مترجمی میان انسان و طبیعت
11 مهر 1404، 17:55
از دیروز شبکههای اجتماعی پر است از ویدئوهایی که بخشی از زندگی و لحظههای ناب جین گودال را مرور میکنند. من هم، احتمالاً مثل خیلیهای دیگر، سعی میکنم تکتکشان را ببینم؛ حتی اگر پیشتر بارها آنها را دیده باشم. انگار کارکرد مرگ برای بازماندگان همین است: یادآوری دوباره آن که رفته است؛ ویژگیها، خاطرهها و مهمتر از همه میراثش.
میراث جین گودال چیزی فراتر از پژوهشهای زیست-رفتارشناسی یا سالها زندگی در کنار شامپانزههاست. میراث او «امید» است؛ امید به اینکه حضور هر فرد میتواند جهان را تغییر دهد. او به ما نشان داد با درست دیدن خود و جهان، میتوان به بودن معنا داد. هنوز وقتی ویدئویی را میبینم که در آن به زبان شامپانزهها صبح بخیر میگوید یا صحنهای که شامپانزهای پس از رهاسازی پیش از رفتن او را محکم در آغوش میگیرد، به این فکر میکنم که چگونه این رفتارها جهان انسان را تغییر دادند. جین گودال همانند یک مترجم میان ما و آنها ایستاد و راهی گشود تا بتوانیم «بهنظر غریبههایی» چون شامپانزهها را به جهان خود نزدیکتر ببینیم.
بزرگی او تنها در دانش و پژوهشهایش نبود؛ در «ترجمه صبورانه و پیگیرانه»اش بود. جین پلی ساخت میان زبان حیوانات و درک انسانها؛ پلی که از خلال آن نهفقط جامعه کوچک و دغدغهمند محیطزیستی، بلکه میلیونها انسان در سراسر جهان توانستند با واقعیتی تازه روبهرو شوند.
برای ما که در جامعهای محدود از کنشگران محیطزیست کار میکنیم، بارها پیش آمده که احساس تنهایی کنیم؛ گویی صدایمان تنها در حلقهای کوچک شنیده میشود. اما جین گودال کاری کرد که از این حلقه فراتر رفت. امروز وقتی در شبکههای اجتماعی میبینم کسانی که هیچ نسبتی با جامعه محیطزیستی ندارند، ویدئوهای او را به اشتراک میگذارند یا با احترام یادش را زنده میکنند، به قدرت بینظیر حضورش پی میبرم. این همان هنر جین بود: فراتر رفتن از مرزهای حرفهای و تخصصی و الهام بخشیدن به دلها.
او این کار را با متواضع بودن، با استمرار و با باور عمیق به پیوند انسان و طبیعت انجام داد. شاید ما هرگز ندانیم شامپانزهها بعد از او چه فکری درباره ما میکنند یا جین از ما چه روایتی برای آنها ساخته است، اما میدانیم که در این سوی داستان، ما یک تسهیلگر، یک راوی و یک دانشمند بزرگ را از دست دادهایم.
میراث او اما همچنان زنده است؛ نهفقط در کتابها و سخنرانیها، بلکه در قلبها. جین به ما آموخت که حتی یک نفر میتواند زبان طبیعت را برای بشریت ترجمه کند و صدایی خاموش را به گوش جهان برساند. مرگش پایان نیست، بلکه یادآوری دوباره است که امید، استمرار و فروتنی میتواند جهانی را تغییر دهد.
برچسب ها:
نظر کاربران
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
نگاهی به رمان «آخر دنیا» نوشته «جنی ارپنبک»؛ روایتی از زندگیهایی که میتوانستند اتفاق بیفتند
اگر میشد زندگی را از نو نوشت
تمامقد به احترام شهدای دانشآموز میناب و لامرد
ای داغ، از قلب پریشانم چه میخواهی
شهر زرقان که سالها گرفتار انبوه صنایع بوده، حالا با بوی شدید و غیرعادی گاز و مواد شیمیایی روبهروست
نفستنگی در مجاورت «پارک ملی بمو»
پشت روایت «روستای گمشده»
صلح از جایی آغاز میشود که «دیگری» را به رسمیت بشناسیم
نورپردازی بناهای مسکونی؛ از نمایش اجتماعی تا هزینههای پنهان انرژی و شهری
پیامدهای یک هشدار جهانی برای ایران
مسئولان محیطزیست در نشست خبری «کاپ ۷» چالشهای زیستمحیطی دریای خزر را تشریح کردند
ضرورت همکاری پنج کشور ساحلی برای حفاظت از خزر
بررسی بحران کاهش تراز دریای خزر و حفاظت از فوک خزری در اجلاس کاپ ۷
شناسایی و مستندسازی سه غار در شهرستانهای سیرجان، زرند و راور
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




زهره
سپاس بیکران،
بسیار جالب و خواندنی بود، این مقاله. 👌👌