رونمایی از کتاب «راهنمای میدانی پستانداران ایران» و نگرانی‌ها درباره آینده حفاظت

از علاقه‌مندی تا حفاظتگری؛ فاصله‌ای که هنوز پر نشده است

امیرحسین خالقی: حفاظتگر برای حفاظت برنامه‌ریزی می‌کند، نهاد می‌سازد، دعوا می‌کند و منابع مالی فراهم می‌کند. وقتی حفاظت را به علاقه‌مندی تقلیل می‌دهیم، مسائل را بیش‌ازحد ساده می‌کنیم





از علاقه‌مندی تا حفاظتگری؛ فاصله‌ای که هنوز پر نشده است

۲۷ تیر ۱۴۰۵، ۰:۰۲

«راهنمای میدانی پستانداران ایران»، دوازدهمین کتاب از مجموعه راهنماهای میدانی طبیعت ایران است که ۲۱۷ گونه پستاندار را معرفی می‌کند. مراسم رونمایی این اثر، فراتر از معرفی یک کتاب، به محلی برای طرح پرسشی مهم تبدیل شد: آیا افزایش شمار علاقه‌مندان به طبیعت ایران به معنای تقویت حفاظت در کشور است؟ در این مراسم که چهارشنبه، ۲۴ تیرماه، در موزه سینما برگزار شد، سخنرانان از «هومن جوکار»، کارشناس بازداشت‌شده حیات‌وحش، نیز یاد کردند و خواستار رفع سوءتفاهم درباره پرونده او شدند.

«نمی‌خواهم صحبت کنم. روزهای سختی برای من است. برای هومن جوکار غمگینم.» هوشنگ ضیایی، پیشکسوت محیط‌زیست، همین که نام هومن را به زبان آورد، انگار داغش دوباره تازه شد. بغض کرد و خاموش ماند. تشویق حاضران در سالن باعث شد نفسی تازه کند، بغضش را فرو دهد و سخنانش را ادامه دهد. گفت امیدوار است این سوءتفاهم هرچه زودتر برطرف شود و هومن جوکار، کارشناس حیات‌وحش، همراه با سپیده کاشانی و سیما کاشانی آزاد شوند.

او سپس به خاطرات خود از نگارش کتاب «راهنمای صحرایی پستانداران ایران» پرداخت. داستان نگارش این کتاب نیز روایتی از مرارت‌های هوشنگ ضیایی بود؛ اینکه در سال‌های پس از انقلاب بارها از سازمان حفاظت محیط‌زیست اخراج شد و هر بار به دیوان عدالت اداری شکایت کرد تا بتواند دوباره در این حوزه فعالیت کند. در دهه ۷۰ نیز هنگامی که به شکار در محدوده جازموریان اعتراض کرد، رئیس وقت سازمان حفاظت محیط‌زیست او را به «ماکو» تبعید کرد. ضیایی گفت: «یادداشت‌هایم را برداشتم و به ماکو رفتم. آنجا شروع به نوشتن کتاب راهنمای صحرایی پستانداران ایران کردم.»

امیدوارم نسل بعدی انگیزه و عرق ملی داشته باشد

امیرحسین بختیاری، مدیر انتشارات ایران‌شناسی، در این نشست تاریخچه‌ای از کتاب‌های این انتشارات ارائه کرد. انتشارات ایران‌شناسی در سال ۱۳۸۹ «راهنمای میدانی پروانه‌های ایران» را به‌عنوان نخستین کتاب راهنمای میدانی در ایران به بازار کتاب عرضه کرد. از آن زمان تا تیرماه امسال، کتاب‌های راهنمای میدانی دیگری درباره خزندگان و دوزیستان، طبیعت‌گردی با گیاهان، کفشدوزک‌ها، حشرات و سایر بندپایان، قارچ‌ها، مارها، عنکبوت‌ها و عقرب‌ها، مرغابی‌سانان، ماهیان آب‌های داخلی، آبشارها، پرندگان و جغدهای ایران منتشر شده‌اند. کتاب‌هایی درباره پرچم‌های جهان و پرندگان شهر تهران نیز در میان آثار این انتشارات قرار دارند.

تفاوت دوازدهمین اثر این مجموعه، یعنی «راهنمای میدانی پستانداران ایران»، در نگارش آن به دست گروهی از متخصصان است. «کاوه فیض‌اللهی»، سرپرست گروه نویسندگان، نگارش بخش خفاش‌ها را بر عهده گرفت. «طاهر قدیریان» بخش گوشت‌خواران و راسته‌های فردسمان و زوج‌سمان، «نازنین محسنیان» بخش پستانداران دریایی، «حسام‌الدین زالی» بخش حشره‌خوارها، «احمد محمودی» بخش جوندگان و «زین‌العابدین محمدی» بخش خرگوش‌ها را نوشتند.

در کنار نویسندگان، ۵۴ عکاس ایرانی و ۷۴ عکاس خارجی نیز برای تهیه تصاویر کتاب همکاری کردند. تصویر روی جلد کتاب نیز اثری از «فریبرز حیدری»، عکاس حیات‌وحش، است. بختیاری درباره اهمیت چنین پژوهشی گفت: «نسل امروز پژوهشگران حیات‌وحش به‌واسطه تلاش‌های نسل گذشته و پیشکسوتان وارد این عرصه شده است. ما هم باید به‌گونه‌ای کار کنیم که نسل بعد از ما انگیزه و عرق ملی داشته باشد؛ نسلی طبیعت‌دوست، کنجکاو و ریزبین.»

کتابی برای علاقه‌مندان و آموزشگران

طاهر قدیریان، حفاظتگر، سال ۱۳۷۹ برای تحصیل در رشته محیط‌زیست به بندرعباس رفت. همان ترم نخست متوجه شد که باید ریاضی پیش‌دانشگاهی، فیزیک پیش‌دانشگاهی و درس‌های دیگری را که در دبیرستان به‌سختی گذرانده بود، دوباره بخواند. به اداره آموزش دانشگاه رفت و فرم‌های انصراف را گرفت. از خوش‌اقبالی محیط‌زیست ایران، در کتابخانه چشمش به کتاب «راهنمای صحرایی پستانداران ایران» نوشته هوشنگ ضیایی افتاد. پرس‌وجو کرد که چه زمانی این کتاب در برنامه درسی آنها قرار می‌گیرد و فهمید استادان در ترم ششم به سراغ آن می‌روند.

قدیریان فرم انصراف را کنار گذاشت، در این رشته فارغ‌التحصیل شد و فعالیت میدانی در مناطق مختلف ایران را آغاز کرد. او در سه سال گذشته، در کنار فعالیت‌های گوناگون برای حفاظت از خرس سیاه، بخش گوشت‌خواران و راسته‌های فردسمان و زوج‌سمان کتاب «راهنمای میدانی پستانداران ایران» را نوشت. این کتاب ۲۱۷ گونه را معرفی می‌کند؛ تعدادی که ممکن است با شناسایی گونه‌های جدید افزایش یابد.

به گفته قدیریان، در این کتاب به‌جای نقاشی از عکس استفاده شده است؛ روشی که مزایا و معایبی دارد. عکاسان معمولاً تلاش می‌کنند از روبه‌روی گونه‌ها عکس بگیرند، درحالی‌که کلید شناسایی بعضی گونه‌ها در پشت گوش آنهاست. قدیریان و دیگر نویسندگان کتاب برای جبران این کمبود، تصاویر فراوانی را بررسی کردند؛ عکس‌هایی که هم ارزش زیبایی‌شناختی داشته باشند و هم نشانه‌های شناسایی، مانند پشت گوش، ناخن و دم، در آنها دیده شود.

او گفت: «خوشبختانه جامعه عکاسان حیات‌وحش بزرگ شده است و توانستیم عکس‌های زیادی را بررسی کنیم. بااین‌حال، درباره بعضی گونه‌ها، مانند جوندگان، با مشکل مواجه شدیم. برای مثال، از زیباموش که در صخره‌ها و ارتفاعات زندگی می‌کند و شب‌گرد است، عکسی نداشتیم.»

قدیریان راه‌حل این مسئله را ارتباط بیشتر میان پژوهشگران و عکاسان می‌داند. با گسترش این ارتباط می‌توان مجموعه‌ای کامل‌تر از تصاویر حیات‌وحش ایران فراهم کرد.
او در ادامه به جامعه مخاطبان این اثر پرداخت؛ جامعه‌ای که محیط‌بانان، کارشناسان، طبیعت‌گردان و معلمان را در بر می‌گیرد. قدیریان گفت: «معلمان و دیگر کسانی که در حوزه آموزش فعالیت می‌کنند، می‌توانند در برنامه‌های آموزشی خود از این کتاب بهره بگیرند.»

علاقه‌مندی با حفاظتگری تفاوت دارد

«امیرحسین خالقی»، حفاظتگر، با دفترچه‌ای در دست پشت تریبون قرار گرفت. شش سال دشوار بازداشت و زندان، حافظه‌اش را تحت‌تأثیر قرار داده و بیان آنچه در ذهن دارد را برایش دشوار کرده است. او در مراسم رونمایی این اثر، به نمایندگی از جامعه حفاظتگران سخن گفت؛ جامعه‌ای که به گفته خودش، پس از شش سال دوری، تغییرات چشمگیری در آن رخ داده است.

در این بازه زمانی، از بهمن ۱۳۹۶ تا فروردین ۱۴۰۳، شمار علاقه‌مندان به حفاظت افزایش یافته، اما جامعه حفاظتگران بزرگ‌تر نشده است. همین موضوع محور سخنان او بود: آیا علاقه‌مندی به حفاظت منجر می‌شود؟ آیا افزایش شمار عکاسان حیات‌وحش را می‌توان نشانه گسترش جامعه حفاظتگران دانست؟ آیا جامعه محیط‌زیست، پس از پیمودن راهی طولانی و تحمل هزینه‌های فراوان برای تداوم فعالیت در این حوزه، توانسته است جامعه حفاظتگران را گسترش دهد؟

پاسخ خالقی به این پرسش‌ها منفی است. او حفاظت را زیست‌بومی می‌داند که نمی‌توان آن را به علاقه‌مندی تقلیل داد. خالقی گفت: «در این زیست‌بوم، حفاظتگر برای حفاظت برنامه‌ریزی می‌کند، نهاد می‌سازد، دعوا می‌کند و منابع مالی فراهم می‌کند. وقتی حفاظت را به علاقه‌مندی تقلیل می‌دهیم، مسائل را بیش‌ازحد ساده می‌کنیم.»

به گفته او، نمونه‌ای از تفاوت میان علاقه‌مندی و حفاظتگری در برنامه پایش جاده یوز آشکار شد. در این برنامه بیش از ۱۰۰ نفر حضور داشتند تا از تصادف یوزها جلوگیری کنند، اما آیا این میزان فعالیت برای حفاظت از پارک ملی توران کافی است؟ چند نفر از علاقه‌مندان می‌دانند توران در چه وضعیتی قرار دارد؟ وضعیت حفاظت از یوز، فراتر از روزهای شلوغ سفر، چگونه است؟

خالقی گفت: «حفاظت معنایی فراتر از محیط‌بان، شکار و موارد مشابه دارد. حتی فراتر از متخصصی است که ژنتیک گونه‌ها را می‌شناسد. این مقوله اجزای مختلفی دارد که همه آنها باید در کنار یکدیگر قرار گیرند.»

پس از بازداشت و زندانی‌شدن فعالان محیط‌زیست در سال ۱۳۹۶، جامعه محیط‌زیست با شوک بزرگی مواجه شد. بسیاری از خانواده‌ها نگران بودند که ورود فرزندانشان به عرصه حفاظت برای آنها مشکل‌ساز شود. شاید همین مسئله، در کنار تورم و مشکلات اقتصادی، باعث شد جامعه حفاظتگران کوچک‌تر شود.

از سوی دیگر، بسیاری از علاقه‌مندان، مطالبات خود در حوزه حفاظت را به فعالیت‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست محدود کردند و نقش خود را تا سطح کمک‌کننده این سازمان کاهش دادند. شماری از کسانی نیز که کوشیدند در این حرفه باقی بمانند، برای ادامه فعالیت به پروژه‌های دولتی وابسته شدند و عنوان «پروژه‌بگیر» گرفتند.

خالقی در سخنان خود به هر دو موضوع پرداخت. او ضمن انتقاد از تقلیل کارکرد زیست‌بوم حفاظت به کمک‌کردن به سازمان حفاظت محیط‌زیست، پروژه‌بگیرشدن را نیز یکی از آفت‌های این حوزه دانست. به گفته او، بخشی از جامعه حفاظتگران برای تأمین معیشت و حرفه‌ای‌شدن در این حوزه، به چنین وضعیتی دچار شده‌اند.

خالقی کمبود یا نبود عکس از بعضی گونه‌ها، مانند «زیباموش»، را تنها ناشی از دشواری عکاسی از آنها نمی‌داند. عکاسان حیات‌وحش برای ثبت یک تصویر تلاش فراوانی می‌کنند. بعضی از آنها، مانند «بهراد فرخنده»، حتی جان خود را از دست داده‌اند و برخی دیگر، مانند «حامد تیزرویان»، دچار آسیب جسمی شده‌اند. او گفت: «عکاسان عموماً به گونه‌هایی توجه می‌کنند که به آنها علاقه دارند و همین موضوع باعث شده است از بعضی گونه‌ها عکسی وجود نداشته باشد.»

این حفاظتگر در پایان به سراغ امید رفت؛ امیدی که دائمی نیست و با خوش‌بینی نیز تفاوت دارد. خالقی گفت: «ما به حفاظتگری به‌عنوان یک حرفه نیاز داریم. سدهایی که هر روز در برابر آن ایجاد می‌شوند، می‌توانند همین امیدهای ناچیز ما را نیز از بین ببرند.»

از دل علاقه چنین جنبشی شکل گرفته است

محمد درویش، کنشگر محیط‌زیست، علاقه‌مندی را پایه حفاظتگری دانست. به گفته او، اگر علاقه‌مندی رشد کند، حفاظت نیز از دل آن شکل می‌گیرد. او استقبال از نشست رونمایی کتاب «راهنمای میدانی پستانداران ایران» را نمونه‌ای از این علاقه‌مندی برشمرد؛ نشستی که همه صندلی‌های سالن آن پر شده بود و جمعیت زیادی نیز ایستاده برنامه را دنبال می‌کردند؛ آن‌هم در شرایط جنگی و وضعیت دشوار اقتصادی ایران.

درویش گفت: «از دل علاقه چنین جنبشی شکل گرفته است و نباید آن را دست‌کم گرفت.»

او همچنین بخشی از داده‌های کتاب درباره شمار گونه‌ها را مبنای ادامه سخنان خود قرار داد؛ اینکه ایران با وجود داشتن مساحتی معادل یک درصد خشکی‌های جهان، زیستگاه ۳٫۲۴ درصد از پستانداران جهان است. درویش گفت: «ما باید قدر این سرزمین را بدانیم. اینها دلایلی برای افتخار به ایرانی‌بودن ما هستند.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *