بهره‌کشی پنهان از پیکــــر هیرکانی





بهره‌کشی پنهان از پیکــــر هیرکانی

۲ خرداد ۱۴۰۵، ۲۳:۳۳

بار دیگر موضوع برداشت درختان شکسته و افتاده از جنگل‌های هیرکانی در برخی محافل مدیریتی و سازمانی مطرح شده است؛ موضوعی که با وجود مخالفت گسترده کارشناسان و متخصصان منابع طبیعی، کنشگران محیط‌زیست و حتی بسیاری از جوامع محلی، همچنان هر از چند گاهی به فضای تصمیم‌گیری بازمی‌گردد. پرسش اساسی این است که چرا ایده‌ای که بارها از منظر علمی مورد نقد قرار گرفته، هنوز از دستور کار برخی تصمیم‌گیران خارج نشده است؟ یافته‌های متعدد بوم‌شناسی به‌روشنی نشان داده‌اند که درختان شکسته و افتاده در جنگل‌ها، نه پسماند جنگل بلکه بخشی از سازوکار حیات آن هستند. این بقایای چوبی نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ تنوع زیستی دارند و زیستگاه بسیاری از اشکال متنوع حیات محسوب می‌شوند. افزون بر این، این عناصر در چرخه مواد غذایی، حفظ رطوبت خاک، ذخیره و تثبیت کربن و پایداری ساختار اکوسیستم نقش کلیدی ایفا می‌کنند. در بسیاری از جنگل‌های طبیعی جهان، ارزش بوم‌شناختی این عناصر مرده به‌مراتب فراتر از ارزش اقتصادی ناچیز حاصل از چوب آن‌ها ارزیابی شده است. اما مسئله تنها به ارزش زیست‌محیطی این درختان محدود نمی‌شود. پراکندگی گسترده درختان افتاده در سطح جنگل موجب می‌شود هرگونه عملیات برداشت، مستلزم ورود ماشین‌آلات، ایجاد مسیرهای دسترسی و مداخلات فیزیکی در بخش‌های وسیعی از جنگل باشد. چنین فرایندی می‌تواند پیامدهایی مانند فشردگی خاک، تخریب پوشش گیاهی، افزایش فرسایش و آسیب به زادآوری طبیعی جنگل را به همراه داشته باشد. در عمل، هزینه بوم‌شناختی این مداخلات بسیار فراتر از ارزش اقتصادی چوب برداشت‌شده خواهد بود. اگرچه طی سال‌های گذشته بارها از سوی مسئولان ادوار سازمان منابع طبیعی وعده‌داده‌شده بود که تدوین طرح‌های جامع و چندمنظوره مدیریت جنگل‌های هیرکانی در مراحل پایانی قرار دارد، هنوز اقدام عملی مؤثری در این زمینه مشاهده نمی‌شود. این در حالی است که تصویب و اجرای طرح‌های علمی و فنی می‌تواند چارچوبی شفاف برای مدیریت پایدار جنگل فراهم کند؛ چارچوبی که در آن عملیات پرورشی و جنگل‌شناسی، از جمله تنظیم تراکم و مدیریت درختان شکسته و افتاده بر اساس ویژگی‌های هر توده جنگلی، در قالبی قانونی، علمی و با نظارت دقیق اجرایی خواهد شد. در چنین شرایطی، این پرسش جدی مطرح می‌شود که چرا به‌جای تمرکز بر تدوین و تصویب این طرح‌های فنی و مدیریتی، هر از چند گاهی موضوع برداشت درختان شکسته و افتاده دوباره در کانون بحث‌ها قرار می‌گیرد؟ آیا در این میان خلئی ساختاری یا تناقضی در رویکردها وجود دارد؟ اگر این تصمیم‌ها واقعاً بر پایه ارزیابی‌های علمی استوار است، چرا مسیر آن به سمت تصویب قاطع، شفاف و اجرایی‌شدن پیش نمی‌رود؟ یا شاید کاسه‌ای دیگر زیر نیم‌کاسه باشد که ما نمی‌دانیم؟! از سوی دیگر، صدور هرگونه مجوز ورود به جنگل (حتی موقت و با هدف برداشت محدود)، می‌تواند به‌تدریج روزنه‌ای برای بازگشت بهره‌برداری گسترده‌تر (مجاز و غیرمجاز) ایجاد کند که هم از حد تاب‌آوری بوم‌سازگان زخم‌خورده هیرکانی خارج است و هم سازمان متولی از بودجه و امکانات فنی و کارشناسی متناسب برای حفاظت و نظارت بر آن برخوردار نمی‌باشد. اکنون بیش از یک دهه از اجرای سیاست ممنوعیت بهره‌برداری از جنگل‌های شمال ایران می‌گذرد؛ سیاستی که با وجود محدودیت‌ها و چالش‌های اجرایی، یکی از مهم‌ترین گام‌ها برای کاهش فشار بر جنگل‌های هیرکانی محسوب می‌شود (اگرچه نتوانسته به همه اهداف اولیه موردنظر دست یابد). تضعیف این مسیر حفاظتی می‌تواند پیامدهایی داشته باشد که آثار آن تنها به امروز محدود نخواهد شد. واقعیت دیگری نیز وجود دارد که کمتر درباره آن سخن گفته می‌شود. محدودیت منابع مالی و ضعف نظارت میدانی سبب شده است بخشی از درختان شکسته و افتاده، به‌ویژه در حاشیه جاده‌های جنگلی، پیش‌تر نیز در معرض برداشت‌های غیرقانونی قرار گیرند. این مسئله نشان می‌دهد که کنترل و مدیریت بهره‌برداری حتی در شرایط فعلی نیز با دشواری‌های جدی مواجه است و هرگونه گسترش دامنه مداخلات می‌تواند ریسک سوءاستفاده را افزایش دهد. جنگل‌های هیرکانی حاصل میلیون‌ها سال فرایند تکامل طبیعی هستند؛ میراثی که شکل‌گیری آن در مقیاس زمان زمین‌شناسی رخ داده است، اما تخریب بخشی از کارکردهای آن می‌تواند در زمانی کوتاه اتفاق بیفتد. دستیابی به چند مترمکعب چوب در برابر مخاطره اختلال در سازوکار یک بوم سامانه باستانی، معامله‌ای است که سود آن ناچیز و هزینه آن بسیار سنگین خواهد بود. طبیعت معمولاً در برابر مداخلات شتاب‌زده سکوت می‌کند، اما تجربه نشان داده است که هزینه این تصمیم‌ها دیریازود نمایان خواهد شد.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق