وقتی اینکاها با کوه حرف می‌زدند





وقتی اینکاها با کوه حرف می‌زدند

۴ مرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۴۷

اگر هزاران سال پیش، بدون آزمایشگاه و فناوری امروز، می‌خواستید بفهمید کدام گیاه در کدام اقلیم بهتر رشد می‌کند، چه می‌کردید؟

اینکاها پاسخ خود را نه در کتاب‌ها، بلکه روی دامنه‌های کوه‌های آند پیدا کردند. در جنوب پرو، در نزدیکی شهر تاریخی «کوسکو» (Cusco) و «دره مقدس اینکاها» (Sacred Valley of the Incas)، دو مکان شگفت‌انگیز نشان می‌دهد که این تمدن چگونه طبیعت را می‌خواند. «مورای» (Moray) و «ماراس» (Salineras de Maras) فقط بقایای گذشته‌ای دور نیستند؛ آن‌ها داستان رابطه‌ای هوشمندانه میان انسان، زمین و منابع طبیعی را روایت می‌کنند.
در نگاه نخست، «مورای» شبیه آمفی‌تئاتری سنگی است که در دل زمین فرورفته است؛ حلقه‌هایی منظم که در ارتفاع حدود سه هزار و ۴۰۰ متری از سطح دریا، پله‌پله به عمق می‌روند. اما اینجا جایی برای نمایش نبود. بسیاری از پژوهشگران معتقدند اینکاها از این ساختار به‌عنوان نوعی مرکز مطالعه کشاورزی استفاده می‌کردند.

هر تراس، با توجه به میزان نور، رطوبت و دمای متفاوت، شرایطی شبیه یک اقلیم کوچک ایجاد می‌کرد. اختلاف دمای میان بخش‌های مختلف «مورای» گاهی به حدود ۱۵ درجه سانتی‌گراد می‌رسد؛ گویی چند منطقه آب‌وهوایی در فاصله‌ای کوتاه کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. پژوهشگران معتقدند این تفاوت‌ها به اینکاها امکان می‌داد رفتار گیاهان مختلف را بررسی کنند و دریابند کدام محصولات با شرایط گوناگون سازگارتر هستند.

این همان تمدنی است که با «ماچوپیچو» (Machu Picchu)، مشهورترین نماد خود، جهان را شگفت‌زده کرده است؛ اما نبوغ اینکاها فقط در ساخت شهرهای سنگی خلاصه نمی‌شد. آن‌ها زبان خاک، آب و ارتفاع را نیز می‌فهمیدند.

کمی دورتر از «مورای»، در همان دره مقدس، منظره‌ای کاملاً متفاوت دیده می‌شود. هزاران حوضچه سفیدرنگ، پله‌پله روی دامنه کوه پایین آمده‌اند؛ انگار تکه‌هایی از برف بر زمین نشسته باشند. اینجا «ماراس» است؛ جایی که آب، خورشید و صبر انسان، قرن‌هاست نمک می‌آفرینند.

چشمه‌های شور «ماراس» پیش از ظهور اینکاها نیز شناخته شده بودند، اما اینکاها با ساخت شبکه‌ای از کانال‌ها و حوضچه‌های پلکانی، بهره‌برداری از این منبع طبیعی را گسترش دادند. آب شور از دل کوه بیرون می‌آید، در هزاران حوضچه کوچک جاری می‌شود و زیر آفتاب آند، پس از تبخیر، بلورهای نمک را بر جای می‌گذارد.

شگفت‌انگیزتر اینکه «ماراس» فقط یادگاری از گذشته نیست؛ هنوز هم زنده است. خانواده‌های محلی همچنان از حوضچه‌ها مراقبت می‌کنند و تولید نمک با روش‌های سنتی ادامه دارد. پشت این منظره سفید، سنتی اجتماعی نیز جریان دارد: «آینی» (Ayni)، مفهوم همیاری و همکاری متقابل در فرهنگ آندی که نسل‌به‌نسل منتقل شده است.

شاید «ماچوپیچو» مشهورترین نماد پرو باشد، اما در گوشه‌هایی مانند «مورای» و «ماراس» می‌توان بخش دیگری از روح این سرزمین را دید؛ تمدنی که به‌جای تغییر دادن طبیعت، تلاش کرد زبان آن را بفهمد. تمدنی که می‌دانست هر کوه، هر قطره آب و هر ذره خاک، داستانی برای گفتن دارد.
در شماره‌های بعدی «گوشه دنیا»، مسیر کشف پرو ادامه دارد؛ سرزمینی که هر گوشه‌اش داستانی متفاوت از طبیعت، فرهنگ و شگفتی را در خود پنهان کرده است.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *