مدیرکل آموزش‌وپرورش همدان از شناسایی ۹ هزار دانش‌آموز دارای فقر شدید خبر داده بود، اما روابط عمومی این نهاد این آمار را رد می‌کند

جولان فقر در مدارس همدان

به گفته اولیای برخی مدارس حاشیه‌ای شهر همدان، سن ترک تحصیل و ورود به بازار کار در میان دانش‌آموزان پسر کاهش یافته است





جولان فقر در مدارس همدان

۱۹ تیر ۱۴۰۵، ۲۲:۰۷

در حالی که مدیرکل آموزش‌وپرورش استان همدان در تاریخ ۳۱ خرداد از شناسایی ۹ هزار دانش‌آموز دارای فقر شدید در این استان خبر داده بود، این نهاد در پیگیری‌های بعدی، این عدد را تأیید نکرد. روابط عمومی اداره کل آموزش‌وپرورش اجرای طرحی موسوم به «نماد» را برای شناسایی دانش‌آموزان نیازمند تأیید می‌کند، اما می‌گوید این آمار بر پایه خوداظهاری دانش‌آموزان به دست آمده و نیازمند راستی‌آزمایی است. شواهد میدانی اما نشان می‌دهد فارغ از آمار و ارقام، دانش‌آموزان درگیر فقر در این استان تنها با یک مسئله دست‌وپنجه نرم نمی‌کنند و مشکلات متعدد، به‌ویژه اعتیاد والدین و بدسرپرستی، مانع ادامه تحصیل آن‌ها شده است. به گفته اولیای برخی مدارس حاشیه‌ای شهر همدان، سن ترک تحصیل و ورود به بازار کار در میان دانش‌آموزان پسر کاهش یافته است.

پس از عبور از کوچه‌هایی تنگ و باریک، در جایی که گویی آخر دنیاست و تعداد زمین‌های بایر آن از خانه‌های مسکونی بیشتر است، به خانه‌ای قدیمی رسیدیم. در چارچوب در خانه، زنی هراسان و رنگ‌پریده دست کودک ۹ ساله‌اش، رها، را گرفته بود و در انتظار دوستان «پناه» ایستاده بود. وقتی وارد خانه شدیم، در میان ابتدایی‌ترین وسایل زندگی که بخشی از آن‌ها نیز قرضی بود، سما، دختر دیگر خانواده، در اتاق خوابیده بود.

سما که بیماری قلبی دارد، دانش‌آموز پایه دوازدهم است و باید خود را برای امتحانات نهایی و کنکور آماده کند. او در دو هفته گذشته همراه مادر و خواهرش روزهای سختی را پشت سر گذاشته و از حادثه‌ای هولناک جان سالم به در برده است. پدر خانواده که اعتیاد شدیدی به شیشه دارد، دچار توهم شده و قصد کشتن اعضای خانواده با چاقو را داشته است. اگر تلاش مادر و حضور اورژانس اجتماعی نبود، معلوم نبود چه سرنوشتی در انتظار این سه نفر بود. اکنون پدر در بخش اعصاب و روان بیمارستان بستری است و مادر نیز به‌سختی توانسته همراه فرزندانش از خانه‌ای که صاحبخانه آن‌ها را از آن بیرون کرده بود، به خانه‌ای اجاره‌ای در حاشیه شهر پناه ببرد.

روایت بالا تنها یکی از ده‌ها روایت تلخ دانش‌آموزان طبقات کم‌برخوردار در همدان است. زیر پوست شهر و استان همدان، خانواده‌های بسیاری زندگی می‌کنند که کودکانشان با فقر شدید دست‌وپنجه نرم می‌کنند. بر اساس خبری که خبرگزاری ایسنا در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ به نقل از «رسول شیدایی»، مدیرکل آموزش‌وپرورش استان همدان، منتشر کرد، ۹ هزار دانش‌آموز دارای فقر شدید در قالب طرح «نماد» در استان شناسایی شده‌اند و در مرحله نخست نیز هزار و ۳۶۵ دانش‌آموز محروم برای بهره‌مندی از طرح «کارت هوشمند نشاط» انتخاب شده‌اند.

از اعلام تا انکار

در تماس‌ها و پیگیری‌های مکرر از مدیرکل آموزش‌وپرورش همدان پاسخی دریافت نشد. تنها روابط عمومی این نهاد در پاسخ به «پیام ما» اعلام کرد: «این موضوع را آقای شیدایی عنوان نکرده بود. ایشان توضیح داده‌اند که آمار اعلام‌شده بر اساس خوداظهاری دانش‌آموزان است و باید راستی‌آزمایی شود و سپس آمار دقیق اعلام شود. این طرح در حال اجراست، اما آمار، ارقامی نبوده که اعلام شده است.»

این پرسش مطرح می‌شود که اگر آمار منتشرشده قطعی و مورد تأیید نیست، چرا تاکنون توضیح یا اصلاحیه رسمی درباره آن منتشر نشده است؟ همچنین اگر داده‌ها هنوز در مرحله راستی‌آزمایی قرار دارند، هزار و ۳۶۵ دانش‌آموز بر چه مبنایی برای بهره‌مندی از طرح «کارت هوشمند نشاط» انتخاب شده‌اند؟

فارغ از اینکه تعداد دانش‌آموزان دارای فقر شدید در استان ۹ هزار نفر باشد یا کمتر و بیشتر، آنچه در بازدیدهای میدانی و روایت خانواده‌ها، فعالان اجتماعی و معلمان دیده می‌شود، واقعیتی انکارناپذیر است؛ فقر در زندگی بسیاری از دانش‌آموزان همدانی حضور دارد. با این حال، برای برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری مؤثر، همین «کمتر یا بیشتر بودن» نیز اهمیت دارد. بدون داده‌های دقیق و شفاف نمی‌توان ابعاد مسئله را شناخت، گروه‌های در معرض خطر را شناسایی کرد و برای کاهش آن سیاست‌هایی هدفمند و قابل ارزیابی طراحی کرد.

کودکی زیر سایه فقر

در سال‌های اخیر، هم‌زمان با افزایش تورم و دشوارتر شدن شرایط اقتصادی، فشار معیشتی بر خانواده‌های کم‌برخوردار افزایش یافته است؛ فشاری که امروز در تأمین ابتدایی‌ترین هزینه‌های تحصیل دانش‌آموزان نیز خود را نشان می‌دهد.

مادر مهسا، دانش‌آموز پایه هفتم که همسر معتادش خانواده را ترک کرده و خود با انجام کارهای خدماتی در منازل هزینه زندگی را تأمین می‌کند، می‌گوید: «همه‌چیز گران شده است. پول شهریه و کتاب هم بیشتر شده. دو سال است مهسا یک روپوش مدرسه می‌پوشد، اما حالا قد کشیده و لباسش برایش کوچک شده است. امسال لباس جدید هم می‌خواهد.»

ناظم یکی از مدارس ابتدایی دخترانه در منطقه‌ای کم‌برخوردار در همدان که نمی‌خواهد نامش منتشر شود نیز به نشانه‌هایی از فقر در محیط مدرسه اشاره می‌کند: «بعضی از بچه‌ها ساعت دوم یا سوم می‌گویند شکم‌درد دارند. وقتی بیشتر پیگیری می‌کنیم، می‌گویند از صبح چیزی نخورده‌اند و خوراکی هم همراه نیاورده‌اند، چون چیزی برای آوردن نداشته‌اند.»

به گفته او، برخی دانش‌آموزان نیز هر بار که برای اردو ثبت‌نام می‌شود، بهانه‌ای برای نرفتن می‌آورند، در حالی که مشکل اصلی نداشتن هزینه اردو است. او از دانش‌آموز کلاس ششمی یاد می‌کند که برای تأمین هزینه‌های مدرسه روی سفال نقاشی می‌کرد و به او گفته بود: «خانم، اگر پول اردو را به من قرض بدهید، خودم کار می‌کنم و پولش را برمی‌گردانم.»

اما تأثیر فقر در زندگی دانش‌آموزان تنها به تهیه وسایل آموزشی و هزینه‌های مدرسه محدود نمی‌شود و در ابعاد مختلف زندگی آن‌ها دیده می‌شود.
«لیلا بهرامی»، جامعه‌شناس، در این‌باره می‌گوید: «نباید دانش‌آموز را فقط در قاب مدرسه ببینیم. او پیش از آنکه دانش‌آموز باشد، یک انسان، یک کودک و عضوی از یک خانواده و یک موقعیت طبقاتی مشخص است. فقر پیش از آنکه در نمره و تکلیف دیده شود، در تغذیه، آرامش روانی، کیفیت خواب، امنیت خانه، اعتمادبه‌نفس و حتی تصویری که کودک از آینده خود دارد، اثر گذاشته است.»

او تأکید می‌کند که فقر فقط کمبود پول نیست، بلکه محدود شدن فرصت‌هاست؛ محدودیتی که در مدرسه خود را به شکل خستگی، اضطراب، افت تحصیلی، غیبت، کم‌رویی و کوچک‌تر شدن آرزوهای کودک نشان می‌دهد.

رؤیاهایی که فقر بر باد می‌دهد

«محمدحسام رحیمی»، دبیر انجمن خیریه «پناه مهر بوعلی»، نخستین اثر فقر بر زندگی کودکان را حذف تدریجی فرصت‌ها می‌داند: «وقتی فقر وارد زندگی یک کودک می‌شود، تفریح، لباس مناسب و غذای باکیفیت را از او می‌گیرد و در نهایت به جایی می‌رسد که خود تحصیل را هم از دانش‌آموز می‌گیرد. در حاشیه شهر معمولاً بسیاری از دانش‌آموزان پسر از سنی به بعد پس از مدرسه کار می‌کنند و تعدادی از آن‌ها نیز از مقاطع پایین‌تر ترک تحصیل می‌کنند.»

یکی از دبیران هنر دبیرستانی در مناطق حاشیه‌ای همدان نیز این موضوع را تأیید می‌کند و می‌گوید در سال‌های گذشته بارها دانش‌آموزان پایه نهم را پس از ترک تحصیل در بازار، مکانیکی، صافکاری یا هنگام دست‌فروشی دیده است. او می‌گوید: «امسال اتفاق دیگری توجهم را جلب کرد؛ دیگر فقط بچه‌های نهم را نمی‌بینم، بلکه بچه‌های هفتم را هم در حال کار در مشاغل مختلف می‌بینم. انگار سن کار هم‌زمان با فشار اقتصادی خانواده‌ها پایین‌تر آمده است.»

رحیمی درباره دانش‌آموزان دختر نیز می‌گوید در برخی خانواده‌های دارای فقر شدید، ازدواج زودهنگام به‌عنوان راهی برای کاهش فشار اقتصادی دیده می‌شود؛ راهی که در عمل فقر را در نسل بعد بازتولید می‌کند.

صحبت‌های مادر مهسا نیز مهر تأییدی بر این موضوع است: «خواهر مهسا هم مثل خودش درسش خوب بود، اما دیگر ادامه تحصیل نداد. پارسال در ۱۶ سالگی ازدواج کرد و به روستا رفت. حالا هم باردار است و چند وقت دیگر فرزندش به دنیا می‌آید.»

رحیمی همچنین نادیده گرفته شدن استعدادهای دانش‌آموزان فقیر را مسئله‌ای مهم می‌داند. آرمان یکی از همین دانش‌آموزان است؛ دانش‌آموزی که معلم هنر هنوز او را فراموش نکرده است: «آرمان شرایط مالی خوبی نداشت و بیشتر وقت‌ها از هم‌کلاسی‌هایش برگه و مداد می‌گرفت، اما وقتی از بچه‌ها می‌خواستم طراحی کنند، با شوق کار می‌کرد. یک روز او را در مغازه مرغ و ماهی‌فروشی دیدم. فروشنده گفت پدرش در زندان است و مادرش برای تأمین هزینه‌های زندگی او را سر کار فرستاده است. همان لحظه با خودم فکر کردم چرا بچه‌ای با این استعداد باید در این سن کار کند.»

بهرامی هشدار می‌دهد که اگر مداخله مؤثر انجام نشود، پیامدهای فقر تنها به آموزش محدود نمی‌ماند و این وضعیت به چرخه‌ای پایدار تبدیل می‌شود: «فقر خانواده به فقر آموزشی کودک و سپس به فقر شغلی و اجتماعی نسل بعد منتقل می‌شود. اگر مداخله‌ها دیرهنگام، مقطعی یا صرفاً در حد پوشاندن ظاهر مسئله باشد، چرخه فقر شکسته نخواهد شد.»

راه برون‌رفت

راه برون‌رفت از این وضعیت تنها توزیع بسته‌های حمایتی یا کمک‌های مقطعی نیست. دستگاه‌های متولی در استان همدان و جامعه مدنی باید برای این مسئله راه‌حل‌هایی ریشه‌ای پیدا کنند.

بهرامی معتقد است این راهکارها باید در پیوند با جغرافیای اجتماعی هر منطقه طراحی شوند: «مسئله فقط فقیر بودن یک خانواده نیست؛ مجموعه‌ای از شرایط اجتماعی مانند فاصله جغرافیایی، ضعف دسترسی، درآمد ناپایدار، کمبود سرمایه فرهنگی و نبود حمایت مستمر، فقر را ماندگار می‌کند. بنابراین باید فقر دانش‌آموزی را در پیوند با همین جغرافیای اجتماعی فهمید و برای همه مناطق نسخه واحد نپیچید.»

رحیمی نیز حل ریشه‌ای مشکل فقر را در ایجاد اشتغال پایدار می‌داند: «اگر این خانواده‌ها درآمدی پایدار داشته باشند، بسیاری از مشکلات فعلی حل می‌شود و خیریه‌ها می‌توانند به‌جای تأمین نیازهای فوری، روی استعدادیابی، آموزش، ورزش و حمایت روانی کودکان تمرکز کنند.»

او همچنین بر ضرورت تقویت مشارکت‌های فرهنگی و اقتصادی در استان تأکید می‌کند و معتقد است سرمایه‌گذاری در بخش‌های مولد و فرهنگی می‌تواند به بهبود وضعیت اشتغال کمک کند.

بهرامی نیز تأکید می‌کند چرخه فقر با کمک‌های کوتاه‌مدت و تصمیم‌های مقطعی شکسته نمی‌شود و نیازمند نگاهی چندجانبه است: «همان‌طور که فقر در چند سطح شکل می‌گیرد، راه‌حل آن نیز باید چندسطحی باشد. خانواده، مدرسه، نهادهای حمایتی، مدیریت محلی و جامعه مدنی باید هر کدام نقش خود را ایفا کنند.» او می‌گوید این حمایت‌ها باید کرامت‌محور باشد و دانش‌آموز نباید احساس کند موضوع ترحم قرار گرفته است؛ بلکه باید احساس کند جامعه حق او برای آموزش، رشد و آینده داشتن را به رسمیت شناخته است.

تا فرصت هست

امروز هنوز می‌توان مسیر زندگی کودکانی مانند مهسا، رها و آرمان را تغییر داد؛ کودکانی که هنوز رؤیا دارند، هرچند فقر هر روز از وسعت رؤیاهایشان می‌کاهد. اما این فرصت همیشگی نیست.

نخستین گام برای شکستن چرخه فقر، دیدن و پذیرفتن آن است؛ نه با حدس و گمان، بلکه با آمارهای شفاف، داده‌های قابل اتکا و سیاست‌گذاری مبتنی بر واقعیت. آمار صرفاً مجموعه‌ای از اعداد نیست، بلکه نقشه راه سیاست‌گذاری است.

اگر این پرسش‌ها بی‌پاسخ بمانند، فقر همچنان زیر پوست شهر بازتولید خواهد شد و چند سال بعد شاید دیگر مسئله این نباشد که «چند دانش‌آموز دارای فقر شدید داریم؟» بلکه باید پرسید چند کودک از تحصیل بازماندند، چند استعداد هرگز شکوفا نشدند و چند رؤیا پیش از آنکه فرصتی برای زندگی پیدا کنند، در سایه فقر از میان رفتند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

تأمین اجتماعی در چنگال بحران‌های مزمن

آینده رفاهی نیمی از جمعیت ایران تهدید می‌شود

تأمین اجتماعی در چنگال بحران‌های مزمن

حمله دوباره به ریـــــــــل

«آق‌تکه‌خان»؛ یک پل معمولی یا نماد بازتعریف یک مرز؟

حمله دوباره به ریـــــــــل

ثبت سومین حادثه غرق‌شدگی در ۲۴ ساعت اخیر در اصفهان؛ جان باختن نوجوان ۱۷ ساله در زاینده‌رود

حوادث و مدیریت بحران

ثبت سومین حادثه غرق‌شدگی در ۲۴ ساعت اخیر در اصفهان؛ جان باختن نوجوان ۱۷ ساله در زاینده‌رود

هشدار جدی مدیرکل بهزیستی تهران: روند رو به رشد گرایش زنان به دخانیات نگران‌کننده است

آسیب‌های اجتماعی

هشدار جدی مدیرکل بهزیستی تهران: روند رو به رشد گرایش زنان به دخانیات نگران‌کننده است

رنگ جنسیتـــــــی بیکاری

سه ماه پس از جنگ، بازار کار همچنان علیه زنان است

رنگ جنسیتـــــــی بیکاری

ایستادن میان دستاورد و عقب‌ماندگی

گزارش «پیام ما» از ارزیابی ایران در شاخص‌های توسعه پایدار ۲۰۲۶

ایستادن میان دستاورد و عقب‌ماندگی

غرق‌شدگی در سواحل بابلسر؛ هشدار دوباره درباره شنا در مناطق ممنوعه خزر

غرق‌شدگی در سواحل بابلسر؛ هشدار دوباره درباره شنا در مناطق ممنوعه خزر

روستاهای سیستان و بلوچستان در انتظار آب پایدار

از ۷ هزار و ۵۰۰ آبادی این استان، دولت ۲ هزار روستا را به دلیل نداشتن کد در برنامه‌های آبرسانی قرار نداده است

روستاهای سیستان و بلوچستان در انتظار آب پایدار

مکران؛ سوداگری زمین یا توسعه مولد

با پایان جنگ ۴۰ روزه، بار دیگر موضوع توسعه سواحل جنوب‌شرقی در دستور

مکران؛ سوداگری زمین یا توسعه مولد

خیابان‌ها به سوگ برخاستند

عزاداران پیش از سپیده‌دم در مسیر تشییع ایستادند و با شعار «باید برخاست» در خیابان آزادی رهبر شهید انقلاب را بدرقه کردند

خیابان‌ها به سوگ برخاستند

بیشترین نظر کاربران

ضرب‌الاجـــــل نان

ضرب‌الاجـــــل نان