تبعیضی با عنوان «غیرمعلول‌گرایی» یا «توان‌زدگی»





تبعیضی با عنوان «غیرمعلول‌گرایی» یا «توان‌زدگی»

23 آبان 1404، 18:06

در جهان امروز، وقتی سخن از تبعیض به میان می‌آید، اغلب ذهن‌ها به‌سمت تبعیض‌های نژادی، جنسیتی یا طبقاتی می‌رود. اما در پسِ این دسته‌بندی‌های شناخته‌شده، نوعی دیگر از تبعیض اجتماعی وجود دارد که کمتر درباره‌اش گفته و نوشته شده است؛ تبعیضی پنهان اما عمیق به‌نام «غیرمعلول‌گرایی» یا «توان‌زدگی» (Ableism).

توان‌زدگی فرهنگی است که در آن، افراد دارای معلولیت «کم‌ارزش‌تر»، «ناتوان‌تر» یا «نیازمند ترحم و درمان» تلقی می‌شوند.

 در این نگرش، بدن یا ذهن غیرمعلول به‌عنوان معیار «نرمال بودن» و «انسان کامل» در نظر گرفته می‌شود و هرگونه تفاوت از این الگو، نوعی نقص یا کمبود شمرده می‌شود.

این پدیده، همانند نژادپرستی یا جنسیت‌گرایی، نوعی تبعیض ساختاری و فرهنگی است؛ چراکه به‌جای پذیرش تفاوت و تنوع انسانی، بر برتری یک گروه بر گروهی دیگر تأکید می‌کند. درواقع، توان‌زدگی جامعه‌ای می‌سازد که در آن افراد دارای معلولیت نه براساس شایستگی‌ها و ظرفیت‌های انسانی‌شان، بلکه صرفاً با معیار «توانایی جسمی یا ذهنی» سنجیده می‌شوند.

نمونه‌های این نگرش را می‌توان در بسیاری از عرصه‌های اجتماعی مشاهده کرد؛ از طراحی ساختمان‌هایی بدون رمپ و دسترسی مناسب برای ویلچر، تا سیستم حمل‌ونقلی که حضور افراد دارای معلولیت را نادیده می‌گیرد. حتی در فضای فرهنگی و رسانه‌ای نیز، تصویر افراد دارای معلولیت غالباً به‌شکل افرادی ناتوان، وابسته یا نیازمند دلسوزی بازنمایی می‌شود.

ریشه‌های توان‌زدگی را می‌توان در دو دیدگاه مسلط یافت:

یکی نگاه پزشکی که معلولیت را نوعی «اختلال» یا «بیماری» می‌بیند که باید درمان شود؛ و دیگری نگاه اقتصادی که ارزش انسان را در میزان «بازدهی و تولید» او خلاصه می‌کند. چنین دیدگاه‌هایی، سال‌ها موجب حذف و حاشیه‌نشینی میلیون‌ها نفر از افراد دارای معلولیت در سراسر جهان شده است.

اما تاریخ نشان می‌دهد این تبعیض همواره با مقاومت روبه‌رو بوده است. از دهه‌ ۱۹۶۰ میلادی، جنبش‌های مدنی معلولان در آمریکا و بریتانیا شکل گرفتند؛ جنبش‌هایی که شعارشان استقلال، برابری و حق زندگی بدون ترحم بود. نتیجه‌ این تلاش‌ها تصویب قوانین مهمی مانند «قانون منع تبعیض علیه افراد دارای معلولیت» (ADA) در آمریکا در سال ۱۹۹۰ بود؛ قانونی که نقطه‌عطفی در تاریخ حقوق بشر و برابری اجتماعی به شمار می‌رود.

با‌این‌حال، توان‌زدگی هنوز در لایه‌های فرهنگی، آموزشی و حتی اداری بسیاری از جوامع -از جمله جامعه ما- وجود دارد.

زمان آن رسیده است که این تبعیض پنهان را بشناسیم و در برابرش بایستیم.

برای ساختن جامعه‌ای انسانی و برابر، باید بپذیریم بدن انسان‌ها، هرچند متفاوت، همگی ارزشمندند.

هیچ‌کس به‌سبب شکل بدن، توان حرکتی، یا شیوه‌ درک و ارتباطش نباید از حقوق و کرامت انسانی‌اش محروم شود.

جهانی عادلانه‌تر از آنِ ماست، اگر بیاموزیم که زیبایی و توانایی را در گوناگونی انسان‌ها ببینیم، نه در یکسانی آنها.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

انسان، پناهنده داستان است

روایت چگونه امکان تجربه روزگار نیامده را فراهم می‌کند؟

انسان، پناهنده داستان است

چطور اصفهان در حضور و بی‌حضور زاینده‌رود شهر دیگری است؟

در فراسوی رودخانه

چطور اصفهان در حضور و بی‌حضور زاینده‌رود شهر دیگری است؟

مالک و ناظر، روی یک صندلی

«پیام ما» گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس درباره سلامت شرکت‌های دولتی و نقش حکمرانی شرکتی را بررسی می‌کند

مالک و ناظر، روی یک صندلی

میوه‌های تلخ جنگ

نگاهی به کتاب «دو زن» نوشته «آلبرتو موراویا»

میوه‌های تلخ جنگ

حفاظت از محیط‌زیست با ممنوعیت پیش نمی‌رود

حفاظت از محیط‌زیست با ممنوعیت پیش نمی‌رود

تأکید وزیر آموزش و پرورش بر هوشیاری دانش‌آموزان در برابر آسیب‌های فرهنگی

تأکید وزیر آموزش و پرورش بر هوشیاری دانش‌آموزان در برابر آسیب‌های فرهنگی

جهانی که انتخاب‌مان نبوده است

میان آنچه به ما داده شده و آنچه می‌توانیم از آن بسازیم

جهانی که انتخاب‌مان نبوده است

«آلبلاغ»؛ روایتی از یک حادثه و پرسش‌هایی که هنوز بی‌پاسخ مانده‌اند

«آلبلاغ»؛ روایتی از یک حادثه و پرسش‌هایی که هنوز بی‌پاسخ مانده‌اند

غذا، گرفتار پسماند شهری

«پیام ما» وضعیت تولید پسماند غذایی و مدیریت آن را در شهرها بررسی می‌کند

غذا، گرفتار پسماند شهری

تأملی بر چالش‌های هماهنگی نهادی در مدیریت مسائل سرزمینی ایران

از مدیریت بحران تا حکمرانی پیشگیرانه

تأملی بر چالش‌های هماهنگی نهادی در مدیریت مسائل سرزمینی ایران