روایت زمین‌شناس ایرانی که شهرتش در آلمان بیشتر است

کاش می‌توانستم برای ایران کار کنم





کاش می‌توانستم برای ایران  کار کنم

۱۶ مهر ۱۴۰۴، ۲۳:۴۹

«من یک بچه دهاتی بودم. در «بردسیر» بزرگ شدم. پدر و مادرم سواد نداشتند.» این را به «پیام ما» می‌گوید. او که در نودویکمین نشست «دوشنبه‌های ایکوم» با عنوان «موزه‌ها و معضل گردشگری» شرکت کرده بود، سال‌ها برای زمین‌شناسی ایران تلاش کرده و با فعالیت در دانشگاه‌ تهران و آخن آلمان، سهمی مهم در توسعه این حوزه دارد و هنوز نگران آینده زمین‌شناسی و فعالیت موزه‌ها در ایران است. مهم‌ترین میراث او، «موزه شهاب‌سنگ نراق» است. اما چرا او به «نراق» رفت و این موزه را ایجاد کرد؟ در چهره این مرد ۸۶ساله وطن‌دوستی‌اش به‌خوبی پیداست. صحبت‌هایش نشان از آن داشت که ای کاش می‌توانستم همه‌ این فعالیت‌ها را برای ایران انجام دهم؛ اما افسوس که طی این سال‌ها گردشگری در این حوزه، از جمله توسعه ژئوپارک‌ها، موزه‌ها و به‌خصوص موزه شهاب‌سنگ نراق به‌خوبی انجام نشده است. او باز هم با کوله‌باری از بغض و افسوس، ایران را به مقصد آلمان ترک می‌کند.

برای نشست «موزه‌ها و معضل گردشگری» ایکوم دعوت شده بود. با همه افراد خیلی گرم و راحت صحبت می‌کرد؛ انگار رفاقتی چندساله با همه داشت. چهره‌اش، چین‌و‌چروک‌هایش، موهای سفیدش، همگی نشان از عمری سرشار از تجربه داشتند. شروع به صحبت که کرد، همه افراد سالن در آرام‌ترین حالت ممکن قرار گرفتند. صدایش آرام بود و گرد روزگار بر آن نشسته بود. کودکی‌اش را در «بردسیر» کرمان سپری کرده و بعد از کلاس چهارم ابتدایی برای ادامه تحصیل به کرمان و سپس تهران رفته بود. به ۱۸سالگی که می‌رسد، ایران را به مقصد آلمان ترک می‌کند. «من یک بچه دهاتی بودم. در ده بزرگ شدم. پدر و مادرم سواد نداشتند.» این را با همان صدای گرم و آرامش می‌گوید. آلمان برایش شروع فصل تازه‌ای از زندگی‌ بود. احتمالاً زندگی در منطقه‌ای کویری او را به سنگ‌ها و زمین علاقه‌مند کرده و همین باعث شده رشته زمین‌شناسی را انتخاب کند، اولین قدم‌ها را در مسیر علم بردارد و تحقیق و پژوهش را در دنیای بی‌انتهای سنگ‌ها و آتشفشان‌ها شروع کند.
بعد از اتمام تحصیلات و کسب دکترا از «دانشگاه آخن آلمان»، به ایران باز می‌گردد. در مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران شروع به فعالیت می‌کند. در همین حین است که دیدار او با شهاب‌سنگ نراق رقم می‌خورد: «در سال ۱۳۵۳ که از طرف مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران برای تحقیق درباره فرونشست زمینی به استان زنجان رفته بودم، از مؤسسه به من خبر دادند سنگی از آسمان بر سقف مدرسه‌ای در نراق فرود آمده و من باید هرچه زودتر به نراق بروم.» این را در سایتی که خودش برای «موزه شهاب‌سنگ نراق» ایجاد کرده است، نوشته. در سایت موزه مطالب و عکس‌هایی می‌بینید که مسیر خلق این موزه را به‌روشنی نشان می‌دهد. در عکس‌های اولیه او جوان است و مشخص است که چقدر غرق کارش شده و خود را وقف این حوزه کرده است. از همان ابتدا تلاش‌های بسیاری کرد تا این موزه و این اتفاق را به گوش همه برساند. اما طی این سال‌ها فقط در همان لحظاتی که او به ایران می‌آید و به موزه سر می‌زند، موزه مورد توجه قرار می‌گیرد و بعد از رفتن او این موزه در تاریکی فرو می‌رود و باز هم برای همه ناشناخته باقی می‌ماند.
اگر در حوزه زمین‌شناسی و شهاب‌سنگ مطالعاتی داشته باشید، احتمالاً تا اینجای کار توانسته‌اید این فرد را بشناسید. در حوزه زمین‌شناسی، اسم او با «شهاب‌سنگ نراق» گره خورده است، اما افراد کمی هستند که نام او را شنیده‌اند. این مرد ۸۶ساله که هنوز هم دغدغه ایران را دارد، «ایرج عشقی» است: مردی از کویر، سرشار از دانش و علم، با کوله‌باری از تجربه. صحبت‌هایش نشان از آن داشت که ای کاش می‌توانستم همه‌ این فعالیت‌ها را برای ایران انجام دهم. عشقی فعالیت‌های علمی زیادی در آلمان دارد. عشقی با طراحی و راه‌اندازی مرکز زمین‌شناسی و موزه آتشفشانی در شهر «دان»، که در «ایالت راینلند-فالتس آلمان» قرار دارد، به معرفی و ترویج علوم زمین پرداخته است. این مرکز به‌عنوان خانه روابط‌عمومی علوم زمین، بیش از ۶۰ سایت زمین‌شناسی دیدنی و جالب را در منطقه معرفی کرده و نقش مهمی در آموزش عمومی و جذب گردشگران علمی داشته است.
مورد دیگری که به‌عنوان شروعی بر گردشگری علمی در مسیر عشقی بوده است، ژئوپارک‌ها هستند. ژئوپارک‌ها مناطقی هستند که در آنها ژئوسایت‌ها یا مکان‌های شاخص زمین‌شناسی مانند دهانه‌های آتشفشانی، غارهای نمکی یا محل سقوط شهاب‌سنگ‌ها شناسایی می‌شوند و با هدف حفاظت علمی، آموزشی مورد توجه قرار می‌گیرند. این فضاها علاوه‌بر نقش پژوهشی، فرصتی برای آموزش دانش‌آموزان، دانشجویان و گردشگران درباره زمین‌شناسی و تاریخ طبیعی فراهم می‌کنند و از طریق گردشگری پایدار به رونق اقتصادی منطقه کمک می‌کنند، بی‌ آنکه به محیط‌زیست آسیب برسانند. نکته مهم دیگر در ژئوپارک‌ها، مشارکت فعال جامعه محلی است که در نگهداری، معرفی و بهره‌برداری از این میراث طبیعی سهمی اساسی دارند. «اولین ایده ژئوپارک در آیفل آلمان از سال ۱۹۸۶ شروع شد و در سال ۲۰۰۰ به‌بعد گسترش پیدا کرد. ژئوپارک‌ها اولین گردشگری علمی در دنیا شدند. این گردشگری علمی باید با زبان ساده توضیح داده شود که همه آن را بفهمند و برای توزیع علم در جامعه نیز خوب است.» این را با حالتی حسرت‌آمیز می‌گوید؛ چراکه خواسته او در تمام این سال‌ها این بود که همه این فعالیت‌ها را در کشور خود، یعنی ایران، نیز انجام دهد، اما انگار در هر سفر به ایران با دستانی خالی باز می‌گردد.
«موزه شهاب‌سنگ نراق» برای او ارزشی بیشتر از یک کار علمی دارد و طی این سال‌ها همواره تلاش کرده تا توجه‌های بیشتری به آنجا جلب کند. او از انواع سنگ‌هایی که در موزه جمع‌آوری شده است، می‌گوید: «در این موزه، سنگ‌های مختلفی از جنس سنگی، آهنی و حتی شهاب‌سنگ‌هایی از ماه و مریخ وجود دارد. همچنین، انواع سنگ‌های موجود در زمین، مانند سنگ‌های دگرگونی و سنگ‌های برخوردی که در اثر برخورد شهاب‌سنگ با سنگ‌های زمین ایجاد شده‌اند، در این موزه جمع‌آوری شده است. این، تنها موزه‌ای در دنیا است که در محل برخورد شهاب‌سنگ ساخته شده.»
از مهم‌ترین دغدغه‌های عشقی این بود که هیچ متخصصی در این موزه برای انجام فعالیت‌های علمی و پژوهش‌های بیشتر حضور ندارد: «در حال حاضر این مجموعه به شهرداری سپرده شده است. تعدادی خانم را آموزش داده‌ایم تا معرفی مختصری از سنگ‌ها برای عموم انجام دهند، اما متخصص این حوزه نیستند و اگر دانشجویی برای بازدید به آنجا رود، متخصصی برای پاسخگویی به او وجود ندارد. موزه باید طوری طراحی شود که همه اقشار جامعه را به خود جذب کند و هم پاسخگوی کودکان و مردم عامه باشد و هم دانشجویان.»
نشست به اتمام رسیده و همه دور او را گرفته‌اند. آرام‌آرام از پله‌ها پایین می‌آید و از همه خداحافظی می‌کند و عازم سفرش به آلمان می‌شود. در نگاهش امید موج می‌زند. او هنوز از این مردم و کشورش قطع امید نکرده است. اما نمی‌دانیم دوباره چه زمانی او را کنار خود خواهیم داشت و آیا وضعیت موزه‌ها و گردشگری بهتر شده است یا نه؟ آیا در سفر بعدی‌اش می‌توانیم به‌جای بغض در گلویش، لبخندی بر لب‌هایش ببینیم؟ آیا موزه‌ها را به‌عنوان پتانسیلی برای توسعه گردشگری خواهیم دید؟ یا همچنان گمنام باقی می‌مانند؟

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *