«پیام ما» وضعیت پژوهش درباره حشرات در ایران را، در اردیبهشت که ماه «گرده افشان»هاست بررسی می‌کند

حشــــــرات همه‌جا هستند، مگر در بودجه‌ها

«علیرضا نادری» پروانه‌شناس: تا زمانی که از اجزا حفاظت نکنیم، نمی‌توانیم از حفاظت از زیستگاه سخن بگوییم





حشــــــرات همه‌جا هستند، مگر در بودجه‌ها

۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۰:۴۵

رد حشرات را در همه‌جا می‌توان دید، جز در پروژه‌ها و بودجه‌ها! موضوعی که باعث شده آگاهی ما درباره این گونه‌ها که نقشی حیاتی در زندگی‌مان دارند اندک باشد. معدود پژوهشگرانی در ایران زندگی‌شان را وقف افزایش دانش ما درباره حشرات کرده‌اند. «ادوارد ویلسون» زیست‌شناس و حشره‌شناس همین مقوله را فرصتی عنوان می‌کند تا پژوهشگران جوان در فضایی بی یا کم رقیب رشد کنند و تبدیل به پژوهشگری برجسته در عرصه جهانی شوند.

«به دنبال راهی میان بر باشید تا موضوعی پیدا کنید که بتوانید آن را مال خود کنید. آمار سرانه کشفیات محققان هم نشان داده که با این روش احتمال رخ‌دادن سریع‌ترین پیشرفت‌ها میسر می‌شود. شاید قانون معروف نظامی برای بسیج‌کردن لشکریان در میدان نبرد را شنیده باشید؛ در جهت صدای توپ به‌پیش. در علم عکس این قانون به درد شما می‌خورد.» اینها گفته ادوارد ویلسون زیست‌شناس در کتاب «نامه‌هایی به دانشمند جوان» است. او رمز موفقیت خودش را هم در همین موضوع می‌داند؛ پرداختن به مورچه‌ها، زمانی که تعداد کمی پژوهشگر تمام‌وقت در سرتاسر جهان به کار روی مورچه‌ها مشغول بودند. هر پژوهشی که ویلسون انجام می‌داد با کشفیاتی به پایان می‌رسید که می‌شد در مجلات علمی منتشر کرد. در ایران حوزه‌های کار نشده یا کمتر کار شده در موضوع حشرات کم نیست. اما آیا راه پرداختن به آنها هموار است؟

«مریم شهبازی» عضو هیئت‌علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان بارها در کلاس درس خود به این موضوع اشاره کرده که گونه‌های جانوری تنها گونه‌های بزرگ‌جثه و کاریزماتیک نیستند. در مقابل، تعادل اکوسیستم به مجموعه گونه‌ها و چرخه غذایی در اکوسیستم برمی‌گردد. در راستای همین دیدگاه، او تصمیم گرفته تا طرحی را در پناهگاه حیات‌وحش میان‌دشت با محوریت گیاهان این منطقه انجام دهد. شهبازی در این پژوهش قصد دارد ارتباط پراکنش گیاهان با جمعیت آهو در مناطق مختلف میان‌دشت را بررسی کند؛ اینکه چرا در یک نقطه آهوها بیشتر جمع می‌شوند. آیا دلیل آن به وضعیت آب برمی‌گردد یا پوشش گیاهی در این زمینه تأثیرگذار است. «مدت زیادی طول کشید تا همکاران سازمان را برای انجام این پژوهش متقاعد کنیم. البته هنوز هم پروژه مصوب نشده تا بتوانیم نمونه‌برداری‌ها را انجام دهیم.»

سازمان حفاظت محیط‌زیست حفاظت از تنوع زیستی را بر عهده دارد، بااین‌حال عمده فعالیت‌های این سازمان روی قله کوه یخ یعنی بخش کوچکی از تنوع زیستی متمرکز شده است. برآورد وضعیت گوشت‌خواران بزرگ‌جثه یا طعمه‌های آنها مانند قوچ و میش، کل و بز و… در مرکز فعالیت‌ها قرار دارند و در مقابل حشرات و بی‌مهرگان در حاشیه‌اند. «ما پروانه‌های اندمیک را در پناهگاه حیات‌وحش میان‌دشت داریم. آنها برای حفظ پوشش پایدار و گرده‌افشانی اهمیت زیادی دارند؛ ولی به این موضوع کمتر پرداخته شده است.»

اهمیت گرده‌افشان‌ها تنها به پایداری پوشش گیاهی و تأمین غذا برای حیات‌وحش برنمی‌گردد. آنها در موضوع امنیت غذایی برای جامعه انسانی هم اهمیت زیادی دارند. با کم‌شدن این گروه از حشرات، شاهد افت عملکرد برای گیاهان زراعی هستیم. بااین‌حال به گفته شهبازی کمتر به این جنبه‌ها پرداخته می‌شود. «وقتی ارتباط گونه‌ها شناسایی نشود، مدیریتمان سطحی خواهد بود. برای مثال نمی‌دانیم در فلان منطقه شرایط برای یک‌گونه پستاندار به واسطه وضعیت پوشش گیاهی نشئت‌گرفته از کاهش جمعیت حشرات و گرده‌افشان‌ها مناسب نیست. در غیاب این آگاهی برای حل مسئله، جمعیتی از یک گونه را از منطقه دیگری به این منطقه معرفی مجدد می‌کنیم، به‌جای اینکه به اصل مشکل که همان کاهش تنوع زیستی است، توجه کرده باشیم.» مجموعه پیچیده اکوسیستم در اغلب فعالیت‌های مرتبط با حفاظت جا می‌ماند، نهادهای متولی به واسطه کمبود بودجه خودشان را درگیر این مسئله نمی‌کنند. همین عامل هم باعث می‌شود دانشجویان هم تمایلی برای پژوهش در این حوزه نداشته باشند. «اگر سازمان حفاظت محیط‌زیست برای حشرات بودجه اختصاص دهد، دانشجویان بیشتری مایل به پژوهش و فعالیت در این حوزه می‌شوند.»

عدم توجه به حوزه حشرات باعث شده اغلب پروژه‌ها منحصر به گونه‌هایی ماند یوز، پلنگ یا خرس باشد، برآورد پژوهشگران این است که با کارکردن درباره این گونه‌ها لااقل در یکی از طرح‌ها و یا نیازسنجی‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست می‌توانند کاری انجام دهند. «اگر نهاد متولی متوجه اهمیت اجزای مختلف تنوع زیستی باشد، آنگاه کارشناسان مستقل، دانشجویان و اساتید نیز پژوهش‌های بیشتری در این بخش انجام می‌دهند.»

به گفته شهبازی در حال حاضر برخی از تحقیقات مهم در کشور به واسطه بحث تأمین اعتبار انجام نمی‌شود. «عمده تمرکز روی کارهای روتین است که گرچه مهم هستند؛ اما اثربخشی کافی را ندارند.» چالش دیگری که در ایران با آن مواجهیم به شکل فعالیت برخی پژوهشگران و جانورشناسان بر می‌گردد. پژوهشگر زمانی که روی یک گونه تحقیق می‌کند، باید تمام حواشی محل زندگی گونه، نیازهای گونه‌های مکمل و زنجیره اکولوژیک را بشناسد. «تخصصی کارکردن خوب است. اما اگر دید کلان درباره اکوسیستم نداشته باشیم، راهکارهایی که پیشنهاد می‌دهیم دقیق نیستند.» در غیاب این نگاه کلان‌نگر و عدم توجه به تنوع زیستی، گونه‌هایی منقرض شده و در یا در خطر انقراض قرار می‌گیرند. «توجه ما عموماً به گونه‌های بزرگ‌جثه و کاریزماتیک است و حواسمان به حشرات و سخت‌پوستان نیست. برای مثال باکتری‌ها برای بیولوژی خاک اهمیت دارند.»

نمونه‌ای که شهبازی مثال می‌زند، به انتقال آهو از یک زیستگاه به زیستگاه دیگر برمی‌گردد. در این انتقال تنوع و فلور میکروبی تغییر می‌کند که ممکن است باعث ازبین‌رفتن گونه شود. در همین راستاست که بخشی از علوفه از زیستگاه قبلی منتقل می‌شود تا فلور میکروبی گونه از بین نرود و دچار ناراحتی‌های روده‌ای نشود. «بخشی از مشکلات و مسائل ما به واسطه عدم توجهمان به میکروارگانیسم‌ها، حشرات و یا گرده‌افشان‌هاست.»

انقراض در سکوت

«حمیدرضا رضایی» عضو هیئت‌علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان تلاش می‌کند دانشجویان خود به‌ویژه در مقطع دکتری را به سمت پژوهش درباره حشرات آبزی سوق دهد، حوزه‌ای که در آن کمتر فعالیتی انجام شده است. «درباره خشکی‌زی‌ها کارهایی انجام شده؛ اما آبزیان را اغلب در حد خانواده و راسته می‌شناسیم. در برخی گروه‌ها هم در حد جنس یا گونه شناسایی صورت‌گرفته است.»

در تالاب‌ها و رودخانه‌های کشورمان موجودات آبزی بی‌مهره‌ای داریم که کارهای ژنتیک و ریخت‌شناسی نشان‌دهنده منحصربه‌فرد بودن آنهاست. بااین‌حال پژوهش درباره آنها در ایران با چالش‌هایی همراه است. «شناسایی این گونه‌ها آسان نیست، از سوی دیگر دسترسی به خارج از کشور هم به واسطه تحریم‌ها سخت شده است. در نتیجه دانشجو باید زحمت زیادی بکشد و در مواردی در حد جنس می‌توانیم شناسایی را انجام دهیم.» در شرایطی که پژوهش و شناسایی گونه‌های آبزی با چالش‌های فراوان روبروست، صدور مجوز در حوزه سدسازی می‌تواند به‌راحتی باعث انقراض گونه‌هایی شود که حتی مهلت شناسایی آنها را نیافته‌ایم. «بخش تحقیقات شیلات می‌تواند روی این حوزه سرمایه‌گذاری کند، این گونه‌ها در زنجیره غذایی ماهیان قرار دارند و شاخص کیفیت آب هم به حساب می‌آیند.»
چرا باید دانشجویان سراغ این کار سخت برای رساله دکتری خود بروند، به گفته رضایی پژوهش در این حوزه، در کنار اینکه باعث می‌شود دانشجو رساله دکتری خود را تحویل دهد و فارغ‌التحصیل شود، این امکان را برایش فراهم می‌کند که برای یک دهه از نمونه‌هایی که جمع‌آوری کرده برای پژوهش استفاده کند. «دانشجو پس از فارغ‌التحصیلی می‌تواند این گونه‌ها را از نظر ژنتیکی و ریخت‌شناسی بررسی کند و تبدیل به متخصصی شود که در کشور نمونه‌اش را نداریم.»
حوزه کار نشده در ایران فراوان است، اگر هر پژوهشگری یک گونه را انتخاب کند، علاوه بر آنکه در سطح جهانی مطرح شود، بخشی از تنوع زیستی مغفول مانده ایران را هم شناسایی کرده است.

حفاظت از جزء به کل

«علیرضا نادری» پروانه شناس است. او ۳۵ سال از زندگی خود را روی پژوهش درباره این گونه‌ها گذاشته است. به گفته نادری در حدود دو میلیون گونه موجود زنده تاکنون شناسایی و نام‌گذاری شده‌اند؛ اما تخمین دانشمندان این است که بین ۱۵ تا ۳۰ میلیون گونه وجود دارد که هنوز شناسایی و نام‌گذاری نشده‌اند. مغفول مانده‌ها، عموماً از بندپایان هستند. «این گروه از موجودات زنده برای میلیون‌ها سال خودشان را با انواع شرایط آب‌وهوایی و اکوسیستمی تطبیق داده و تقریباً در همه جای کره زمین پراکنده شده‌اند. برای مثال ما در قطب هم بندپایان آبزی را داریم که توانسته‌اند خود را با آن شرایط آب‌وهوایی تطبیق دهند.» در دو قرن ۱۸ و ۱۹ دانشمندان اروپایی و غربی پژوهش‌های گسترده‌ای در حوزه طبیعت و حیات‌وحش داشتند، در این سال‌ها اما کشورهای درحال‌توسعه میل بیشتری نسبت به این پژوهش‌ها نشان می‌دهند. «در ترکیه، ایران، هند و کشورهای عربی پژوهشگران علاقه‌مند و زیادی را داریم که تلاش می‌کنند در این حوزه کار انجام دهند»
به گفته نادری در حوزه بندپایان آن‌قدر کار انجام نشده وجود دارد که هر چقدر پژوهشگر به این حوزه وارد شود، باز کم است. «۳۵ سال است که به‌صورت حرفه‌ای روی پروانه‌ها کار می‌کنم، در ایران من و دو سه نفر دیگر این کار را انجام می‌دهیم که برای این گروه بزرگ از حشرات بسیار کم است. ما حدود ۴۸۰ گونه را برای ایران شناسایی و معرفی کرده‌ایم و این روند ادامه دارد، نمونه‌اش همین روزهای اخیر که کار جمع‌آوری گونه جدیدی که یکی از دوستان کشف کرده بود را انجام داده و از زیستگاهش عکاس کردم.» تغییر سبک زندگی، مصرف‌گرایی، حضور گسترده دام و تغییر کاربری اراضی به کشاورزی باعث تکه‌تکه‌شدن زیستگاه موجودات زنده به لکه‌های کوچک شده است. در این لکه‌های کوچک ممکن است گونه‌هایی زیست کنند که تنها یک یا دو جمعیت از آنها باقی مانده است. «این گونه‌ها باید شناسایی و نام‌گذاری شوند.»

در کشورهای غربی فرایند پژوهش درباره حیات‌وحش ابتدا از بزرگ‌جثه‌ها شروع شد و در نهایت به بی‌مهره‌ها و گیاهان رسیدند. آنها برای تمام گونه‌هایشان پروتکل حفاظتی، برنامه‌ریزی و دستورالعمل دارند. در ایران اما ما همچنان درگیر چند مهره‌دار بزرگ‌جثه هستیم و بندپایان در حاشیه قرار دارند، از نظر نادری در ایران نیز روند طی شده در غرب به چشم می‌خورد. «در کشورمان وقتی صحبت از جانور می‌شود ذهن همه به سمت یوزپلنگ، پلنگ، خرس، آهو، مرال و.. می‌رود. رسالت ما به‌عنوان پژوهشگر و شما به‌عنوان رسانه این است که این دیدگاه را تصحیح و ذهن جامعه را باز کنیم.» به گفته این پروانه‌شناس تمرکز توجه به بزرگ‌جثه‌ها باعث شده نهادهای متولی تمایلی به تأمین بودجه برای حشرات نداشته باشند. «تعریف بودجه و پروژه به دیدگاه مدیران ارشد در یک سیستم برمی‌گردد. ما نیازمند یک اصلاح رویکرد هستیم که کل اکوسیستم و روابط اکولوژیک مدنظر قرار گیرد.» برای حفاظت از یوز نمی‌توان تنها روی این گونه تمرکز و از حشرات این زیستگاه غفلت کرد. گاهی یک کنه می‌تواند ناقل یک بیماری ناشناخته باشد. «تا زمانی که از اجزا حفاظت نکنیم، نمی‌توانیم از حفاظت از زیستگاه سخن بگوییم.»

نمونه‌ای که نادری در این زمینه مثال می‌زند مربوط به حفاظت از فیل آفریقایی است، برای حفاظت از این گونه، پژوهش‌هایی درباره سوسک‌های سرگین‌غلتان که از فضولات فیل‌ها استفاده می‌کنند هم انجام شد یا در موضوع زنبورعسل آفریقایی، ارتباط آن با «پرنده عسل‌خوار» و «رودک عسل‌خوار» بررسی شد. «گونه‌ها با هم در ارتباط هستند، برای نمونه این زنبورعسل به‌عنوان گونه بسیار مهاجم در پیداکردن لانه زنبورها کمک زیادی به دو گونه دیگر می‌کند.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *