چگونه سوزاندن بقایای مزارع، خاک، آب و امنیت غذایی ایران را می‌سوزاند؟

خاکســــــترِ نــــــان





خاکســــــترِ نــــــان

۱۰ خرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۳۸

هر ساله با پایان برداشت گندم، جو، برنج و کلزا در بسیاری از استان‌های کشور، صحنه‌ای تکراری اما نگران‌کننده در دشت‌های ایران شکل می‌گیرد؛ شعله‌هایی که از دل مزارع برمی‌خیزند و در ظاهر تنها کاه و کلش را می‌سوزانند، اما در حقیقت خاک، آب، هوا، تنوع زیستی و حتی امنیت غذایی کشور را به خاکستر تبدیل می‌کنند. از استان‌های گلستان و مازندران و گیلان گرفته تا خوزستان، فارس، کرمانشاه، کردستان، لرستان و آذربایجان، سوزاندن بقایای گیاهی پس از برداشت به یک رفتار پرهزینه و مخرب تبدیل شده است؛ رفتاری که اگرچه با هدف آماده‌سازی سریع زمین برای کشت دوم انجام می‌شود، اما خسارت‌های آن به‌مراتب بیشتر از منافع کوتاه‌مدت آن است. امروز دیگر این مسئله به بحرانی ملی در حوزه محیط‌زیست، کشاورزی و سلامت عمومی تبدیل شده است.

استان گلستان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین قطب‌های تولید غلات کشور، هر ساله صدها هزار هکتار از اراضی خود را زیر کشت گندم، جو و کلزا می‌برد. این استان در بسیاری از سال‌ها رتبه‌های برتر تولید گندم کشور را به خود اختصاص داده است. اما هم‌زمان با فصل برداشت، بخش قابل‌توجهی از بقایای گیاهی این مزارع در آتش می‌سوزد و دود ناشی از آن تا کیلومترها فضای شهرها و روستاها را در بر می‌گیرد. در نگاه نخست شاید سوزاندن بقایا اقدامی ساده و کم‌هزینه برای پاک‌سازی زمین به نظر برسد، اما واقعیت آن است که این اقدام، نوعی تخریب تدریجی سرمایه‌های ملی محسوب می‌شود. بقایای گیاهی در حقیقت بخشی از چرخه حیات خاک هستند؛ موادی که می‌توانند به حفظ رطوبت، افزایش ماده آلی، کاهش فرسایش، تغذیه میکروارگانیسم‌های مفید و تقویت حاصلخیزی خاک کمک کنند. وقتی این بقایا سوزانده می‌شوند، نه‌تنها این مزایا از بین می‌رود، بلکه بخش مهمی از عناصر غذایی خاک نیز نابود می‌شود.

بررسی‌های علمی نشان می‌دهد در جریان سوزاندن بقایا، حدود ۸۰ درصد نیتروژن و بخش قابل‌توجهی از فسفر، پتاسیم و گوگرد موجود در بقایا از دسترس خاک خارج می‌شود. این یعنی کشاورز در سال‌های بعد ناچار خواهد بود برای جبران این کمبودها، مصرف کودهای شیمیایی را افزایش دهد؛ اقدامی که هم هزینه تولید را بالا می‌برد و هم باعث تشدید آلودگی منابع آب‌وخاک می‌شود.

اما خسارت فقط به خاک محدود نمی‌شود. دود ناشی از سوزاندن بقایا حاوی مقادیر زیادی گازهای آلاینده و گلخانه‌ای نظیر دی‌اکسیدکربن، منواکسیدکربن، متان و اکسیدهای نیتروژن است. این آلاینده‌ها علاوه بر تشدید گرمایش جهانی، سلامت انسان‌ها را نیز تهدید می‌کنند. در بسیاری از مناطق روستایی و شهری کشور، هم‌زمان با فصل برداشت، افزایش بیماری‌های تنفسی، سوزش چشم و مشکلات قلبی – ریوی گزارش می‌شود. ذرات معلق ناشی از این آتش‌سوزی‌ها به‌ویژه برای کودکان، سالمندان و بیماران تنفسی بسیار خطرناک است.

نگارنده این مقاله در جریان مطالعات میدانی و پژوهش‌های انجام‌شده در مزارع استان گلستان، دمای سطح خاک را هنگام سوزاندن بقایای گیاهی اندازه‌گیری کرده است. نتایج این اندازه‌گیری‌ها نشان داد که دمای سطح خاک در زمان سوختن کاه و کلش در برخی نقاط به حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ درجه سانتی‌گراد می‌رسد؛ دمایی بسیار مخرب که عملاً حیات زیستی خاک را نابود می‌کند. در چنین حرارتی، تقریباً تمامی میکروارگانیسم‌های مفید خاک شامل باکتری‌ها، قارچ‌های سودمند، اکتینومیست‌ها و سایر موجودات ذره‌بینی که نقش اساسی در تجزیه مواد آلی، تثبیت عناصر غذایی و حفظ حاصلخیزی خاک دارند از بین می‌روند. این موجودات در واقع موتور زنده خاک محسوب می‌شوند و نابودی آنها به معنای مرگ تدریجی خاک کشاورزی است. افزون بر این، حرارت شدید ناشی از آتش‌سوزی موجب تبخیر سریع رطوبت سطحی و حتی بخشی از رطوبت ذخیره‌شده در لایه‌های فوقانی خاک می‌شود. به همین دلیل، زمین‌هایی که بقایای گیاهی آنها سوزانده شده است، پس از مدت کوتاهی به خاکی خشک، سفت و پودرمانند تبدیل می‌شوند که توان نگهداری آب در آنها به‌شدت کاهش یافته است. این مسئله در شرایط کنونی کشور که بحران کم‌آبی و خشکسالی یکی از مهم‌ترین چالش‌های بخش کشاورزی است، زنگ خطری جدی برای امنیت غذایی ایران به شمار می‌رود. از سوی دیگر، سوزاندن بقایا موجب نابودی موجودات زنده خاک می‌شود. میلیون‌ها باکتری، قارچ مفید و کرم خاکی که در شکل‌گیری خاک حاصلخیز نقش دارند، در اثر حرارت از بین می‌روند. خاکی که حیات زیستی خود را از دست بدهد، به‌مرور متراکم، فقیر و کم‌بازده خواهد شد. نتیجه این روند، کاهش عملکرد محصولات، افزایش نیاز آبی و تشدید فرسایش خاک است؛ مشکلی که امروز در بسیاری از دشت‌های کشور مشاهده می‌شود.

در شرایطی که ایران با بحران کم‌آبی، کاهش بارندگی و افت شدید کیفیت خاک روبه‌رو است، ادامه این رفتار سنتی می‌تواند تهدیدی جدی برای آینده کشاورزی کشور باشد. طبق برآوردها، تشکیل تنها یک سانتی‌متر خاک حاصلخیز ممکن است صدها سال زمان ببرد، اما سوزاندن بقایا و فرسایش ناشی از آن می‌تواند این سرمایه طبیعی را ظرف مدت کوتاهی نابود کند. یکی دیگر از پیامدهای نگران‌کننده سوزاندن بقایا، افزایش خطر آتش‌سوزی‌های گسترده در اراضی کشاورزی و منابع طبیعی است. در بسیاری از موارد، آتش از مزارع به باغ‌ها، جنگل‌ها، مراتع، تیرهای برق و حتی مناطق مسکونی سرایت کرده و خسارات مالی و زیست‌محیطی سنگینی بر جای گذاشته است. در استان گلستان موارد متعددی از خشک‌شدن درختان بادشکن و آسیب به پوشش گیاهی اطراف مزارع در اثر همین آتش‌سوزی‌ها مشاهده شده است.

در مقابل، حفظ بقایای گیاهی و استفاده از سامانه‌های کشاورزی حفاظتی می‌تواند راهکاری مؤثر برای نجات خاک و آب کشور باشد. در کشاورزی حفاظتی، بقایا به‌عنوان پوشش طبیعی روی خاک باقی می‌مانند و نقش یک خاک‌پوش یا مالچ زنده را ایفا می‌کنند. این پوشش ضمن کاهش تبخیر آب، دمای خاک را تنظیم کرده و از فرسایش جلوگیری می‌کند. مطالعات انجام‌شده در مزارع استان گلستان نشان داده است که حفظ بقایا می‌تواند تا ۳۰ درصد در مصرف آب آبیاری محصولات تابستانه صرفه‌جویی ایجاد کند. پژوهش‌ها و مشاهدات میدانی در مزارع کشت دوم استان گلستان نیز نشان داده است که محصولاتی مانند سویا، آفتاب‌گردان، ذرت، پنبه و کنجد در زمین‌هایی که بقایا حفظ شده‌اند، از رشد بهتر، رطوبت مناسب‌تر خاک و عملکرد بالاتری برخوردارند، درحالی‌که در اراضی سوخته، گیاهان با تنش شدید رطوبتی و ضعف رشد مواجه می‌شوند. همچنین کشت مستقیم و بی‌خاک‌ورزی در بقایا، علاوه بر کاهش مصرف سوخت و هزینه‌های آماده‌سازی زمین، باعث بهبود کیفیت خاک و افزایش پایداری تولید می‌شود. در بسیاری از کشورهای پیشرفته، سوزاندن بقایا ممنوع یا مشمول جرایم سنگین است و دولت‌ها با ارائه تسهیلات، کشاورزان را به سمت مدیریت اصولی بقایا هدایت می‌کنند.

امروز زمان آن رسیده است که نگاه ما به بقایای گیاهی تغییر کند. کاه و کلش، پسماند و زباله نیستند؛ سرمایه‌ای هستند که می‌توانند به حفظ امنیت غذایی کشور کمک کنند. اگر خاک ایران فقیر شود، اگر فرسایش خاک ادامه پیدا کند و اگر منابع آب بیش از این تحت‌فشار قرار گیرند، در آینده‌ای نه‌چندان دور هزینه‌های سنگینی بر اقتصاد و جامعه تحمیل خواهد شد. برای مقابله با این بحران، مجموعه‌ای از اقدامات هماهنگ ضروری است؛ از آموزش و فرهنگ‌سازی گرفته تا حمایت‌های دولتی، تجهیز کشاورزان به ادوات نوین، توسعه کشاورزی حفاظتی، اعمال قوانین بازدارنده و تقویت فعالیت‌های ترویجی و رسانه‌ای. رسانه‌ها، دانشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی، شوراهای شهر و روستا، دهیارها و دستگاه‌های اجرایی باید در کنار کشاورزان قرار گیرند تا این باور نادرست که «سوزاندن بقایا به نفع زمین است» اصلاح شود.

تهیه و توزیع ادوات و ماشین‌هایی مانند ساقه‌خردکن، کارنده‌های کشت مستقیم، ادوات کم‌خاک‌ورزی و حمایت از کشاورزان برای استفاده از فناوری‌های نوین، می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در کاهش این پدیده داشته باشد. همچنین برگزاری برنامه‌های آموزشی، کارگاه‌های ترویجی و اطلاع‌رسانی گسترده در رسانه‌های ملی و محلی ضروری است تا کشاورزان با اثرات بلندمدت این اقدام بر خاک و درآمد خود آشنا شوند.
امروز شعله‌هایی که در مزارع دیده می‌شود، تنها بقایای گیاهی را نمی‌سوزاند؛ این آتش، آرام‌آرام آینده خاک، آب و امنیت غذایی ایران را نیز در خود می‌بلعد. اگر امروز برای خاموش‌کردن این آتش تصمیم نگیریم، فردا باید هزینه‌های سنگین‌تری برای احیای خاک، تأمین آب و جبران خسارت‌های زیست‌محیطی بپردازیم. حفظ بقایای گیاهی، حفظ آینده کشاورزی ایران است؛ آینده‌ای که بدون خاک سالم و آب کافی، قابل‌تصور نخواهد بود.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق