یک مستندساز از رنج جنگلهای هیرکانی و بیپناهی گونههای جانوری میگوید
روایت یک جنگل زخمی
۲۱ آذر ۱۴۰۴، ۱۶:۱۲
حالا آتشی که به جان «الیت» افتاد، آرام و خاموششده بهنظر میرسد؛ آتشی که شنبه، دهم آبان، در یکی از یالهای جنگل «وشتاز» زبانه کشید و بخش زیادی از پیکره هیرکانی را سوزاند. منابعطبیعی همان روزها خبر اطفای حریق را اعلام کرد، اما زیر خاکستر هنوز جان داغی پنهان بود؛ جانی که دو هفته بعد، در شامگاه ۲۴ آبان، با وزیدن بادی ناگهانی دوباره بیدار شد و در یک شب یالها و درههای تازهای را در بر گرفت. منطقه حفاظتشده چهارباغ شعلهور شد و کسی نمیدانست گونههای جانوری این منطقه چه سرنوشتی دارند. در چنین روزهایی، روایت مستندسازانی چون «علی احمدیزرینکلایی» معنای دیگری پیدا میکند؛ کسی که ۱۰ سال میان مه و باران و برگهای بلند هیرکانی ایستاد تا «گنجینههای هیرکانی» را بسازد و پرندگان نایابی چون هما و گونههای دیگر مانند پلنگ و تولههایش را به تصویر بکشد. جنگلی که او روایت کرده بود، امروز زخمی است؛ زخمی از ترکیب بحران اقلیمی و کمبود تجهیزات و نیروی انسانی برای حفاظت.
گرمای کمسابقه هوا، صعبالعبور بودن ارتفاعات چالوس و انباشت ضخیم برگها و تنههای خشک، مثل تلهای طبیعی، آتش را بارها و بارها به جان هیرکانی انداخته؛ جنگلی ۴۰میلیونساله که یونسکو آن را «میراث جهانی» خوانده، اما هنوز از ابتداییترین زیرساختهای اطفای حریق محروم است. در روزهای نخست آتشسوزی امسال، برخی مقامهای محلی بحران را کوچک شمردند، اما سوختن بخش زیادی از جنگل و به خطر افتادن گونههای جانوری این منطقه روایت دیگری دارد. ویدئوی فرار «تشی»، بزرگترین جونده ایران، در میان شعلهها، تصویری شد از رنج جانورانی که هیچ راه گریزی نداشتند.
مجموعه مستند «گنجینههای هیرکانی» سفری است طولانی در دل مه، باران و جنگلهای هیرکانی؛ روایتی ۱۰ساله که «علی احمدیزرینکلایی» برای دیدنش رد پای خرس و پلنگ و هما را دنبال کرده است. این مجموعه، پرده را از چهره نادیده حیاتوحش هیرکانی کنار میزند؛ جنگلی شلوغ و پررفتوآمد که دیدن جانورانش آسان نیست، مگر آنکه مثل سازندگان این فیلم، سالها در دل آن کلبه بزنید و بیصدا در سایهها بمانید. از ارتفاعات چالوس و علمکوه تا البرز شرقی، دوربین این مستند با صبر و پایداری تصاویری کمیاب ثبت کرده است؛ همایی که به جوجهاش غذا میدهد و پلنگی که با تولههایش بازی میکند.
ضعف نهادها برای تولید مستند
زرینکلایی در گفتوگو با «پیام ما» از دشواریهای پرداختن به هیرکانی میگوید: «هیرکانی برای خودش یک اقیانوس است؛ اقیانوسی از زیستمندان گیاهی و جانوری. اگر در مستندم به عمقش نپرداختهام، از کماطلاعی من بوده. غور کردن در این جنگل عظیم، نیازمند دانش، توانایی و پشتیبانی واقعی نهادهای حافظ آن است.»
ساخت این مجموعه برای او سفری ساده و آرام نبود: «برای من ساخت این مجموعه یک مبارزه بود. تمام زندگیام را گذاشتم؛ از جان و مال. محیطزیست مازندران خیلی ما را اذیت کرد. اصلاً به ما مجوز همکاری ندادند. مجبور بودیم دزدکی وارد طبیعت شویم و کار کنیم.»
او که از دهه ۸۰ در دل جنگلهای مازندران فیلم مستند ساخته، نقش جنگل را چنین توضیح میدهد: «پایداری اکولوژیک یعنی اگر جنگل و تنوع گیاهی نباشد، جانوران پناه و استتار ندارند، شکار میشوند و در نهایت منقرض. همین درختاناند که علاوهبر پناه، غذای گونهها را در چرخه حیات تأمین میکنند.»
در روایتش از تقابل شکارچیان و نیروهای حفاظتی میگوید: «وقتی قاچاقچی و شکارچی از یک طرف و حافظان از طرف دیگر مدام خودشان را مجهزتر میکنند، این روند پایان ندارد؛ یکی دوربین هوشمند نصب میکند، آن یکی ماسک میزند تا شناسایی نشود. اما در این میان یک طیف خاکستری وجود دارد: مستندساز. ما با تصویر و هنر آگاهی میدهیم و مردم را از تاریکی به روشنایی میکشانیم. همین آگاهی، رفتار ناآگاهان را تغییر میدهد.»
او بیشترین تهدید را نه در شکارچیان، بلکه در ساختارهای ناکارآمد میبیند: «بزرگترین خطر این است که سازمانهای منابعطبیعی و محیطزیست، دلسوزان واقعی را کنار بگذارند و دنبال افراد غیرشایسته یا چهرههایی بروند که فقط برای دیدهشدن، حرف میزنند و اصلاً هیرکانی را نمیشناسند. باید این جنگلها را محکم حفظ کنند؛ بهجای هزینههای گزاف برای کاشت درخت، نیروی بومی توانمند استخدام کنند که بتواند مسیرهای سخت کوه و جنگل را طی کند.»
زرینکلایی بر انتخاب مدیران دلسوز برای حفاظت از این جنگلها تأکید میکند: «مدیران محیطزیست و منابعطبیعی باید واقعاً متخصص و عاشق باشند، نه اینکه با لابی انتخاب شوند.»
او میگوید ضعف روابطعمومی در نهادهای مسئول، حتی روند تولید مستند را دشوار کرده است: «ما میخواستیم روایتهای تازهتری ارائه بدهیم، اما منابعطبیعی و محیطزیست، مخصوصاً روابطعمومیشان، خیلی ضعیفاند. حتی با نامه رسمی شبکه مستند هم به ما دستور همکاری ندادند؛ انگار از چیزی میترسند یا ضعف دارند.»
از دیدگاه زرینکلایی تنها و مهمترین اقدام حفاظت از این جنگلها و گونههای جانوری است: «یک پیام بیشتر ندارم: حفظ، حفظ و حفظ جنگل؛ با تمام قوا.»
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
ر
روایت زندگی در جوار دود مشعلها
«گچساران» و ثروتی که هر شب میسوزد
پرندگان؛ پیامآوران صلح و زندگی
در ظاهر پرآب و در واقعیت خشک
آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
در گفتوگو با «ندا کردونی»، مشاور مسئولیت اجتماعی شرکتی اتاق بازرگانی تهران مطرح شد
حقوق جامعه محلی مقابل شعلههای نفت اولویت کدام است؟
«پیام ما» در گفتوگو با عضو هیئت علمی گروه باستانشناسی دانشگاه جیرفت شهرکسازی در عرصه تاریخی این منطقه را بررسی کرد
شهرکسازی در عرصه شهر قدیم جیرفت
در میزگرد تابآوری زیستمحیطی مؤسسه «رحمان» مطرح شد
تابآوری شعاری
سنجابهای قاچاق بازار تهران به زاگرس برگشتند
زایش دوباره گوزن زرد ایرانی در ایلام
واکنش شرکت پایانههای نفتی ایران به گزارشهای منتشر شده
ادعای آلودگی نفتی در جزیره خارک تکذیب شد
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
صحنه پس از جنگ
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید