انگار خودش را جلوی دوربین آورده بود





انگار خودش را جلوی دوربین آورده بود

۲۰ آبان ۱۴۰۴، ۱۸:۲۴

«همایون ارشادی» در ابتدا به‌عنوان نابازیگر وارد سینما شد. فیلمسازان شاخص ایران مثل «بهرام بیضایی» و «عباس کیارستمی» از بازیگران غیرحرفه‌ای استفاده کردند، ولی بازیگرهای غیرحرفه‌ای فیلم‌های آنان نتوانستند وارد دنیای حرفه‌ای شوند. اما همایون ارشادی به‌خصوص بعد از دو فیلم «طعم گیلاس» کیارستمی و «درخت گلابی» داریوش مهرجویی که در هر دو نقش نابازیگرانه داشت، جذب بازیگری حرفه‌ای هم شد.

او هیچ‌وقت نتوانست در سینمای حرفه‌ای به‌اندازه‌ دو فیلم طعم گیلاس و درخت گلابی بدرخشد. علت این است که کیارستمی و مهرجویی توانستند تیپ همایون ارشادی را با هوشمندی کشف کنند و از آن بیشترین استفاده را ببرند. همایون ارشادی به‌واسطه نوع بیان کلامش و تیپ ظاهری اندیشمندانه‌اش که می‌توانست شمایل یک فیلسوف و اندیشمند را به خود بگیرد، برای این دو فیلمساز کارآمد بود. هر دو این فیلمسازها از طریق نقش‌آفرینی همایون ارشادی توانستند تصویر یک اندیشمند را ارائه دهند. در فیلم کیارستمی از پیشینه این اندیشمند اطلاعی نداریم، اما در فیلم مهرجویی پیشینه آن اندیشمند بیان می‌شود و به‌نوعی می‌توان گفت آن شخصیت فیلم درخت گلابی شکل داستانی‌شده شخصیت غیرداستانی کیارستمی از او در فیلم طعم گیلاس است. درواقع، در فیلم طعم گیلاس عامدانه چیزی از شخصیت و هویت آن اندیشمند گفته نمی‌شود، اما همه اینها را داریوش مهرجویی در فیلم درخت گلابی در اختیار ما می‌گذارد. البته هیچ‌کدام از این کارگردانان چنین قصدی نداشتند، اما می‌توان این‌طور تحلیل کرد چگونه شخصیت این دو فیلم به یکدیگر شبیه می‌شود.

فارغ از این نکته، به‌نظر می‌رسد هر دو این کارگردانان تیپ شخصیتی خاص همایون ارشادی را دریافتند و هردو استفاده مشترکی از آن کردند. این استفاده مشترک نمایش انسانی در موقعیت اگزیستانسیالیستی است؛ جایی که او درگیر پرسش‌هایی درباره هستی و نیستی و مرگ و زندگی شده. همایون ارشادی در اینجا توانست ویژگی‌های تیپیک خود را به‌خوبی از طریق میمیک صورت و نوع بیان به نمایش بگذارد. این ویژگی، ویژگی خود همایون ارشادی بود و او نقش بازی نمی‌کرد تا چیزی به آن اضافه کند. انگار خودش را جلوی دوربین آورده بود و آن را در معرض دید مخاطب قرار می‌داد.

همان‌طورکه گفته می‌شود، در تاریخ سینما «آیزنشتاین» نیز به همین شیوه از بازیگران استفاده می‌کرد. برای مثال، بازیگر فیلم «رزم‌ناو پوتمکین» در دنیای واقعی کارگر بود، اما ازآنجاکه ظاهرش شبیه پزشکان بود، آیزنشتاین او را برای نقش پزشک در فیلمش انتخاب کرد. در سینمای ایران نیز در آثار مهرجویی و کیارستمی همین روش به کار گرفته شد و نتیجه آن موفقیت‌آمیز بود. بااین‌حال، ارشادی در فیلم‌های دیگر، جایی که کارگردانان انتظار نقش‌هایی خارج از این تیپ را داشتند، نتوانست همان تأثیر را تکرار کند.

درواقع، این دو کارگردان که می‌توان به آنان فیلسوفان سینمای ایران گفت، توانستند از ویژگی‌های تیپیک ارشادی در راستای اهداف خودشان برای نمایش شخصیتی در یک وضعیت مسئله‌ساز یا اگزیستانسیالیستی استفاده کنند که بقیه فیلمسازها نتوانستند یا نخواستند از آن بهره ببرند.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

، ،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شهــرکُــشــــــی

شهــرکُــشــــــی