما یا آنها؟
گاهی بحران تمام میشود، اما سیستم هشدار مغز هنوز خاموش نشده است
ذهن در وضعیت آمادهباش
کوهنوردان راه آزادی
نگاهی به فیلم «اگر پا داشتم لگد میزدم»
فروپاشــــــی بیصدا
حذف ارز ترجیحـــــی؛ مسئله ای بزرگ تر از یک نرخ ارز
قدرت نرم در سکوهای ورزش
پیام معاون رئیسجمهور
محرم را به میعادگاهی جهادی برای حفاظت از محیطزیست تبدیل کنیم
وب گردی
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه بیشتر
بیشترین نظر کاربران
سرنوشت مبهم یک کار خیر
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید