جمعه‌ای میان دیوارها، دریا و خاطرات





جمعه‌ای میان دیوارها، دریا و خاطرات

۱۶ دی ۱۴۰۴، ۱۷:۴۹

جمعه دوازدهم دی‌ماه، روزی که گالری‌گردی بیش از همیشه یادآور این پرسش بود که هنر در زمان‌های ناآرام، چه نسبتی با زندگی روزمره پیدا می‌کند؟  آیا انتظار درستی است که هنر و هنرمند باید عقب بنشیند، ساکت شود و همراهی‌اش را جور دیگری نشان دهد؟

شاید مسئله اینجا باشد که برخی از ما، گالری رفتن، تئاتر دیدن و کتاب خواندن را «فراغت» می‌دانیم، نه «نیاز» و همین سوءتفاهم، بار توقع را سنگین‌تر می‌کند. با این فکرها وارد اولین گالری شدم.


راهی به درون آن دیوار

در مجموعه‌ جدید «جواد مدرسی» با عنوان «راهی به درون آن دیوار» در گالری اثر که پنجمین نمایشگاه انفرادی اوست، دیوار دیگر بخشی از شهر نیست؛ خود صحنه است. دیوارهایی بلند، متراکم و تکرارشونده که با جوهر مشکی و گواش روی مقوا شکل گرفته‌اند و تنها یک اثر با قرمز، این نظم سنگین را می‌شکند.

زاویه‌‌دید اغلب از پایین است؛ دیوار روبه‌روی مخاطب می‌ایستد و راه عبور را می‌بندد. آسمان سهم اندکی دارد و همان سهم اندک هم تیره است و بیشتر یادآور فاصله است تا رهایی.

مدرسی با تکرار وسواس‌مند آجرها، مفاهیمی چون انسداد و مکث را برجسته کرده است. انتخاب رنگ سیاه، هم رویکردی است هم براساس فرم و هم مفهوم و این رویکرد کنترل هندسی و جریان فشاری تدریجی در تصویر را به وجود آورده است.

عنوان نمایش بر سماجت در خراشیدن دیوار تأکید دارد؛ تلاشی آرام اما پیوسته برای دیدن آن‌سوی سطح. دیواری که از زمینه جدا شده و نفس‌گیر و بی‌امان مقابل مخاطب ایستاده است. این سماجت، این تکرار، شاید دقیق‌ترین بازتاب وضعیت اکنون جامعه‌ ما باشد.


کرانمندی / بیکرانگی

نمایشگاه «کرانمندی / بیکرانگی» در گالری اُ در فضایی بزرگ با سقفی بلند و ویترینی باز، حس یک شروع تازه را دارد. «امید مهدیزاده»، دریا را به عنوان سوژه‌ای انتخاب کرده که باید بی‌کران باشد، اما آگاهانه آن را در قاب مهار کرده است. خط افق بالا آمده، تصویر فشرده شده و وسعت، در میدان محدودی به نمایش درآمده است.

عکس‌ها روی پارچه‌ متقال چاپ شده‌اند و با رنگ‌های طبیعی، پارگی و مداخله‌های فیزیکی، از حالت تصویر صرف فاصله گرفته‌اند. این فرایند، دریا را از منظره‌ای آرام به سوژه‌ای ناپایدار تبدیل می‌کند. برخی آثار بدون قاب و از ارتفاع‌های مختلف آویزان شده‌اند. نمایشگاه، به‌جای ارائه‌ تصویری رمانتیک، مخاطب را به تأمل درباره‌ محدودیت‌هایی دعوت می‌کند که حتی تصور بیکرانگی  را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.


مجلس بزم

در «مجلس بزم» چیزی که در نگاه اول جلب توجه می‌کند، نبودنِ آدم‌هاست. «نسترن فتوحی» با استفاده از کلوزآپ‌هایی فضایی خلق می‌کند که میان خاطره و خیال معلق است. تصاویری که گاهی از بازنمایی فاصله می‌گیرد و به مرز آبستره می‌رسد.

کنار هر تصویر، متنی آمده که صحنه را توضیح می‌دهد تا مخاطب صحنه را در ذهن بازسازی کند. جمله‌ها با دقت، اما نه با قطعیت، حرکت می‌کنند: از بالا سمت راست تا پایین سمت چپ، پرده‌ای، چند گلدان سبز، مردی که لبخند می‌زند، بچه‌ای در آغوش… .

بدین‌گونه مخاطب را مجبور به مشارکت می‌کند. جالب اینکه متن‌ها تصویر را کامل نمی‌کنند؛ برعکس، جای خالی‌اش را برجسته می‌کند. این حذف آگاهانه‌، فضا را از نو تعریف می‌کند: چیزی بین نوستالژی، فقدان و تعلیق. مجلس بزمی که دیده نمی‌شود، بلکه به یاد آورده می‌شود، آن‌هم براساس تجربه‌ هر بازدیدکننده. چیدمان عکس و متن، تجربه‌ای ایجاد می‌کند که بیش از آنکه درباره‌ جشن باشد، درباره‌ ردی است که در حافظه‌  هر یک از ما از آن باقی مانده است.

سه نمایشگاهی که دیدم، هرکدام به‌شیوه‌ای متفاوت با ما سخن می‌گفتند؛ با دیوارهایی که عبور را سد می‌کردند، با دریاهایی که وسعتشان در قاب محدود شده بود، با مجالسی که حضور در آن حذف شده بود. همه‌ اینها به محدودیت، غیبت و ایستادگی اشاره داشتند؛ بی‌ آنکه چیزی را مستقیم بگویند، بلکه مخاطب را وادار می‌کردند با تخیل و ادراک خود، جای خالی‌ها را پر کند و تجربه‌اش را کشف کند.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

صحنه پس از جنگ

صحنه پس از جنگ