وداع با قصه‌گوی مرزهای ناشناخته

برای «عیسی امیدوار» پیش‌گام جهانگردی معاصر ایران





وداع با قصه‌گوی مرزهای ناشناخته

۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۱:۴۲

| پیام ما | در روزهایی که نقشه‌های جغرافیایی برای بسیاری از مردم مرزهایی صلب و دست‌نیافتنی بودند، دو برادر از تهران راهی جاده‌هایی شدند که پایانشان معلوم نبود. امروز، با گذشت بیش از هفت دهه از آن آغاز جسورانه، خبر درگذشت «عیسی امیدوار» در ۱۹ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵، نقطه پایانی بر یک‌عمر زندگی سرشار از ماجراجویی او گذاشت.
عیسی امیدوار که مدتی به دلیل بیماری در بیمارستان بستری بود، در حالی چشم از جهان فروبست که میراث او و برادرش «عبدالله»، فراتر از چند سفرنامه و فیلم مستند، به بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی ایران تبدیل شده است.

ماجرای برادران امیدوار از سال ۱۳۳۳ خورشیدی آغاز شد؛ زمانی که عیسی و عبدالله با دو موتورسیکلت انگلیسی «ماچلس» و اراده‌ای که به گفته خودشان «به‌سختی پولاد» بود، از مرزهای شرقی ایران گذشتند. شعار «همه متفاوت، همه خویشاوند» که بر گلگیر موتورهایشان نوشته شده بود، تنها یک جمله تزیینی نبود؛ بلکه فلسفه زندگی مردانی بود که هفت سال نخست سفر ده‌ساله‌شان را روی دوچرخ و سه سال پایانی را با خودروی سیتروئنی که هدیه گرفتند، در دورترین نقاط جهان سپری کردند.
آن‌ها از نخستین ایرانیانی بودند که پا به قطب شمال، جنوبگان و اعماق جنگل‌های آمازون گذاشتند. از دیدار با اسکیموها گرفته تا هم‌نشینی با قبایل بدوی آفریقا، عیسی امیدوار همواره می‌گفت در این مسیر «خطر» برادر سوم آن‌ها بوده است.

تفاوت کار برادران امیدوار با بسیاری از سفرهای امروزی، در جنبه‌های پژوهشی و انسانی آن نهفته بود. عیسی و عبدالله در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ شمسی، زمانی که ابزارهای ارتباطی بسیار محدود بود، توانستند با زبانی که خود آن را «زبان انسانیت» می‌نامیدند، اعتماد منزوی‌ترین قبایل جهان را جلب کنند.
ثبت تصاویر کم‌نظیر از آیین‌ها و شیوه‌های زندگی قبایل آمازون و آفریقا ــ که برخی از آن‌ها امروز دیگر وجود ندارند ــ گنجینه‌ای ارزشمند است که عیسی امیدوار سال‌ها با دقت از آن محافظت کرد. او بارها گفته بود که برایش «کیفیت زندگی» مهم‌تر از عدد و رقم‌های شناسنامه‌ای است؛ نگاهی که در قاب‌های مستندهایش نیز به‌خوبی دیده می‌شود.

بخش بزرگی از دستاوردهای این دو برادر، از ابزارها و اشیای بومی گرفته تا عکس‌ها و اسناد سفر، در «موزه برادران امیدوار» در مجموعه فرهنگی – تاریخی سعدآباد نگهداری می‌شد؛ موزه‌ای که در اسفندماه ۱۴۰۴ و در پی اصابت بمب به نزدیکی این مجموعه، دچار آسیب‌هایی شد. هرچند بخش مهمی از آثار پیش از تخریب جدی به محل امن منتقل شده بود، اما آسیب به بنای موزه، اندوهی مضاعف برای این جهانگرد کهن‌سال به همراه داشت.
عبدالله امیدوار، برادر و همراه همیشگی عیسی، پیش‌تر در تیرماه ۱۴۰۱ در «شیلی» درگذشته بود. اکنون با درگذشت عیسی امیدوار، پرونده نسل ماجراجویان کلاسیک ایران بسته می‌شود؛ مردانی که نه برای شهرت، بلکه برای شناخت انسان و فرهنگ‌های جهان پا در راه گذاشتند و پرچم ایران را بر فراز قله‌هایی چون «کلیمانجارو» برافراشتند.
قرار بود در روز جهانی موزه، ۲۸ اردیبهشت‌ماه، از یک‌عمر تلاش و خدمات او تجلیل شود؛ اما گویی او، چنان‌که در تمام زندگی‌اش عادت داشت، پیش از موعد راهی سفری دیگر شد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *