در رثای بازیگر باوقار و بی­ حاشیه سینمای ایران در جهان

خدانگهدار آقای سفیر





خدانگهدار آقای سفیر

۲۰ آبان ۱۴۰۴، ۱۸:۳۰

«همایون ارشادی» پس از یک دوره درگیری با بیماری سرطان درگذشت. خبر کوتاه بود و به‌قول احمد شاملو «واقعه، سخت نامنتظر!». سینمای فقیر ایران مایه‌های اعتبارش را یکی‌یکی از دست می­دهد و سوگوار جای­ خالی‌شان می­ماند. رفتن بازیگر پرکار و محبوبی مثل همایون ارشادی برای فعالان سینمای امروز که نمایشگاه سخافت و بی‌اخلاقی است، نباید حادثه مهمی باشد. نهایتش پیام‌های تسلیتی و سبدهای گلی و مراسم یادبودی و… تمام. اما از نگاهی دیگر مرگ او نقطه پایانی است بر یکی از ظرفیت‌های مهجور فرهنگی که از یاد رفتنش در کشاکش سعایت‌ها و سهم‌خواهی‌ها از بازار حقیر داخلی طبیعی است.

ارشادی بازیگری دانش‌آموخته نبود، ولی «حضور» و «آن»ی داشت که او را مسئله‌آموز صد مدرس کرد. همین فراغت از تکنیک­‌های آماده‌سازی نقش شاید نقطه‌قوتی شد که پس از یکی‌دو حضور گذرا و تفریحی در سینما، فرصت ایفای نقش اصلی دو شاهکار «طعم گیلاس» و «درخت گلابی» را بیابد و پس‌ازآن، با بیش از ۶۰ فیلم و ۲۰ مجموعه تلویزیونی در حافظه جمعی ایرانیان ماندگار شود.

سینمای ایران دیگر محصولی نداشت که ردای شخص اولش درخور قامت بلند ارشادی باشد و او عمدتاً بازیگر نقش‌های مکمل ماند؛ ولی هرگز در قالب شخصیت روشنفکر سرگشته (که پرسونای نقش‌های او در دو فیلم مهمش بودند) کلیشه نشد و طیف متنوعی از موقعیت‌های انسانی و تیپ‌های گوناگون را بازی کرد: مذهبی، هوس‌ران، متحجر، فداکار، سرخوش، دلسوز، مردد، خلافکار و… و با تکیه بر همان قدرت حضور، دو مشخصه اصلی بازی‌هایش یعنی نگاه خیره و صدای منوتون را که ممکن است برای برخی بازیگران نقطه‌ضعف و سدّ راه شوند، تبدیل به شناسه اصلی و امضای خود کرد.

اما از نگاه بسیاری، ارج و قرب همایون ارشادی تنها محدود به این نقش‌ها نیست، بلکه او را سفیر شایسته سینمای ایران در جهان می‌شناسند. ارشادی با ایفای نقش در هفت فیلم «بادباد‌ک‌باز» (مارک فارستر – ۲۰۰۷)، «آگورا» (آلخاندرو آمنابار – ۲۰۰۹)، «نیمه‌شب و سی دقیقه» (کاترین بیگلو – ۲۰۱۲)، « تحت‌پیگردترین» ( آنتون کوربین- ۲۰۱۴)، «اتوپیا» (حسن ناظر- ۲۰۱۵)، «علی و نینو» (عاسیف کاپادیا – ۲۰۱۶) و «آخرین ساکن» (جیوان آوتیسیان- ۲۰۱۶) پرکارترین بازیگر مقیم ایران در سینمای جهان است که عمدتاً برای ایفای نقش‌های برجسته در آثاری معتبر با پخش جهانی دعوت به همکاری شد و بازی‌اش در نقش شخصیت‌های چندلایه و عمیق مورد توجه و تحسین منتقدان و داوران جشنواره‌ها قرار گرفت و پایش را به مربی‌گری چند مسترکلاس بین‌المللی هم باز کرد.

اگرچه عمدتاً او را برای ایفای نقش شخصیت‌های شرقی و خاورمیانه‌ای می‌خواستند، ولی کیفیت بازی و حضورش کمتر از ستارگان هم‌بازیش در این آثار نبود؛ افسوس که سینمای ایران عرصه مناسبی برای توانمندی‌های امثال ارشادی فراهم نکرد و حتی همکار‌ی‌های مجدد با داریوش مهرجویی در آثار متأخرش نیز به فراخور کیفیت کلی آن فیلم‌ها رنگ‌وبویی نداشت. درنتیجه، او را کنار ستاره‌های انگلیسی و آمریکایی آثار فارستر و بیگلو و کوربین پذیرفتنی‌تر می‌یافتیم تا در درام‌های جعلی وطنی و در سایه سوپراستارهای آن.

امروز که در میان ما نیست، یادش فراتر از یک بازیگر توانا، بیشتر به‌عنوان شایسته‌ترین سفیر فرهنگی ایران در حرفه‌ای­ترین سطوح سینمای دنیا ماندگار خواهد بود و اسم همایون ارشادی برای سینما­دوستان جهان با نقش‌هایی چون ثروتمند تحت‌تعقیب پاکستانی، پدر فرهیخته افغانستانی و روشنفکر جویای مرگ ایرانی عجین است.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

، ،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق