پرونده «هنر آینهکاری در معماری ایرانی» در بیستمین نشست کمیته بیندولتی پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس یونسکو بررسی میشود
نوبت جهانیشدن هنر آینهها
۱۶ آذر ۱۴۰۴، ۱۶:۴۲
بیستمین نشست کمیته بیندولتی پاسداری از میراثفرهنگی ناملموس یونسکو از امروز در هند آغاز میشود. ایران در این دوره پرونده «هنر آینهکاری در معماری ایرانی» را برای بررسی و ثبت جهانی ارائه کرده است. آینهکاری نخستین پروندهای است که در زمینه معماری ایرانی برای ثبت در فهرست میراث ناملموس جهانی ارائه شده است. درعینحال، این پرونده با آثار ثبتشده ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو از جمله کاخ گلستان و عالیقاپو نیز، پیوندی مهم و برجسته دارد. «شهاب نیکمان»، مدیر و تدوینگر پرونده هنر آینهکاری، در گفتوگو با «پیام ما» جزئیاتی از این پرونده و نکاتی درباره اهمیت ثبت جهانی این عنصر میراث فرهنگی را بیان کرده است.
انسان ایرانی قرنهاست که با آینه آشناست. از همان زمان که با صیقل دادن سنگ و فلز ابزاری برای بازتاب تصویر و نور ابداع میکرد تا زمانی که آینه را وسیلهای برای هنرنمایی در معماری کرد. علاوهبر نگاه کاربردی به آن، نگاهی معنوی و عرفانی هم به آینه داشته است. آنقدر که جز استفاده روزمره و بعد از آن بهرهمندی در معماری، از مفهوم و فلسفه آینه در ادبیات عرفانی هم بهره برده است. اما اوج بهرهمندی ایرانیان از این وسیله بازتاب نور و تصویر و حقیقت، همراه کردن آن با هندسهای هوشمند، دقیق و ظریف در معماری و خلق فضایی باشکوه در بناهاست.
آینهکاری در معماری ایرانی یکی از اوجهای خود را در دوره صفویه و قاجار تجربه کرده است. هرچند امروزه هم در طراحی داخلی و معماری بناهای مدرن نگاهی جدی به این هنر وجود دارد. شکوهمندترین جلوههای این هنر را میتوان در بناهایی مانند کاخ گلستان، کاخ چهلستون، حرم شاهچراغ، نارنجستان قوام، مسجد گوهرشاد و بسیاری از بقاع متبرکه دید. حالا قرار است این هنر که سال ۱۳۹۶ در فهرست ملی میراث ناملموس به ثبت رسیده، در میان عناصر میراث ناملموس جهانی هم معرف فرهنگ ایران باشد.
«شهاب نیکمان»، مدیرعامل مؤسسه میراث «مانا نقش» که دارای مقام مشورتی یونسکو است، درباره اهمیت این پرونده میگوید: «پرونده هنر آینهکاری با عنوان دقیق «Ayeneh-Kari, the art of mirror-work in Persian architecture یا «آینهکاری: هنر آینهکاری در معماری ایرانی» از دو دیدگاه دارای اهمیت است. نخست، ارزش و جایگاه هنر آینهکاری در فرهنگ و اندیشه ایرانی و دوم، از دیدگاه میراث ناملموس و اجرای کنوانسیون ۲۰۰۳». او در توضیح عنوان پرونده میگوید: «واژه «معماری» در اینجا دربرگیرنده جنبههای مختلف معماری از طراحی و تزئینات تا معماری داخلی و در پی آن، قابها و آثار هنری با آینهکاری است.»

چرا آینهکاری بهعنوان میراث ناملموس مهم است؟
تا به حال ۲۶ عنصر میراث ناملموس از ایران در فهرست میراث ناملموس یونسکو ثبت شدهاند و آینهکاری درصورت ثبت، بیستوهفتمین پرونده ایران در این فهرست خواهد بود. بهگفته مدیر و تدوینگر پرونده هنر آینهکاری، یکی از دلایل انتخاب این عنصر برای ثبت در فهرست میراث ناملموس این است که در عناصری که ثبت شده، مواردی مربوط به موسیقی، جشنهای ملی، هنرهای نمایشی مانند تعزیه و هنرهای تجسمی و بصری چون خوشنویسی و تذهیب حضور دارند، اما هیچکدام از آرایههای معماری ایرانی به ثبت نرسیده است: «ازآنجاکه این فهرست بهنوعی نماینده فرهنگ کشورهاست، هر کشور تلاش میکند از میان عناصر فرهنگی خود، آنچه را که اولویت و اهمیت بیشتری از دیدگاه هویت فرهنگی دارد، در این فهرست ثبت کند. ما هم فکر کردیم در زمینه آرایههای معماری، کدام عنصر میتواند نماینده شایستهتری برای معرفی فرهنگ ایران بهعنوان اولین عنصر ثبت جهانی باشد. آینهکاری مؤلفههای بسیاری داشت که باعث شد در اولویت قرار گیرد.»
آینهکاری یک هنر مبتنیبر خلاقیت و ابتکار است که در ایران شکل گرفته و بهتدریج رشد کرده و شکوفا شده است. نیکمان درباره پیشینه این هنر در ایران میگوید: «برخی پژوهشگران معتقدند پیشینه آینهکاری به آبگینهها در دوران ساسانیان میرسد و برخی معتقدند پایههای هنر آینهکاری امروزی در دوران صفوی شکل گرفته است. واژه «آبگینه» که ریشه «آینه» است، اشاره به شیشهها و ظروفی دارد که در بناها بهویژه برای تأمین نور و تزئینات، مورد استفاده قرار میگرفت. هنر آینهکاری بهتدریج به اینصورت به کمال رسیده است.»
از مفاهیم عرفان ایرانی تا مؤلفههای توسعه پایدار
آینهکاری از دوره صفوی بهبعد هنر متداول و پرکاربردی در تزئینات معماری شده است. این هنر والا و ممتاز، بُعدی فرهنگی و عرفانی هم دارد. بهگفته شهاب نیکمان: «آینهکاری در فرهنگ ایرانی با مفاهیم بنیادین این سرزمین یعنی نور و روشنایی گره خورده است. آب و آینه در باور و سنت ایرانی نشانه و نماد پاکی و تقدس و نورند؛ این دیدگاه به نور توسط شهابالدین سهروردی، شیخ اشراق، در عرفان ایرانی برجسته شد. بنابراین، موضوع نور و آینه در فرهنگ و اندیشه مردمان ایرانزمین موضوع بسیار محترم و مهمی بوده و از این منظر با هیچیک از آرایههای معماری قابلمقایسه و همطراز نیست.»
نیکمان معتقد است در کنار تمام این ویژگیها، هندسهای که در ساخت طرحهای هندسی و گرههای خلاقانه، هوشمند و شگفتانگیز به کار رفته، مؤلفهای است که شان و جایگاه ذهن ایرانی در مهندسی را در گذشته بیان میکند: «جایگاه هنر آینهکاری بهگونهای است که هم هنری فاخر و مجلل است که در کاخها و بناهای سلطنتی دیده میشود، و هم بهعنوان یک هنر معنوی، زیباترین و فاخرترین نمونههای آینهکاری را میتوانیم در بسیاری از اماکن مقدس و بقاع متبرکه ببینیم. بنابراین، هنر آینهکاری دو بعد و کاربرد بهظاهر متناقض ولی درواقع هماهنگ و هممفهوم را در خود گنجانده است.»
او میگوید: «شاخصههای این هنر به همین جا ختم نمیشود. در کنار این نگاه هنری و خلاقیت؛ یکی از موضوعاتی که بسیار مهم است، همخوانی این هنر با معیارهای توسعه پایدار است. برای تأمین روشنایی و صرفهجویی در انرژی در گذشته که دسترسی به منابع انرژی برای تأمین نور کم بوده، استفاده از آینه یکی از راهحلها بود. در کنار تمام جنبههای زیبایی و معنوی و مهندسی که داشته، در بحث مدیریت انرژی هم نقش داشته است.»

هنر آینهکاری در گسترهای وسیع از ایران
آینهکاری در پهنه گستردهای از ایران رواج دارد و در بسیاری از شهرها میتوان نمودی از آن را در معماری پیدا کرد. نیکمان درباره پراکندگی این هنر میگوید: «هرچند برخی سبکها در تمام مناطق مشترکاند، اما در بعضی جزئیات هر منطقهای ویژگیهای خاص خود را دارد. هنرمندان و استادکاران، این تفاوتها در جزئیات را میشناسند و میتوانند تشخیص دهند یک نمونه از آینهکاری متعلق به کدام منطقه است. شهرهای اصفهان، شیراز، کاشان، قم، تهران، مشهد، قزوین، اراک و یزد از مراکز اصلی هنر آینهکاری در ایران هستند و استادان برجستهای در این حوزه دارند که در طول سال یا مشغول پروژههای داخلی هستند یا برای انجام کارهای مرمتی به کشورهای دیگر، بهویژه عراق، سفر میکنند.»
پیوند میراث ناملموس و بناهای تاریخی
یکی از جنبههای مهم پرونده هنر آینهکاری، پیوند میان میراثفرهنگی ناملموس و ملموس است. بین برخی کارشناسان درباره اهمیت این دو مقوله اختلافنظرهایی وجود دارد؛ اینکه اولویت با میراث ملموس است یا میراث ناملموس. اما در پرونده آینهکاری این دو مقوله به هم پیوند خوردهاند.
در همین زمینه شهاب نیکمان تأکید دارد این دو حوزه بهطور جداییناپذیری به هم مرتبط هستند، اما معتقد است میراث ناملموس بر میراث ملموس ارجحیت دارد: «میراث ملموس ما، عمدتاً محصول و زاییده میراث ناملموس است. شعر معروف فردوسی که میگوید «بناهای آباد گردد خراب/ ز باران و از تابش آفتاب» بیانگر همین ارتباط است، این بیت به میراث ملموس اشاره دارد و بیت بعد: «پی افکندم از نظم کاخی بلند/ که از باد و باران نیابد گزند» بهوضوح نشاندهنده قدرت فرهنگ و میراث ناملموس است. این شعر نسبت میان میراث ملموس و ناملموس را روشن میکنند. برای مثال، تختجمشید نمونهای از همین پیوند است؛ بنایی که حاصل مهارتهای گوناگونی مانند سنگتراشی و دانش سنتی مهندسی است و ریشه در آیینها و سنتهایی دارد که در قالب میراث ناملموس زنده بودهاند.»
او بر این باور است که «در پرونده هنر آینهکاری، یکی از نکات قابلتوجه، پیوند بین آثار ثبت جهانی ایران و این هنر است. هنر آینهکاری ارتباط عمیقی با بناهای تاریخی ایران دارد. بسیاری از بناهای ثبت جهانی و ثبت ملی ایران، از جمله کاخ گلستان، کاخ چهلستون، کاخ هشتبهشت و بسیاری از خانههای تاریخی در تزئینات خود از هنر آینهکاری بهره بردهاند. از جنبههای هوشمندی این پرونده این است که پیوند و ارتباط این دو نوع میراثفرهنگی را تبیین میکند.»

دشواریهای تدوین پرونده
نیکمان درباره دشواریها و درعینحال، مزایای تدوین پروندههایی که گستره آن ملی است و نه منطقهای، میگوید: «در میراث ناملموس، از جوامع صاحب میراث صحبت میکنیم. اصطلاحی که در این زمینه به کار میرود «میراثداران» یا «حاملان میراث» است. در مورد نوروز، این میراث متعلق به تمام ملت ایران است. هنر آینهکاری هم در گستره وسیعی از ایران پراکنده است و جوامع مختلفی در این هنر «میراثدار» هستند. این گستره پهناور، دربرگیرنده تنوع فرهنگی در ایران است. تدوین پروندههای ملی دشواریهایی دارد. پروندههایی که بهصورت خاص از میراث ناملموس یک قوم یا فرهنگ تهیه میشوند، ممکن است از نظر مستندنگاری، گفتوگو با میراثداران و تهیه تصاویر، سادهتر باشند. اما پروندههایی که جنبه ملی دارند، در عین دشواری، نماینده بخش بزرگتری از فرهنگ ایرانی هستند. هر چند باید توجه داشت خردهفرهنگها هم اهمیت دارند و کنوانسیون ۲۰۰۳ تأکید ویژهای بر توجه به آنها دارد؛ چراکه همین خردهفرهنگها هستند که درنهایت مانند تاروپود، فرهنگ جامعه و تنوع فرهنگی را میسازند.»
در تدوین پروندههای ثبتی اما گنجاندن و بازتاب تنوع و گستردگی این عناصر، کار آسانی نیست: «در هر پرونده پرسشهایی مطرح میشود که هم جنبه حقوقی دارند و هم براساس استانداردها و آییننامههای مشخص باید پاسخ داده شوند. علاوهبراین، تعداد کلمات در پاسخها محدود است. برای مثال، در پرونده ما باید تعریف کامل عنصر را در ۲۰۰ کلمه شرح دهیم. این محدودیت گاهی توضیح همه ابعاد فرهنگی را دشوار میکند. پرسشها دقیقاند. پاسخها هم باید دقیق و درعینحال چندوجهی باشند. اساساً تدوین پرونده ثبت جهانی یک عنصر میراث ناملموس موضوعی چندوجهی است که شامل ابعاد فرهنگی، اجتماعی، حقوقی و ملاحظات مربوط به حقوق بشر و توسعه پایدار میشود.»
نیکمان تأکید میکند بهرغم این محدودیتها در پرونده آینهکاری به تنوع سبکهای این هنر پرداخته شده و مواردی مثل هندسی، مقرنس، کُپبُری (که نقطه تلاقی هنر گچکاری و آینهکاری است)، اسلیمی، درزبری، خطبُری (که نقطه تلاقی هنر خوشنویسی و آینهکاری است) را هم در پرونده ذکر و معرفی شده است. او تأکید میکند: «پروندههای ثبت جهانی مانیفست یک هنر نیستند و قرار نیست همه جنبهها را به شیوه مستندنگاری را پوشش دهند، بلکه فقط تعریف عنصر و ارزش و شایستگی آن را برای قرار گرفتن در فهرست جهانی بیان میکنند.»
نیکمان که بهجز آینهکاری، مدیر پروندههایی مثل رباب و نمدمالی هم بوده و در تدوین پروندههایی از جمله مهرگان و عود مشارکت داشته، درباره روند تدوین پرونده آینهکاری میگوید: «نخستین چالش، مذاکره و قانع کردن مدیران وزارتخانه برای پذیرش موضوع آینهکاری برای ثبت جهانی بود. کشورها سالانه تنها یک سهمیه دارند. مدیران باید تصمیم بگیرند کدام عنصر برای ثبت ارائه شود. این تصمیمگیری گاهی تحتتأثیر شرایط مقطعی مانند جنگ، بحران آب، وضعیت اجتماعی قرار میگیرد و گاهی متأثر از سلیقه و نگاه مدیران است و گاه ترکیب شورای تصمیمگیری میتواند بر اولویت ارائه پروندهها اثر بگذارد. اینکه بتوانیم مسئولان را قانع کنیم ثبت این عنصر چقدر برای ایران مهم است و ثبتنشدنش چه پیامدهایی دارد، چالشی است که وجود دارد. به لطف خدا، پرونده آینهکاری با حمایت آقای دارابی معاون میراثفرهنگی کشور، آقای ایزدی مدیرکل دفتر ثبت، و خانم حدادی رئیس اداره میراث ناملموس، دیر و سخت اما نهایتاً انجام شد.» این اما تنها گام نخست انجام این کار بود.
اسنادی برای آینده
انتخاب عنوانی گویا و شفاف و درعینحال صحیح یکی دیگر از مواردی است که به باور نیکمان اهمیت بسیاری در روند تدوین پرونده دارد. او معتقد است: «ما بهعنوان افرادی که کار تدوین پروندهها را انجام میدهیم، باید بدانیم چه اسناد بینالمللی برای آیندگان تولید میکنیم. روزی هویت ما ایرانیان براساس همین اسناد سنجیده و قضاوت میشود. همچنانکه اگر امروز در اسناد سازمان ملل بهجای «Persian Gulf» واژه دیگری نوشته شود و ما اعتراض نکنیم، صد سال بعد به همان سند اشتباه استناد میکنند و میگویند زمانی چنین نامی رسماً به کار میرفته است. ثبتهای امروز ما شکلدهنده هویت بینالمللی برای نسلهای آینده خواهد بود و لازم است در این زمینه هوشیار باشیم.»
او درباره انتخاب عنوان پروندههای ثبتی و ظرافتهایی که دارد، میگوید: «متأسفانه در سالهای گذشته پروندههایی بوده که عنوانهای نامناسب یا حتی غلط برایشان انتخاب شده و ثبت شدهاند. درحالیکه عنوان پرونده ثبتی بسیار مهم است؛ چون بخش بزرگی از مردم فقط عنوان پرونده را میبینند و با آن مواجه میشوند، نه با متن پرونده یا تصاویر آن. بنابراین، وقتی عنوان اشتباه نوشته شود، همان اشتباه در ذهنها میماند.»
نیکمان مثالهایی در این زمینه مطرح میکند، از جمله: «یکی از بدترین عنوانهایی که در حوزه تنظیم عنوان دیدهام مربوط به «قالیشویان مشهد اردهال» است؛ فارغ از درست یا اشتباه بودن انتخاب این عنصر برای ثبت جهانی که جای تأمل و بحث دارد، تمام کلمات عنوان پرونده فونتیک نوشته شده: «Qālišuyān rituals of Mašhad-e Ardehāl in Kāšān» که اشتباه بزرگی است؛ چون یک غیرفارسی زبان و چهبسا یک فارسی زبان هم، متوجه این عنوان و اینکه در چه زمینهای است، نمیشود و ظاهراً تأکید نابجا به نام شهر کاشان بعد از نام شهر مشهد اردهال، هم بهنظر نادرست میآید.»
تدوینگر پرونده هنر آینهکاری میگوید: «برای من مهم بود عنوان هم از نظر فرهنگی دقیق، هم از نظر واژگانی درست و هم افتخارآمیز باشد. به همین دلیل، بعد از مشورت با متخصصان نام دقیق ایرانی «آینهکاری» را در عنوان گذاشتیم. با توضیحی در ادامه، برای غیرفارسیزبان این مفهوم را با Art of mirror-work روشن کردیم. آوردن کلمه Persian در عنوان بسیار مهم بود. در اسنادی که ایران در فهرست میراث ناملموس یونسکو ثبت کرده، کم پیش آمده که این واژه تکرار شود. در پرونده لنجسازی نام Persian Gulf آمده و دومین پرونده هم آینهکاری است. البته واژه «Persian» در این عنوان بهمعنای «ایرانی» و اطلاق به منطقه تحتتأثیر سبک معماری ایرانی است که بسیار فراتر از مرزهای امروز ایران و یا همان ایران فرهنگی است. بدیهی است که منظور از این واژه فقط فارسیزبانها نیستند؛ بلکه همه ایرانیان است. علاوهبر این موارد، در این پرونده برای نخستین بار عنوان «معماری ایران» ثبت و وارد اسناد حقوقی یونسکو میشود.»
نیکمان معتقد است یکی از نکات مثبت این پرونده همین عنوانی است که برای آن انتخاب شده: «بسیار لذتبخش است که این نام هنگام ثبت پرونده در اجلاس رسمی خوانده خواهد شد و کلمه «Persian» در آن میدرخشد. کلمهای که هم گستره جغرافیایی و هم گستره تاریخیاش فراتر از مرزهای ایران امروز و متعلق به ایران فرهنگی است.»
او از کارشکنیها و نبود حمایتهای لازم در روند تدوین و ارائه پرونده هم میگوید و اینکه بهرغم حمایت برخی مدیران که نامشان ذکر شد، بودند و هستند کسانی که نمیخواستند این پرونده به نتیجه برسد: «بهدلیل محدودیت زمان و همزمانی پایان مهلت ارائه پرونده با تعطیلات نوروز، بسیاری از همکاریها امکانپذیر نبود. درنهایت این پرونده را در آخرین روز مهلت مقرر، با هزینه شخصی به پاریس بردم و به دبیرخانه یونسکو تحویل دادم.»
میراثداران آینهکاری
مدیرعامل مؤسسه میراث مانا نقش به علاقه شخصیاش به این پرونده اشاره میکند و اینکه شادی میراثداران این هنر برایش اهمیت ویژهای داشته؛ چراکه خود را بخشی از آن جامعه میدانسته: «بهعنوان کسی که بخشی از زندگی و تحصیلاتش با معماری آمیخته است و در حوزه میراث ناملموس هم بهصورت تخصصی فعالیت میکند؛ به این پرونده یک حس تعلق ویژه داشتم. البته نخست به فرهنگ ایران عرق دارم؛ هر چند هنگام تدوین برخی پروندهها، مانند نمدمالی، بیشتر سعی کردم دقیقترین و بهترین کار ممکن را برای ایران انجام دهم. اما در این پرونده، حس تعلق به جامعه میراثدار داشتم. این حس، زمانی که میدانستم ثبت این عنصر، بخش قابلتوجهی از جامعه میراثداران این هنر را از معماران سنتی و دانشگاهیان گرفته تا مرمتگران و هنرمندان این رشته را خوشحال و دلگرم میکند، تقویت میشد.»
بعد از ثبت چه باید کرد؟
یکی از نقدهایی که در زمینه میراث ناملموس مطرح است، بیتوجهی به موضوع پاسداری از این میراث است. نیکمان درباره اینکه بعد از ثبت این عناصر در فهرست میراث ناملموس جهانی چگونه باید از آنها پاسداری کرد، میگوید: «چه کنوانسیون ۲۰۰۳ یونسکو باشد و چه نباشد، وظیفه جوامع پاسداری از میراثشان است. کنوانسیون بر همین اساس شکل گرفته تا به دولتها و ملتها کمک کند، پاسداری بهتری از میراثشان داشته باشند. پاسداری بهمعنای همه اقداماتی است که تضمین میکند این میراث بهشکلی درست به نسل آینده برسد. ثبت -چه ملی، چه جهانی- بخشی از پاسداری است. شناسایی، مستندسازی، آموزش و ترویج هم از دیگر اقدامات پاسدارانهاند. بنابراین، نباید فکر کنیم ثبت جهانی تمام کاری است که باید انجام شود.»
او البته معتقد است ثبت عناصر در فهرست جهانی از نظر وجهه بینالمللی اقدام مثبتی است: «فرهنگ ما چه ثبت شود چه نشود، غنی و فاخر است؛ اما جامعه جهانی امروز با سند رسمی و ادبیات حقوقی سروکار دارد. بنابراین، ثبت جهانی فرصتی برای متجلیکردن این افتخار فرهنگی است.»
مدیر پرونده آینهکاری درباره اینکه چه کسی باید پاسدار این میراث باشد، تأکید دارد: «پیش و پس از ثبت، پاسداری باید ادامه داشته باشد. پاسداری بهعهده جوامع میراثدار است؛ همانطورکه در طول تاریخ -حتی زمانی که کنوانسیونی وجود نداشت- مردم با خرد جمعی از فرهنگشان پاسداری میکردند. بعد از ثبت جهانی هم همین مردم باید پاسداری را ادامه دهند. نقش دولت، نقش حامی و پشتیبان است.» او بر این باور است که دخالت مستقیم دولت در پاسداری میتواند عناصر فرهنگی را از مسیرشان منحرف کند: «در طول تاریخ دولتهایی بودهاند که بهدلیل دیدگاه سیاسی و ایدئولوژیک، بخشهایی از میراث را تغییر داده یا سعی در کنار گذاشته شدن آن داشتهند. اگر دولتها در راهبری برنامههای پاسدارانه دخالت کنند، نقش جوامع محلی کمرنگ میشود و میراث بهسمتی میرود که دولتها میخواهند. پس همچنان جامعه باید نقش خود را ایفا کند و دولت هم بسترسازی و حمایت بیشتری داشته باشد، اما دخالت مستقیم نکند.»
تا پایان هفته جاری تکلیف پرونده هنر آینهکاری مشخص خواهد شد. با ثبت این هنر در فهرست میراثفرهنگی ناملموس یونسکو، ایران ۲۷ عنصر جهانی در این فهرست خواهد داشت. ثبت جهانی آینهکاری میتواند جایگاه ویژهای برای عناصر معماری ایرانی در فهرست ناملموس جهانی ایجاد کند. اما باز باید این جمله کلیشهای را تکرار کرد که ثبت جهانی، پایان مسیر نیست و بهانهای است برای اینکه با جدیت بیشتری در جهت پاسداری از این میراث تلاش کنیم.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی:
تعیین تکلیف حقوقی بناهای تاریخی، از اولویتهای وزارت میراثفرهنگی
گامی در راستای حفاظت از میراثفرهنگی؛
اخذ سند مالکیت تکبرگی برای برج تاریخی چهل دختران سمنان
افتتاح بزرگترین باغ موزه گیاهان دارویی کشور در البرز
۲۷ اثر میراثفرهنگی ناملموس ایران در فهرست آثار جهانی ثبت است
محل قلعه تاریخی نهاوند شناسایی شد
سرنوشت نامعلوم فرشهای دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرشهای ماشینی
بیش از ۵۰ موزه در فهرست آسیبهای جنگ اخیر
معرفی ۱۱۳ طرح صنایعدستی لالجین به بانکها برای دریافت تسهیلات
شیراز، مکث تقویم در شهــــــر راز
چرا ثبت روستاهای ایران در فهرست روستاهای برتر گردشگری جهان منجر به توسعه محلی نشده است؟
جهانیشدن بیاثر روستاهای ایران
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
گنجیابی در سایه جنگ
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید