شبکه همبستگی اجتماعی را مختل کرده‌اید





شبکه همبستگی اجتماعی را مختل کرده‌اید

۱۵ اسفند ۱۴۰۴، ۱۹:۱۲

ایران هنوز به‌درستی از حوادث دی‌ماه ۱۴۰۴، بحرانی که یکی از مهم‌ترین پیامدهای آن قطع طولانی‌مدت اینترنت و محدود شدن دسترسی شهروندان به شبکه جهانی اطلاعات بود، عبور نکرده بود و جامعه‌ تازه در حال بازگشت به زندگی عادی و ترمیم زخم‌های آن تجربه بود که با فاصله‌ای کوتاه وارد بحرانی دیگر شد: جنگ در اسفند ۱۴۰۴. اما آنچه این دو بحران را به هم پیوند می‌دهد، نه‌فقط شرایط پرتنش کشور، بلکه تکرار یک سیاست آشناست. سیاست قطع یا محدودسازی اینترنت و سوق دادن ارتباطات به بستر اینترانت داخلی. سیاستی که در کنار آن، محدودیت‌هایی نیز بر فعالیت رسانه‌ها در تولید و انتشار محتوا اعمال می‌شود و عملاً جریان دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل، به‌روز و مردم‌محور دچار اختلال می‌شود. در چنین وضعیتی شهروندان از یک‌سو به اینترنت جهانی دسترسی ندارند و از سوی دیگر، اعتماد عمومی به رسانه‌های رسمی، به‌ویژه صداوسیما، در سال‌های گذشته به شدت آسیب دیده است.
پیام‌رسان‌های داخلی نیز نه‌تنها از نظر فنی توان پاسخگویی به حجم ارتباطات ملی را ندارند، بلکه به دلیل فقدان اعتماد عمومی، نتوانسته‌اند جایگزین واقعی شبکه‌های ارتباطی جهانی شوند. نتیجه این ترکیب، چیزی جز قطع جریان طبیعی اطلاع‌رسانی و ارتباطات اجتماعی نیست. این وضعیت را می‌توان با یک تشبیه ساده توضیح داد. در نظام‌های قضائی، گاه متهم در روزهای نخست بازداشت در سلول انفرادی نگهداری می‌شود تا تحت فشار ناشی از قطع ارتباط با دیگران قرار گیرد. اکنون در هر بحران، جامعه نیز به‌نوعی در چنین وضعیتی قرار می‌گیرد. جامعه‌ای که ناگهان در یک «انزوای ارتباطی» قرار داده می‌شود. هدف از این سیاست آن است که دسترسی رسانه‌ها و جریان‌های مخالف خارج از کشور به افکار عمومی محدود شود و امکان سازماندهی مخالفان در داخل کاهش یابد.
اما تجربه سال‌های گذشته نشان داده است این سیاست در عمل به هدف مورد نظر خود دست نمی‌یابد. رسانه‌های مخالف خارج از کشور همواره راه‌های دیگری برای رساندن پیام خود پیدا کرده‌اند و دولت‌های متخاصم نیز مسیرهای گوناگونی برای اثرگذاری بر فضای افکار عمومی داشته‌اند. آنچه در نهایت قربانی این سیاست می‌شود، نه آن جریان‌های بیرونی، بلکه شهروندانی هستند که در میانه بحران، بدون دسترسی به اطلاعات کافی و ارتباطات عادی رها می‌شوند. در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر چیز آسیب می‌بیند، شبکه همبستگی اجتماعی است. همان سرمایه‌ای که در زمان بحران و به‌ویژه در شرایط جنگ، مهم‌ترین پشتوانه یک کشور محسوب می‌شود. جامعه‌ای که امکان ارتباط، اطلاع‌یابی و گفت‌وگو را از دست بدهد، به‌تدریج دچار اضطراب، بی‌اعتمادی و سردرگمی می‌شود. این وضعیت نه‌تنها به مدیریت بحران کمک نمی‌کند، بلکه توان اجتماعی جامعه برای عبور از بحران را تضعیف می‌کند.
از سوی دیگر، اینترنت امروز تنها یک ابزار ارتباطی نیست. بخشی از زیرساخت حیاتی اقتصاد و زندگی روزمره است. هزاران کسب‌وکار کوچک، فروشگاه آنلاین، فریلنسر و ارائه‌دهنده خدمات دیجیتال در کشور از طریق اینترنت امرار معاش می‌کنند. در شرایطی که جنگ خود فشار سنگینی بر اقتصاد و معیشت مردم وارد می‌کند، قطع اینترنت عملاً چرخه‌های خُرد اقتصادی را نیز از حرکت بازمی‌دارد. از منظر حکمرانی نیز باید پذیرفت که جنگ امروز صرفاً در میدان نظامی رخ نمی‌دهد. جنگ روایت‌ها، جنگ اطلاعات و جنگ اعتماد عمومی بخش مهمی از واقعیت دنیای معاصر است. جامعه‌ای که به اطلاعات شفاف و به‌موقع دسترسی داشته باشد، آرام‌تر، منسجم‌تر و مقاوم‌تر خواهد بود. در مقابل، محدود شدن جریان اطلاعات، زمینه‌ساز گسترش شایعات و بی‌اعتمادی می‌شود. پدیده‌ای که در شرایط جنگی می‌تواند هزینه‌های اجتماعی سنگینی به همراه داشته باشد.
ادامه سرمقاله را در سایت «پیام ما» بخوانید.

ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به «تاب‌آوری ملی» نیاز دارد. تاب‌آوری یعنی جامعه بتواند حتی در دل بحران‌های بزرگ نیز کارکردهای اساسی خود را حفظ کند. اقتصادش از حرکت نایستد، ارتباطات اجتماعی‌اش قطع نشود و اعتماد عمومی‌اش آسیب نبیند.
قدرت یک کشور در زمان جنگ تنها در توان نظامی آن خلاصه نمی‌شود. انسجام اجتماعی، اعتماد میان مردم و حاکمیت، و توان جامعه برای ادامه زندگی در سخت‌ترین شرایط، از مهم‌ترین منابع قدرت ملی هستند. سیاست‌هایی که این سرمایه اجتماعی را تضعیف می‌کنند، حتی اگر با نیت کنترل بحران اتخاذ شوند، در نهایت می‌توانند به کاهش تاب‌آوری جامعه منجر شوند.
پرسش اصلی اینجاست: آیا قطع اینترنت واقعاً ضربه دشمن را کاهش می‌دهد؟ تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهد که پاسخ به این پرسش چندان روشن نیست. آنچه اما به وضوح دیده می‌شود، افزایش نااطمینانی اجتماعی، فشار اقتصادی بر مردم و گسست در شبکه‌های ارتباطی جامعه است.
اگر هدف، عبور موفق از بحران‌های بزرگ است، شاید زمان آن رسیده باشد که در شیوه‌های مدیریت بحران بازنگری شود. جامعه‌ای که در جریان آزاد و مسئولانه اطلاعات تنفس می‌کند، جامعه‌ای منسجم‌تر و مقاوم‌تر خواهد بود. در شرایطی که کشور درگیر جنگ است، حفظ این انسجام اجتماعی شاید یکی از مهم‌ترین سرمایه‌هایی باشد که باید از آن پاسداری کرد. آن‌هم در جامعه‌ای که عمری درازی را در «وضعیت حساس کنونی» به‌سر برده است!

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

رض

من در شهری کوچک دور از خانواده و دوستانم زندگی می کنم. دورکارم و مهاجرت معکوس داشتم اما از نظر اقتصادی و حلقه های اجتماعی دوستان، کاملا وابسته به اینترنت بین المللی هستم. فرصتهای خوب آموزشی را در این دو ماه از دست دادم و همینطور برنامه های کاری ماه های پیش رو.
عزیزانم در کلانشهر ها هستند. چندین کانال خبری داخلی را برای وضعیت شهرهای بزرگ دنبال می کنم اما اخبار همه کپی پیست است که در واقع ارزش خبری ندارد. از اینکه این رسانه فعال است و گویای بخشی از واقعیت سپاسگزارم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شکاف دستمزدها در دانشگاه

شکاف دستمزدها در دانشگاه