وقتی گردشگری، درس احترام می‌شود





وقتی گردشگری، درس احترام می‌شود

۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۲:۰۶

همه ما با یادآوری نام برخی بزرگان، ناخودآگاه به عقب نگاه می‌کنیم، نه برای حسرت، بلکه برای یافتن مسیر.
برای من، نام «عیسی امیدوار» تنها یادآور اولین جهانگرد ایرانی نیست، او برای من نماد آن نقطه عطفی است که در آن، معنای واقعی «تعامل» را آموختم.
خاطره نشستن در کنار او، چیزی فراتر از یک گفتگوی ساده بود. وقتی به ما اجازه دادند که نمایشگاه عکس گردشگری با دوچرخه را در موزه ایشان و در کنار آثار سفر این دو برادر به نمایش بگذاریم انگار دنیا را به ما داده بودند. عیسی امیدوار، با آن نگاه نافذ و آرامش برخاسته از دل سفر، با دقت به حرف‌هایم گوش می‌کردند و گاهی هم می‌گفتند بلندتر صحبت کن و مشتاق شنیدن در مورد تعداد گردشگران با دوچرخه و خاطرات سفرهای گروهی بودند و برایشان تعجب‌آور بود که این‌همه دوچرخه‌سوار با هم در جاده سفر کنند.
ایشان به من آموخت که گردشگری، صرفاً جابه‌جایی از جغرافیایی به جغرافیای دیگر یا تماشای بناهای تاریخی نیست.
او با تجربه زیسته خود، این درس بزرگ را در گوش من نجوا کرد که: «احترام، شرط اول و بنیادین تعامل با هر جامعه و هر انسانی است.»
او معتقد بود اگر جهانگرد، پیش از دوربین یا نقشه، احترام را در کیف خود حمل نکند، تنها یک تماشاگر بی‌روح است، نه یک مسافر واقعی.
برای او، هر جامعه‌ای که وارد خاکش می‌شوی، گنجینه‌ای است که باید با تواضع و درک متقابل با آن برخورد کرد.
اما دغدغه او، تنها در سفر با کوله‌پشتی و دوچرخه و گذشتن از مرزها خلاصه نمی‌شد. عیسی امیدوار، نگاهی فراتر از زمان داشت. او همواره نگران آینده بود و می‌گفت: «اگر می‌خواهیم دنیایی زیباتر داشته باشیم، باید ریشه‌ها را آبیاری کنیم.»
پیشنهاد ایشان برای ما، ورود مفهومِ گردشگری به کلاس‌های درس و مدرسه بود.
او می‌خواست کودکان، پیش از آنکه بزرگ شوند، با جهان دوست شوند، می‌خواست در مدارس، درس آشنایی با فرهنگ‌ها، درک تفاوت‌ها و صلح را بیاموزند تا نسل بعدی، با چشمانی باز و قلبی پذیرا، به جهان بنگرد.
او می‌دانست که اگر کودک، از کودکی با مفهوم سفر و فرهنگ بزرگ شود، جامعه‌ای خواهد ساخت که در آن خشونت جای خود را به کنجکاوی و احترام می‌دهد.
وقتی متوجه شدند که ما گردشگری با دوچرخه را برای کودکان اجرا می‌کنیم، لبخندی زدند و انگار بخشی از رؤیاهایشان محقق شده بود.
امروز با رفتن او، انگار بخشی از دلگرمی‌مان خاموش شد و فوت عیسی امیدوار، نه‌تنها فقدان یک جهانگرد برجسته، بلکه خاموشی صدایی است که ما را به صلح و انسانیت دعوت می‌کرد.
عیسی امیدوار عزیز، راهت را ادامه خواهیم داد با دوچرخه‌ها، با احترام و با رؤیایی که در دل مدارس و قلب شهرها باز خواهد گشت.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *