سهم ایــــران از مدرنیته





سهم ایــــران از مدرنیته

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰:۲۷

در مدح و ثنا و یا مذمت و نکوهش دوران منسوب به مدرنیته اندیشمندان زیادی صحبت کرده‌اند، از «مارکس» و «کانت» تا «هابرماس» و «گیدنز» و این بحث به نظر پایانی ندارد. اینکه دوران تجدد زندگی بشری را متحول و دگرگون کرده بارز و آشکار است و هجوم تأثیرات آن نیز احتمالاً توقف‌ناپذیر است و به قول گیدنز همچون لوکوموتیوی ترمز بریده با سرعتی سرسام‌آور بشریت را به‌سوی سرنوشتی نامعلوم رهنمون خواهد کرد. نمی‌خواهم این‌چنین بدبینانه به سمت این موضوع بروم؛ اما این حق را برای خود قائلم که نسبت به تأثیرات آن بر ایران به‌ویژه در دهه‌های اخیر حساس باشم. سؤال اصلی این نوشتار این است که سهم ایران از این دوران به‌اصطلاح نوزایش چه بوده؟ آیا این تحفه مغرب‌زمین برای ما الزاماً سودمند بوده است؟

اگر دوران مدرنیته را مجموعه‌ای عظیم از تحولات صنعتی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در نظر بگیریم که چهره شهرها و روستاها را متحول، روند استفاده از منابع طبیعی را به صورتی نگران‌کننده تشدید و افزایش شهرنشینی و مکانیزاسیون را میسر ساخته در نتیجه ما هم جزئی از آن خواهیم بود؛ اما قطعاً ره‌توشه اخیر ایران از این به قول «فوکو» پارادایم جدید چیزی نبوده است جز آلودگی گسترده محیط‌زیست، ترافیک بی‌پایان، خشونت لجام‌گسیخته و انواع بیماری‌های نوظهور. به دلایل بسیار مردمان ما تفاله‌های عصر نوگرایی را برگزیده و به طرق مختلف به کار برده‌اند. نمونه‌های بارز آن گسترش روزافزون سبک غذایی به نام فست‌فود است که با دنیای از سس‌ها جایگزین غذاهای سنتی و سالم ما گشته و زمان مصرف غذا را که خود سنت و پشتوانه فرهنگی به دنبال داشته را به حداقل رسانده است. نمونه دیگر (اخیراً باب شده آن) مصرف سیگارهای الکترونیک است که شتابان در حال جایگزین‌شدن با سیگارهای توتونی سابق و به نظر در تلاش برای سرپوش‌گذاشتن بر تأثیرات مخرب نوع سنتی خود است. نمونه بعدی خال‌کوبی‌ها (به قول جوان‌ترها تتوهاست) که در حال گسترش و تابوشکنی در جامعه است و به‌زودی و به‌ناچار با مجوز تثبیت خواهد شد. از حیوانات خانگی که به‌تدریج جایگزین فرزند می‌شوند و جراحی‌های زیبایی و ماراتن لاغری که به‌صورت ملال‌آور و خطرناکی در حال یک‌شکل کردن رباتیک افراد است نگوئیم بهتر است که هر کدام تحقیقی مفصل را می‌طلبد و نقد آن نیز در حال حاضر با برخوردهای تندوتیز طرف‌داران رادیکال حقوق حیوانات و آزادی‌های فردی مواجه خواهد شد. به استحضار می‌رساند که هیچ نیروی سرکوب گر قهاری توان توقف و یا اصلاح این روند رو به گسترش مبهم را ندارد؛ چون در تار پود جامعه خسته و مستهلک در حال رخ‌دادن است.

احتمالاً به دلیل اینکه جامعه ایرانی از دستیابی به دستاوردهای ارزشمند مدرنیته به‌ویژه دموکراسی ناکام و تلاش‌های بی‌دریغش در رسیدن به آن بی‌حاصل مانده است، همچون کودکی سرخورده و لجوج در خلاف جریان آب یعنی آنچه جامعه سنتی ایران و حاکمیت خواستار آن‌اند در حرکت بوده به‌صورت جنون‌آمیز در حال به‌کارگیری نمادهای سطحی و کم‌ارزش و گاهی مخرب این دوران است تا نشان دهد که دست‌های نامرئی جامعه از هر نیروی قوی‌تر و پرزورتر عمل می‌کند. به زبان ساده زمانی که راه ابراز وجود، مخالفت و اعتراض محدود و مسدود می‌شود او از راه‌های دیگر با تحولات جهان پیرامون هم‌آوایی خواهد کرد. در پایان به نظر شهروند ایرانی باتوجه‌به نوع مواجهه‌اش با تجدد که در نهایت به انقلاب مشروطه ختم شد و با نگاه ژرف تاریخی که دارد شایسته میوه‌های مرغوب‌تری از این بستان است. تجدد دستاوردهای ارزشمندتری از خلق بشر ربات‌گونه دارد. راهکار بلندمدت این است که با آگاهی مداوم و نظرخواهی پیوسته و شرکت مردمان در سرنوشت خود می‌تواند جامعه را در مقابل هدایای جدید این عصر تا حدودی مصون داشت وگرنه باید از هر پدیده جدید همچون هوش مصنوعی نگران باشیم؛ چون امکان دارد تاریک‌ترین زوایای آن نصیب ما شود. با تداوم وضع موجود اگر کسانی بخواهند ایران را به عصر حجر یا پارینه‌سنگی برگردانند نباید از آن زیاد نگران باشیم؛ چون قطعاً مزایای بسیاری نسبت به دوران برزخی فعلی خواهد داشت.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق