«نیایش» را به خاطر میآورم با طبیعت ایران
۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ۱۷:۵۸
«مهاجرت، آخرین مسیری است که دلم میخواهد بروم. تصور جمعکردن چمدانی که در آن نتوانم خانوادهام، جنگلهای هیرکانی، خلیجفارس، دریای کاسپین و کودکانی را که هنوز مدرسهای برایشان ساخته نشده، جا دهم، برایم بسیار سخت است.» اینها را «نیایش مظفری» در گفتوگویی که با او درباره زنان حفاظتگر دهه هشتادی در ابتدای امسال داشتم، گفته است. امروز سهشنبه (۱۴ بهمن) که این یادداشت منتشر میشود، مدت زمان بازداشت نیایش به ۲۵ روز یا بهعبارتی ۶۰۰ ساعت رسیده است. دلیل بازداشت را نمیدانم، همچنان که از حالوروزش در این روزها اطلاعی ندارم، اینکه آنجا به چه فکر میکند؟ آیا در خیالش خود را در گلوگاه و در حال شمارش پرندگان شکاری میبیند یا در «چمروش» و در حال آموزش محیطزیست به کودکان!
نیایش جوان است؛ ۲۲ساله و جزو دهه هشتادیهای حفاظتگر؛ نسلی که سه سال پیش نیز تاوان بسیار داد. امسال هم بنابه گفته نهادهای رسمی اغلب بازداشتشدگان جوان هستند، نرسیده به ۳۰ سال؛ مانند نیایش! باز به خاطر میآورم که در این مصاحبه گفته بود: «بودن، زیستن و تلاش در مسیر حفاظت، تنها راهی است که باعث میشود بودنم را فراموش نکنم.» حالا که امکان زیستن در طبیعت، تلاشکردن در مسیر حفاظت را ۲۵ روز است از او گرفتهاند، نیایش چطور روز را به شب میرساند؟ این را هم نمیدانم.
دانستههای من درباره امروز او، اوضاع و احوالش و… کم است. آنچه به خاطر دارم، اما دختری است با شور فراوان، کسی که در جلسه یادش نمیرود فراتر از معرفی خودش، خواستهاش را مطرح کند. اینکه بگوید چطور برای کارش سنگاندازی میکنند و نمیگذارند آن را انجام دهد. نیایش میکروفون را رها نمیکند تا قول مساعد برای کار کردن در حوزه محیطزیست و کودکان را بگیرد. باز خاطرم است که در یکی از همایشها که غرفه داشت و برخورد خوبی ندید، گلهمندیاش را منتقل کرد.
نیایش جوان است و شور جوانی دارد، او را به خاطر میآورم در میان جمع دوستانش؛ دوستانی که گوشهگوشه خاک این سرزمین را گز میکردند تا بدانند چطور از آن حفاظت کنند و برای بهتر کردنش بکوشند. او را در فیلمی به خاطر میآورم که قورباغهای را در دست گرفته و تلاش میکند بر ترسش غلبه کند. او را با دوربین دوچشمی به خاطر میآورم که در حال شمارش پرندگان است، یا در غرفهای ایستاده و در حال توضیح درباره حیاتوحش است. من نیایش را تنها با طبیعت به خاطر میآورم، نه با هیچچیز دیگر.
به یاد آخرین گفتهاش در آن مصاحبه میافتم: «اگر روزی احساس کنم در این خاک، بستری برای فعالیتهای حفاظتیام وجود ندارد و جایی دیگر این امکان برایم فراهم است، خواهم رفت.» به این فکر میکنم آن روز که نیایش از بازداشت رها شود، نزد خانواده و دوستانش برگردد، توصیه همه به او چه خواهد بود؟ به او نمیگویند رها کن، نه امکانش نیست؟
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
قزوین مدیریت نوین فاضلاب را آغاز کرد
تصفیهخانهها از «محل دفع» به «کانون بازچرخانی و تولید» تبدیل میشوند
تولید انبوه نانوکیسههای پلاستیکی ضدباکتری که در کمتر از ۵ سال تجزیه میشوند
ادامه تلفات خاموش فوکهای خزری | چهار لاشه جدید در مازندران کشف شد
پایتخت در شدیدترین فاز خشکسالی/ چرا بارندگیها دیگر بحران آب را درمان نمیکنند؟
«ازدواج سفید» در ایران بیشتر اجبار پنهان است تا انتخاب
معاون دفتر حفاظت حیاتوحش سازمان محیطزیست تأکید کرد؛
تلاش برای احیای گونههای در معرض انقراض/ دستگاهها همراهی کافی نمیکنند
پایش ماهوارهای؛ راهبرد جدید حفاظت از محیطزیست
زمیــن؛ رانــت قــدیــمــــی در لبــاس تـــــــازه
تحریم، جنگ و فرصتی برای صرفهجویی
آموزش جایگزین، راهکاری در مواجهه با تغییر اقلیم
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زندگی در تعلیق
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید